«بَلِّغ»، فعل امر از ریشه بُلُوغ و بَلاغ، است که معنای مصدری آن رسیدن به انتهای مقصد است، اعمّ از آن‌که مکان باشد، یا زمان، یا امرى معیّن. هم‌چنین گاهی به معنای نزدیک شدن به مقصد می‌آید، هر چند به آخر آن نرسد.[۱]
بنابراین معنای بَلِّغ فرجه یعنی انتظار و زمان ظهور امام را به انتها برسان و گشایشی در ظهورش مرحمت فرما، یا گشایشی در ظهورش به وجود بیاور و او را به مقصدش که ظهور است نزدیک کن.
اما «عَجِّل» نیز فعل امر است و مصدرش «عجله» به معنای شتاب کردن و خواستن چیزی پیش از وقت آن می‌باشد، البته اگر علت عجله شهوت باشد مذموم و اگر علت آن شهوت نباشد، بلکه امری باشد که مورد رضایت خداوند متعال است، محمود و پسندیده است.
[۲] بنابراین «عَجّل»، علاوه بر این‌که امر است و فوریت و تعجیل را می‌رساند، خود لفظ نیز این فوریت و تعجیل را تأکید می‌کند و به صراحت از پروردگار درخواست می‌شود اگر چه وقت ظهور فرا نرسیده، اما تو با لطف خود در امر ظهور شتاب کن و پیش از وقتش آن‌را محقق ساز. لذا چون لفظ عَجِّل، صراحت در مقصود داشته و با مقصود ما که بخشیدن بقیه مدت غیبت و تعجیل در آن است سازگاری بیشتری دارد، در دعاها می‌گوییم «اللهم عجل فرجه» هر چند به کار بردن بلّغ، نیز به جای آن غلط نمی‌باشد.

 

منبع: اسلام کوئست


[۱] . «بلغ؛ البُلُوغ و البَلَاغ: الانتهاء إلى أقصى المقصد و المنتهى، مکانا کان أو زمانا، أو أمرا من الأمور المقدّره، و ربما یعبّر به عن المشارفه علیه و إن لم ینته إلیه»، راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۱۴۴، بیروت، دارالعلم الدار الشامیه، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.

[۲]. همان، ص ۵۴۸٫