لطفاً از ابتدای آیه ۴ تا انتهای آیه ۷ سوره اسراء را توضیح دهید. منظور از فساد بنی اسرائیل در آیه ۴ این سوره چیست؟

پاسخ اجمالی

آیات ۴ تا ۷ سوره اسراء، به ذکر گوشه اى از تاریخ پر ماجراى بنی اسرائیل پرداخته و سخن از دو انحراف اجتماعى بنی اسرائیل دارد که منجر به فساد و برتری جویى آنها ‏گردید. مجازات پروردگار در برابر هر کدام از این دو انحراف آن بود که مردانى نیرومند و پیکارجو را بر آنها مسلط سازد تا آنها را مجازات کرده و به کیفر اعمالشان برسانند.
درباره تاریخ این شکست های بنی اسرائیل، در میان مفسران گفت وگوی بسیار صورت گرفته است.
 

پاسخ تفصیلی

قرآن کریم در آیات چهار تا هفت سوره اسراء می فرماید:
«ما به بنی اسرائیل در کتاب [تورات] اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد، و برتری جویى بزرگى خواهید نمود. هنگامى که نخستین وعده فرا رسد مردانى پیکارجو را بر شما می فرستیم [تا شما را سخت در هم کوبند حتى براى بدست آوردن مجرمان] خانه ها را جستجو می کنند، و این وعده اى است قطعى. سپس شما را بر آنها چیره می کنیم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهیم کرد و نفرات شما را بیشتر [از دشمن] قرار می دهیم. اگر نیکى کنید به خودتان نیکى می کنید، و اگر بدى کنید باز هم به خود بدی می کنید، و هنگامى که وعده دوم فرا رسد [آن چنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت که] آثار غم و اندوه در صورت هایتان ظاهر می شود و داخل مسجد [اقصى] می شوند، همان گونه که در دفعه اول وارد شدند، و آنچه را زیر سلطه خود می گیرند درهم می کوبند».
[۱]
این آیات، به ذکر گوشه اى از تاریخ پر ماجراى بنی اسرائیل پرداخته و سخن از دو انحراف اجتماعى بنی اسرائیل دارد که منجر به فساد و برتری جویى آنها ‏گردید و به دنبال هر یک از این دو، خداوند مردانى نیرومند و پیکارجو را بر آنها مسلّط ساخت تا آنها را مجازات کنند و به کیفر اعمالشان برسانند.
قبل از این که وارد ماجرای بنی اسرائیل در این آیات شویم؛ باید گفت: واژه «قَضَینا» در ابتدای آیه ۴،
[۲] از مادّه «قضاء»، در اصل به معناى پایان دادن به چیزى با عمل و یا سخن است.[۳] از آن جا که پایان دادن، معناى وسیعى دارد، این کلمه در مفاهیم مختلفى به کار رفته است که یکی از آنها، به معناى «اِخبار و اعلام» است که همین معنا مورد نظر این آیه، از واژه «قضینا» است.[۴]
تاریخ پر ماجراى بنی اسرائیل، فراز و نشیب بسیار دارد، و پیروزی ها و شکست ها در آن فراوان دیده می شود، اما این که قرآن در این آیات به کدام یک از این حوادث اشاره کرده، در میان مفسران گفت وگوی بسیار صورت گرفته است، که به عنوان نمونه مواردی را در ذیل می آوریم:
۱ – آنچه از تاریخ بنی اسرائیل استفاده می شود این است که نخستین کسى که بر آنها هجوم آورد و بیت المقدس را ویران کرد، «بخت‏النصر» پادشاه بابِل بود و هفتاد سال بیت المقدس به همان حال باقى ماند تا یهود قیام کردند و آن را نوسازى نمودند. دومین کسى که بر آنها هجوم برد قیصر روم «اسپیانوس» بود که وزیرش «طرطوز» را مأمور این کار کرد. او به تخریب بیت المقدس و تضعیف و قتل بنی اسرائیل کمر بست، و این واقعه حدود یکصد سال قبل از میلاد مسیح بود. بنابراین، ممکن است دو حادثه اى که قرآن به آن اشاره می کند همان باشد که در تاریخ بنی اسرائیل نیز آمده است؛ زیرا حوادث دیگر در تاریخ بنی اسرائیل آن چنان شدید نبود که حکومت آنها را به کلى از هم متلاشى کند، ولى حمله بخت‏النصر، قدرت و شوکت آنها را به کلى درهم کوبید، تا «کوروش» پادشاه ایران روی کار آمد. پس از آن بنی اسرائیل مجدّداً به قدرت رسیدند و این وضع ادامه داشت تا بار دیگر قیصر روم بر آنها هجوم برد و حکومتشان را متلاشى کرد و این آوارگی هم چنان ادامه یافت تا در این اواخر که به کمک قدرت هاى جهان خوار و استعمارگر، حکومتى براى خود دست و پا نمودند.
[۵]
۲ – طبرى در تفسیر خود نقل می کند که پیامبر(ص) فرمود: «مراد از فساد اول، قتل حضرت زکریا(ع) و گروهى دیگر از پیامبران، و منظور از وعده نخستین، وعده انتقام الهى از بنی اسرائیل به وسیله «بخت‏النصر» می باشد و مراد از فساد دوم نیز شورشى است که بعد از آزادى به وسیله یکى از سلاطین فارس مرتکب شدند و دست به فساد زدند، و مراد از وعده دوم هجوم “انطیاخوس” پادشاه روم است».
[۶]
این تفسیر، با تفسیر اول تا اندازه اى قابل انطباق است، ولى هم راوى این حدیث مورد وثوق نیست و هم انطباق تاریخ زکریا(ع) و یحیى(ع) بر تاریخ «بخت النصر» و «اسپیانوس» یا «انطیاخوس» محرز نمی باشد، بلکه بنا به گفته بعضى، «بخت النصر» معاصر «ارمیا» یا «دانیال» پیامبر بوده و قیام او حدود ششصد سال پیش از زمان یحیى(ع) صورت گرفته است. بنابراین، چگونه قیام «بخت‏النصر» می تواند براى انتقام خون یحیى(ع) اقدام کرده باشد.
[۷]
۳  بعضى گفته اند؛ بیت المقدس یک بار در زمان داوود و سلیمان(ع) ساخته شد و «بخت‏النصر» آن را ویران کرد و این همان وعده اولى است که قرآن به آن اشاره می کند و بار دیگر در زمان پادشاهان هخامنشى ساخته و آباد شد و آن را «طیطوس» رومى ویران ساخت و از آن پس هم چنان ویران ماند تا در عصر خلیفه دوم، آن سرزمین به وسیله مسلمانان فتح شد.
[۸] این تفسیر نیز منافات چندانی با دو تفسیر بالا ندارد.
۴ – در برابر تفسیرهاى فوق و تفاسیر دیگرى که کم و بیش با آنها هماهنگ است، تفسیر دیگرى داریم که سید قطب در تفسیر «فى ظلال القرآن» احتمال آن را داده است و با آنچه گفته شد به کلى متفاوت می باشد، و آن این که: این دو حادثه تاریخى قبل از نزول قرآن واقع نشده، بلکه مربوط به بعد از آن است؛ یکى از آنها احتمالاً فساد یهود در آغاز اسلام بود که منجر به قیام مسلمانان به فرمان پیامبر(ص) بر ضد آنان شد و به کلى از جزیره العرب بیرون رانده شدند، و دیگرى مربوط به قیام نازی هاى آلمان به ریاست «هیتلر» بر ضد یهود بوده است.
[۹]
اشکال این تفسیر این است که در هیچ یک از آنها داخل شدن قوم پیروزمند در بیت المقدس – تا چه رسد به ویران کردن آن – وجود ندارد.
۵ – برخی نیز احتمال داده اند، این دو حادثه مربوط به رویدادهاى بعد از جنگ جهانى دوم و تشکیل حزبى به نام «صهیونیسم» و تشکیل دولتى به نام «اسرائیل» در قلب ممالک اسلامى است. منظور از فساد اول بنی اسرائیل و برتری جویى آنها همین است و منظور از انتقام اولى آن است که ممالک اسلامى در آغاز که از این توطئه آگاه شدند دست به دست هم دادند و توانستند بیت المقدس و قسمتى از شهرها و مناطق فلسطین را از چنگال یهود بیرون آورند، و نفوذ یهود از مسجد اقصى به کلى قطع شد. منظور از فساد دوم هم، هجوم بنی اسرائیل با اتکاى نیروهاى استعمارى جهان خوار و اشغال سرزمین هاى اسلامى و گرفتن بیت المقدس و مسجد الاقصى است.
[۱۰]
به این ترتیب؛ باید مسلمانان در انتظار پیروزى دوم بر بنی اسرائیل باشند، به طورى که مسجد اقصى را از چنگال آنها بیرون آورند و نفوذشان را از این سرزمین اسلامى به کلى قطع کنند، این همان چیزى است که همه مسلمین جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهى است نسبت به مسلمانان.
البته تفاسیر دیگرى از این دو حادثه بیان شده است که ذکر آنها چندان قابل ملاحظه نیست.

 

 

 

  منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

[۱]. اسراء، ۴ – ۷٫

[۲]. «وَ قَضَیْنا إِلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبیرا».

[۳]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص ۶۷۴، بیروت، دارالعلم، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.

[۴]. همان؛ ابوالفتوح رازى، حسین بن على، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، تحقیق: یاحقى، محمد جعفر، ناصح، محمد مهدى، ج‏۲، ص ۱۳۰، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، ۱۴۰۸ق.

[۵]. طباطبائى سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۳، ص ۴۴ – ۴۵، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم ، ۱۴۱۷ق؛ نیز ر. ک: «انتقام خون حضرت یحیی(ع) توسط بخت نصر»، سؤال ۶۲۳۲۲.

[۶]. طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۵، ص ۱۷، بیروت، دارالمعرفه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.

[۷]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۲، ص ۲۹، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.

[۸]. همان.

[۹]. شاذلی، سید بن قطب بن ابراهیم، فی ظلال القرآن، ج ‏۴، ص ۲۲۱۴، بیروت، دارالشروق، چاپ هفدهم، ۱۴۱۲ق.

[۱۰]. تفسیر نمونه، ج ‏۱۲، ص ۳۰٫