ثقلین
TasvirShakhesvelayat8

با همین لبخند

شهید کاظم رستگار

بعد از برگزاری جلسه‌ی کاظم، دفتر امام وقتی را برای ملاقات به او داد و کاظم به دیدن امام رفت. موقع برگشتن خیلی خوشحال بود. ...

TasvirShakhesvelayat7

 قلب مطمئنه

شهید ابراهیم امیر عباسی

نوبت کشیک من و ابراهیم بود. از جایی که ما بودیم، امام را راحت می شد ببینیم؛ داشتند توی حیاط قدم می‌زدند و طبق معمول؛ ...

TasvirShakhesmarefat7

درس عبرت

شهید عبدالمهدی مغفوری

این بزرگوار دنیا و آخرتش برای ما درس عبرت بود. نقل می‌کنند در مأموریتی بی‌آنکه‌ متوجّه بشود سرعت غیرمجاز می‌گیرد و به ماشین شتاب می‌دهد. ...

TasvirShakhesvarzesh2

علاقه‌ی به امام

شهید رضا مقدّم

رضا به امام خیلی علاقه داشت. خیلی برایش عزیز بود. اگر کسی نام امام را می‌برد و آقا نمی‌گفت، با او دعوا می‌کرد. خیلی حسّاس ...

TasvirShakhesvelayat5

 باید تا آخر بایستیم

شهید صمد یونسی

«همیشه می‌گفت، هیچ وقت خدا را فراموش نکنید. باتقوا باشید.» و می‌گفت: «امام فرموده است: «جنگ در رأس همه امور است.» پس ما باید تا ...

TasvirShakhesvelayat4

مسأله‌ی اصلی

شهید علیرضا عاصمی

«علی عاصمی» گاهی در صحبت‌هایش به مسائلی اشاره می‌کرد:«یک عدّه می‌گویند پشت جبهه خودش جبهه است. این‌ها توجیهاتی است برای شیره مالیدن و دلم خوش ...

TasvirShakhesvelayat3

حمایت از حسین زمان

شهید حسین علی‌زاده

در وصیت‌نامه‌ی شهید، روح پیروی از ولایت و عشق به حضرت امام (ره) و انقلاب اسلامی و روحیه‌ی حق شناسی و مهربانی و تواضع نسبت ...

TasvirShakhesmarefat22

 دست بوسی آقا

شهید محسن صانعی مهری

امام خمینی (ره) که به عراق تبعید شده بود، زیارت و مصاحبت با ایشان در خانه‌ی خودش ممنوع بود. چون بیت امام (ره) تحت مراقبت ...

TasvirShakhesVelayat1

درخت تشنه‌ی انقلاب

شهید ابراهیم میرعباسی

چند بار دیگر هم رفته بود جبهه، ولی هیچ بار وصیت‌نامه ننوشت. بار آخر، قبل از رفتنش وصیت‌نامه نوشت.توی قسمتی از وصیّت‌نامه‌اش، به جریان رفتنش ...

TasvirShakhesAhmadToosi

نام امام بر دیوار خانه

شهید علی لبسنگی

روزهای اوج انقلاب بود. شور و هیجان خاصی از او می‌دیدم. روزی دیوارهای خانه را سنگ نما می‌کردیم. استاد بنا تا شب کار می‌کرد و ...

TasvirShakhesBASIRAT18

بانگ صلوات به جای مهمّات!

شهید علی چیت‌سازیان

حسابی خورده بودیم به ته دیگ. نه مهمّات، نه نیرو، هیچی!از آن طرف عراق هم بعد از عملیّات مجنون، حسابی پررو شده بود. انگار همه‌ی ...

TasvirShakhesBASIRAT16

با ذکر این کار را کردم!

شهید علی چیت‌سازان

یک چیزی می‌گویم، یک چیزی می‌شنوید. کانال ماهی شده بود کانال خون! چاره‌ای نبود. بعد از بُرش کانال توسط بچّه‌های تخریب، قرار شد چند تا ...

TasvirShakhesBASIRAT15

با الله اکبر فتح کردیم!

شهید ناصر کاظمی

در حین عملیّات آزادسازی جاده صائین دژ – تکاب، دیدم یک جیپ دارد از پایین تپّه‌ها بالا می‌آید. اوّل فکر کردم ضد انقلاب است. خوب ...

TasvirShakhesbasiraT14

جنگ تبلیغاتی

شهید صفر علی رضایی

رضایی می‌گفت: «ما باید برای شکست دشمن جنگ تبلیغاتی راه بیندازیم. باید نواری از صدای شلیک خمپاره، گلوله و تیراندازی پر کنیم. بعد هم یکی ...

صفحه 42 از 57« بعدی...102030...4041424344...50...قبلی »