اندرزهایی از اندرزنامه اردشیر هست یا سخنان انوشیروان یا اوستا و افلاطون و… که بسیار نزدیک و در بعضی مواقع همان سخنان نهج البلاغه و قرآن اند؛ آیا مسلمانان اینها را به نام امامان خود تحریف و جعل کرده اند؟

پاسخ اجمالی

مفاهیمی متعالی وجود دارد که از ابتدای پیدایش بشر توسط پیامبران در میان مردم رواج داده می شد. طبیعی است که این مفاهیم توسط افراد مختلف و در نسل های پیاپی تکرار شوند و پیامبران و اولیا – و حتی مردم عادی – آن آموزه ها را در قالب کلماتی مشابه و یا متفاوت به مخاطبانشان منتقل کرده باشند. با این وجود، مشابه بخش وسیعی از آنچه در قرآن و کتابهایی چون نهج البلاغه آمده را نمی توانیم در متون قدیمی تر بیابیم.
به عبارت دیگر؛ یافتن چند کلمه با ارزش در سخنان برخی از انسان ها (با قطع نظر از این که ممکن است بر گرفته از سخنان اولیای الهی باشد) قابل مقایسه با سخنان ارزشمند فراوان اولیای الهی نیست؛ زیرا پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) به تمام آنچه بشر به آن نیاز دارد آگاهند. در این زمینه دلایل فراوانی وجود دارد ما فقط به نقل یک  روایت بسنده می کنیم:
امام صادق(ع) ‏فرمود: «به راستى من می دانم آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است و می دانم آنچه در بهشت است و آنچه در دوزخ است و می دانم آنچه بود و آنچه می باشد»، سپس اندکى صبر کرد و دید که این سخن بر هر که شنید گران آمد پس فرمود: «من اینها را از کتاب خدای عزّ و جلّ می دانم؛ زیرا خدای عزّ و جلّ می فرماید: در آن، بیان واضح هر چیزى است».
[۱] بلکه امام باید در همه اخلاق و فضایل انسانی برتر از همه مردم باشد؛ امام رضا(ع) فرمود: «براى امام چند علامت است: باید داناترین، استوارترین، پرهیزکارترین، بردبارترین، شجاع ترین و سخاوتمندترین مردم باشد».[۲]

 

 

  منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

[۱]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ‏۱، ص ۲۶۱، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

[۲]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ‏۴، ص ۴۱۸، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.