امام على(ع) درباره ویژگی‌های انسانی که توانایی اجرای دستورات خداوند را دارد، می‌فرماید: «لَا یُقِیمُ أَمْرَ اللهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا یُصَانِعُ وَ لَا یُضَارِعُ وَ لَا یَتَّبِعُ الْمَطَامِع»؛‏[۱] بر پا ندارد فرمان‌هاى خداوندِ سبحان را، جز کسى که سازش نمی‌کند و خود را خوار نمی‌سازد و از طمع‌ها پیروى نمی‌کند.
شرح روایت:
۱ – «مصانعه» (مصدر «یُصانِعُ» در روایت)؛ در لغت به معنای «[وسیله] رشوه»
[۲] و «سازش کردن»[۳] است. «مضارعه» (مصدر «یضارع» در روایت): مصدر باب مفاعله از ماده ضرع؛ یعنى ذلت و خوارى.[۴]

۲ – امام(ع) در این گفتار پربار و حکیمانه صفات کسانى را که توانایى اجراى اوامر الهى را دارند بیان می‌کند و آن‌را در سه چیز خلاصه کرده است:
الف. سازش کار و اهل رشوه نباشد؛
ب. در مقابل دیگران ذلیل و خوار نشود؛
ج. پیروى از طمع‌ها نکند.

۳ – بدیهى است که سازش با دیگرى باعث رضاى اوست و این عمل مانع از اجراى حدود و دستور الهى درباره او می‌گردد. و همچنین فرومایگى و چشم طمع داشتن به دیگران، هر دو باعث خوددارى از پرداختن به دستورها و حدود الهى است که بر او دشوار می‌نماید.[۵] آنان که اهل سازشکارى و رشوه گرفتن هستند هرگز نمی‌توانند حق را به حق‌دار برسانند؛ چرا که زورمندان اهل باطل آنها را خریدارى می‌کنند و از حق منصرف می‌سازند و در این میان حقوق ضعیفان پایمال می‌شود. همچنین کسانى که ضعیف و ذلیل و ناتوانند قدرت اجراى فرمان خدا را ندارند؛ زیرا اجراى فرمان حق قاطعیت و شجاعت و استقلال شخصیت را می‌طلبد و افراد زبون که به روش اهل باطل عمل می‌کنند توان این کار را ندارند. نیز اشخاص مبتلا به انواع طمع‌ها؛ طمع در مقام، مال و خواسته‌هاى هوس آلود هرگز نمی‌توانند مجرى فرمان خدا باشند؛ زیرا در سر دو‌راهی‌ها و چند‌راهی‌ها راهی را برمی‌گزینند که سود مادی بیشتری برای آنها داشته و از پیمودن راه حق باز می‌دارد. به همین دلیل در طول تاریخ کمتر زمام‌دارى را دیده‌ایم که به طور کامل مجرى فرمان حق باشد، مگر انبیا و امامان و اولیای الهی؛ زیرا زمام‌داران گاه یکى از این سه نقطه ضعف و گاه همه آنها را داشته‌اند؛ از این‌رو از پیمودن راه حق باز مانده‌اند.

۴ – در مورد طمع که مانع سوم است، در روایتى از امام علی(ع) چنین آمده است که: «هیچ چیز مانند بدعت‌ها دین را از بین نمی‌برد و چیزى مانند طمع انسان را فاسد نمی‌سازد».[۶] در حدیث دیگرى از آن‌حضرت می‌خوانیم: «کسى که می‌خواهد در طول عمرش آزاد زندگى کند باید اجازه ندهد طمع در قلبش سکونت یابد».[۷]

 

منبع: اسلام کوئست


[۱]. شریف الرضى، محمد بن حسین‏، نهج البلاغه، محقق، صبحی صالح، حکمت ۱۱۰، ص ۴۸۸، قم، هجرت‏، چاپ اول‏، ۱۴۱۴ق.

[۲]. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح (تاج اللغه و صحاح العربیه)، محقق، عطار، احمد عبد الغفور، ج ۳، ص ۱۲۴۶، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ اول، ۱۴۱۰ق؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۸، ص ۲۱۲، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.

[۳]. فیروز آبادى، محمد بن یعقوب‏، القاموس المحیط، ج ۳، ص ۶۹، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول‏، ۱۴۱۵ق؛ واسطی زبیدی، محب الدین سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق: شیری، علی، ج ۱۱، ص ۲۸۸، بیروت، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.‌‏

[۴]. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، محقق، مخزومى، مهدى، سامرائى، ابراهیم، ج ۱، ص ۲۷۰، قم، هجرت، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق؛ لسان العرب، ج ‏۸، ص ۲۲۲٫

[۵]. ابن ‏میثم بحرانی، میثم بن علی، ‏شرح ‏نهج ‏البلاغه، مترجمان، محمدی مقدم، قربانعلی، نوایی یحیی‌زاده، علی اصغر، ج ۵، ص ۵۰۴، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.

[۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏۷۵، ص ۹۲، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

[۷]. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعه ورام، ج ‏۱، ص ۴۹، قم، مکتبه الفقیه، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.