امام صادق(ع) در تفسیر آیه: «اِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ»، فرموده است: «یعنی به سوی امام هدایت می کند». این روایت، دلالت بر این دارد که منظور از «یهدی للتی هی اقوم» هدایت به سوی امام(ع) است، در صورتی که «التی» مؤنّث است و امام «مذکّر»؛ با توجه به این که این روایت در کتاب شریف کافی که از بهترین کتب روایی شیعه است آمده، آیا این تفسیر می تواند صحیح باشد؟

پاسخ اجمالی

۱ -خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یهْدِی لِلَّتِی هِی أَقْوَمُ»؛[۱]«این قرآن، به راهى که استوارترین راه ها است، هدایت می کند».

با توجه به آیات گذشته که در آن از ادیان قبل از اسلام و تخلّف پیروانشان از آموزه های الهی سخن به میان آمده، این آیه شریفه، قرآن را وسیله ای برای هدایت به سمت آئینی مستقیم تر و استوارتر معرفی می کند؛ چرا که همه ادیان الهی و کتاب های آنها در زمان خود، آئینی مستقیم و پا برجایی بودند، اما با ظهور اسلام، پابرجا ترین و استوار ترین آئینی که تمام خلایق با هر مذهب و دینی، به سوی آن هدایت می شوند، اسلام بوده و زبان گویای آن، قرآن می باشد. این بیان و مقایسه را می توان از کلمه «اقوم» در آیه فهمید؛ «اقوم» از ماده «قیام» گرفته شده است، و قیام و ایستادن، بهترین حالتی است که انسان می تواند در آن وضعیت بر کار و فعالیت های روزانه خود مسلط باشد. «قیام» در لغت به معنای صاف، مستقیم و پابرجا است[۲]و وقتی به صیغه افعل تفضیل؛ یعنی «اقوم» به کار برده شود به معنای مستقیم تر و پابرجاتر می باشد. در نتیجه مفهوم کلی آیه چنین است؛ که تمام ادیان به راه راست هدایت می کنند، اما راهی که اسلام بدان رهنمون می شود، پابرجاترین راه هاست.[۳] در تفاسیر اهل سنت نیز «اقوم» به معنای استوار ترین یا درست ترین طریق معنا شده است.[۴] همچنین  به معنای ثابت ترین، بادوام ترین و استوارترین طرق؛ یعنی وحدانیت خدای متعال، شهادت به یگانگی خدا، ایمان به رسالت پیامبر و اطاعت از اوامر او، معنا کرده اند.[۵]

به بیان دیگر؛ قرآن به سوی طریق و سنتی هدایت می کند که صراطى است حیات بخش براى زندگى و روشن است که استواری آن نسبت به راه های دیگر، به جهت این است که راه تفکر در آن از هر راه تفکرى استوارتر است.[۶]

۲ -بدون آنکه معنای ظاهری اشاره شده در بند قبلی را نفی کنیم، اما در روایتی به یک بطن از بطون آیه و به عبارتی یک مصداق از مصادیق آیه اشاره شده و درباره معنا و توضیح آن، چنین آمده است: «یَهْدِی إِلَى الْإِمَام‏».[۷] یعنی قرآن انسانها را به سوی امام هدایت می کند. بنابر توضیحات پیش گفته؛ مقصود از حدیث این است که، هدایت به سوی ائمه معصومین(ع)، مصداق کامل آیه شریفه است؛ زیرا طریق و آئینی که قرآن معرفی می کند، بدون پیروی از امامان معصوم(ع) صورت نمی گیرد، و هدایت با پیروی از امام معصوم متلازم است.[۸]
۳ – لفظ «امام» (پیشوا) که جمع آن «ائمه» است، در کتاب های لغوی بر مصادیق زیادی صدق می کند.
[۹] مراد از امام در این روایت هم مجموع امامان معصوم و یا «ائمه» هستند و نه تنها یک امام! که در این صورت، از لحاظ ادبی، ارجاع ضمیر مؤنث «هی»در آیه قرآن به «ائمه» ایرادی نخواهد داشت چون در ادبیات به این مطلب اشاره شده که می توان ضمیر ارجاع شده به جمع مذکر را ضمیر مفرد مؤنث قرار داد.

 

 

 منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

[۱]. اسراء، ۹٫

[۲]. ر. ک: راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن‏، ص ۶۹۰، بیروت، دارالقلم‏، چاپ اول، ۱۴۱۲ق؛ ابن سیده، علی بن اسماعیل‏، المحکم و المحیط الأعظم‏، ج ‏۶، ص ۵۹۰، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.

.[۳] ر.ک: طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۳، ص ۴۷، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.

.[۴] ثعلبی نیشابوری، احمد بن ابراهیم، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۸۶، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.

.[۵]رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد، محقق، حکمت، علی اصغر، کشف الاسرار و عده الابرار، ج ۵، ص ۵۲۰، تهران، امیرکبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۳ق.

[۶] . ر. ک: طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر قرآن. ج ۱۳، ص ۴۷٫

[۷] . کلینى، محمد بن یعقوب، الکافى، ج ۱، ص ۲۱۶، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

[۸] . ر. ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۳، ص ۷۱٫

[۹] . ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، ج ۱۲، ص ۲۵، بیروت، دارالفکر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق؛ همچنین ر. ک:«معنای امامت و امام در قرآن، روایات و  عرفان»، سؤال ۲۲۰۹۹؛ «فرق امام و خلیفه»، سؤال ۵۰۲.