اتهام به مردم عراق

عراق ،وطن علی علیه السلام  در مدت پنج سال خلافت آن حضرت بود. مردم این سرزمین علی علیه السلام  را یاری می کردند و برخی از فضایل او را دیدند و روایت کردند.آنان در کنار علیعلیه السلام  با ناکثین،مارقین و قاسطین جنگیدند. به همین سبب مردم کینه آنان را به دل گرفتند وآنان را به کذب و وضع حدیث متهم و در محاصره فرهنگی و تبلیغاتی قرار دادند.

شاید اولین کسی که آنان را متهم کرد ام المومنین عایشه بود[۱] که در جنگ جمل به دست آنان شکست مفتضحانه ای خورد.

عبد الله بن عمرو بن عاص هم که در جنگ صفین از آنان سختی ها دید، آنان را به کذب و جعل متهم کرد [۲]

زهری[۳] نیز که از وجاهت و موقعیت خاصی در دربار امویان برخوردار بود مردم عراق را متهم کرد.

مالک از مردم کوفه جز عبد الله بن ادریس که پیرو مذهب وی بود روایت نکرد . پیشوای مالکیان معتقد بود که روایات مردم عراق به منزله احادیث اهل کتاب است که قابل صدق و کذب نیست[۴] او می گفت:پیشینیان ما از  پیشینیان آنان روایت نکرده اند، همین طور آیندگان ما از آیندگان آنان روایت نخواهند کرد[۵]

  

سیاست و انحراف از علی علیه السلام

این سیاست، سیاست امویان و مردم شام علیه علی علیه السلام  و برخاسته از تعصب و جنایت بود نه حقیقت خواهی و پایبندی بدان ،گفته اند: جوزجانی در کتاب رجال خود ،در جرح اصحاب کوفی علی علیه السلام، به سبب مذهب شدت به خرج داده است. لذا ابن حجر گفته است: ((نظر وی در مذمت کوفیان بی ارزش است ))[۶]

اوزاعی گفته است:

خلفا در شام بودند ،هرگاه حادثه ایی پیش می آمد، حکم آن را از عالمان اهل شام واهل مدینه می پرسیدند، اما احادیث مردم عراق از دیوار خانه هایشان تجاوز نمی کرد و ممکن نبود عالمان اهل شام از خوارج اهل عراق چیزی نقل کنند[۷] 

ابن مبارک می گوید:هرگز وارد شام نشدم جز اینکه نیازی به حدیث اهالی کوفه نداشته باشم[۸]

این مسئله حتی در علوم عربی مثل نحو و غیره هم منعکس شده تا آ نجا که می بینیم تلاش می کنند که نظر بصریان را به کرسی بنشانند و نظر کوفیان را رد کنند ،اگر چه آن را دلایل و شواهد فراوان تقویت کند.هرچند این تلاش ها بی تاثیر نبود اما همه نتایج مورد انتظار طراحان به دست نیامد .فقه و حدیث عراق،خود را به بر محافل علمی تحمیل کرد و آنان نتوانستند به کلی خود را از آن بی نیاز کنند بلکه علی رغم میل باطنی خویش آن را پذیرفتند، تا آنجا که ابن المدینی می گوید:

اگر اهل بصره به سبب قدر و اهل کوفه به سبب آن رای(تشیع)،رها شوند،کتاب ها تباه شود[۹]

همچنین محمد بن یعقوب گفت:کتاب استادش ،یعنی صحیح مسلم ، از حدیث شیعه پر است[۱۰]

بخاری نیز از گروه کثیری از عراقیان منسوب به تشیع و دیگران حدیث روایت کرده است[۱۱].

   

دوری اهل بیت علیهم السلام از صحنه سیاست

این کار هنگامی عملی شد که حاکمان توانستند شرایطی بر جامعه تحمیل کنند که برگزیدگان امت یعنی اهل بیت (علیهم السلام) و شیعیان آزاده آنان نتوانند برای تصحیح تنقیح و پیرایش و پیوند و رسوا کردن جعل جاعلان و دفع کید خائنان کارب کنند.

بیشتر مردم خصوصا کینه توزان و چاپلوسان وافراد ضعبف النفس در دوری اهل بیت پس از شهادت امام حسین علیه السلام  و یاران نیک و اهل بیت اطهار او در کربلا از خود حرص و ولع نشان دادند.امام سجاد علیه السلام  به این مسئله اشاره کرده و می گوید:

خدایا.این مقام و جایگاه برای خلفا و جانشینان و برگزیدگان تو است مقام و جایگاه بلند و رفیعی که ایشان را به آن اختصاص و برتری داده ای ربودند.برگزیدگان و جانشینان تو شگست خوردند و حقشان از دست رفت.حکم تو تغییر داده شد ، کتاب تو دور افتاد و واجبات را از مقاصد و راه های روشن تو تغییر دادند و سنت های پیغمبرت را ترک کردند[۱۲]

جالب توجه اینکه امام سجاد علیه السلام  این حقیقت را در قالب دعا و در خصوص روز عرفه در موسم حج،تقریر و اعلان می کند که حاجیان از شهر ها و مناطق مختلف در آنجا گرد آمده اند تا از این مناسک عظیم فیض برند و با طهارت ،صفا ، اخلاص وشعور بیشتر به دین و عقیده خویش به وطن خود بر گردند.

 

علی علیه السلام  و نحوه ی برخورد با سیاست منع حدیث

علی علیه السلام  بود که منع از روایت حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را بر طرف کرد[۱۳] و همچنین حضرت علی علیه السلام  فرمود:با یکدیگر دیدار کنید و درباره حدیث هر چه بیشتر مذاکره نمایید و گرنه حدیث از بین خواهد رفت [۱۴]

و یا در جای دیگر حضرت علی علیه السلام فرمود:

کیست که دانشی را از من به یک درهم بخرد!؟حارث اعور گوید:من رفتم و چند ورق کاغذ به یک درهم خریدم

راوی گوید :علی علیه السلام  دانش فراوانی برای او نوشت[۱۵]

باز در جای دیگر حضرت علی علیه السلام  می فرماید:

هرگاه حدیثی را نوشتید، آن را با اسنادش بنویسید .اگر حق بود شما هم در پاداش شریک خواهید بود و اگر باطل باشد،گناهش بر عهده راوی خواهد بود[۱۶]

 منبع:ترجمه ی کتاب الصحیح من سیره النبی الاعظم صلی الله علیه و آله و سلم جلد اول بخش دوم از صفحه ۱۷۵ تا صفحه ۲۰۶ 


[۱] )اللآلی المصنوعه ۱/۳۲۳،بحوث فی التاریخ السنه المشرفه ۲۲،المنتقی فی منهاج الاعتدال ۳۱۳،المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم ۶/۱۳۱

[۲] )الطبقات الکبری ۴/۲۶۷

[۳] )بحوث فی التاریخ السنه المشرفه ۲۴،تهذیب تاریخ دمشق۱/۷۰

[۴] ) بحوث فی التاریخ السنه المشرفه ۲۵، المنتقی فی منهاج الاعتدال ۸۸

[۵] ) بحوث فی التاریخ السنه المشرفه ۲۵،الکامل ابن عدی ۱/۳

[۶] ) بحوث فی التاریخ السنه المشرفه ۹۳،تهذیب التهذیب۱/۹۳٫ ۵/۴۶٫ ۱۰/۱۵۸

[۷] )تهذیب تارخ دمشق ۱/۷٫ بحوث فی التاریخ السنه المشرفه ۲۵

[۸] ) بحوث فی التاریخ السنه المشرفه ۲۵، تهذیب تارخ دمشق ۱/۷٫

[۹] ) بحوث فی التاریخ السنه المشرفه ۲۵، تهذیب تارخ دمشق ۱/۷٫

[۱۰])الکفایه فی علم الروایه ۱۲۵

[۱۱] )فتح الباری ۴۶۰-۴۶۱، بحوث فی التاریخ السنه المشرفه ۲۵

[۱۲] )صحیفه ی سجادیه دعای ۴۸

[۱۳]) کنز العمال ۱۰/۱۷۱ -۱۷۲

[۱۴] )معرفه علوم الحدیث ۶۰، کنز العمال ۱۰/۱۸۹

[۱۵] )التراتیب الاداریه ۲/۲۵۹، الطبقات الکبری۶/۱۱۶، تاریخ بغداد۸/۳۵۷، کنزالعمال۱۰/۱۵۶، تقیید العلم۱۰،المحدث الفاضل۴/۳

[۱۶] ) کنزالعمال۱۰/۱۲۹