لطفاً درباره صحبت هایی که در برخی از سایت های ملحدین آمده جوابی ارائه دهید: دو آیه ۵۴ و ۵۵ سوره بقره را می خوانیم: «وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ فَتابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ» و «وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ»؛ این دو آیه درباره گوساله پرستی و حادثه برخورد صاعقه با بنی اسرائیل است و طبق همه تفاسیر ابتدا گوساله پرستی بوده و سپس حادثه صاعقه. درست در آیه ۱۵۳ سوره نساء می فرماید: «یَسْئَلُکَ أَهْلُ الْکِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى‏ أَکْبَرَ مِنْ ذلِکَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَهُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِکَ وَ آتَیْنا مُوسى‏ سُلْطاناً مُبیناً»؛ همان طور که واضح است ابتدا حادثه صاعقه آمده و سپس گوساله پرستی؟؟!! کدام یک صحیح است؟

پاسخ اجمالی

قرآن، داستان گوساله پرستی و درخواست دیدن خداوند توسط بنی اسرائیل را این گونه می آورد: «و [یاد کنید] زمانى که موسى به قومش گفت: اى قوم من! قطعاً شما به سبب گوساله‌پرستی به خودتان ستم ورزیدید، … * و [یاد کنید] آن گاه که گفتید: اى موسى! هرگز به تو ایمان نمى‏آوریم تا خدا را آشکارا [با دیده خود] ببینیم … ». این دو داستان اگرچه در دو آیه و به دنبال هم آورده شده اند، اما از این آیات به دست نمی آید که درخواست دیدن خدا بعد از گوساله پرستی واقع شده باشد؛ زیرا:
۱ – 
ترتیبی که امروزه در قرآن وجود دارد بر اساس ترتیب در نزول نمی باشد؛ یعنی تقدم و یا تأخر یک آیه نسبت به دیگری لزوماً به معنای تقدم و تأخر در نزول آنها نمی باشد تا بتوان به وسیله آنها مقدم بودن زمان وقوع را استنباط کرد.
۲ – 
بر فرض که آیات قرآن بر اساس زمان نزول مرتب شده اند؛ با این ادعا نیز نمی توان تقدم و تأخر زمانی دو داستان را استنباط کرد و شاهد بر این ادعا وجود آیات بسیاری است که واقعه  یا نامی را بر واقعه و نامی دیگر مقدم داشته اند در حالی که قطعاً ترتیب زمانی میان آنها وجود ندارد.
 

پاسخ تفصیلی

بنی اسرائیل از اقوامی هستند که داستان های مختلفی از آنها در قرآن ذکر شده است و پیامبران بسیاری از سوی خدا به سوی آنها فرستاده شده است. دو مورد از مهم ترین داستان‌های پیرامون آنها، ماجرای گوساله پرستی و درخواست مشاهده خداوند می باشد. قرآن کریم در این باره می فرماید: «و [یاد کنید] زمانى که موسى به قومش گفت: اى قوم من! قطعاً شما به سبب گوساله‌پرستی به خودتان ستم ورزیدید، پس به سوى آفریننده خود بازگردید، و [افرادى از] خودتان را [که گوساله را به پرستش گرفتند] بکشید که این [عمل‏] براى شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است. پس خدا [به دنبال اجرا کردن دستورش‏] توبه شما را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است. و [یاد کنید] آن گاه که گفتید: اى موسى! هرگز به تو ایمان نمی آوریم تا خدا را آشکارا [با دیده خود] ببینیم. پس در حالى که می دیدید، صاعقه مرگبار شما را گرفت».[۱]
این دو داستان؛ اگرچه در دو آیه و به دنبال هم آورده شده اند، اما از این آیات به دست نمی آید که داستان درخواست دیدن خدا بعد از گوساله پرستی واقع شده است؛ زیرا:
۱ – 
ترتیبی که امروزه در قرآن وجود دارد بر اساس ترتیب در نزول نمی باشد؛ یعنی تقدّم و یا تأخّر یک آیه نسبت به دیگری لزوماً به معنای تقدّم و تأخّر در نزول آنها نمی باشد تا بتوان به وسیله آنها مقدم بودن در وقوع را استنباط کرد.
۲ – 
بر فرض که آیات قرآن بر اساس نزول، مرتب شده اند؛ با این ادعا نیز نمی توان تقدم و تأخر در حدوث را استنباط کرد؛ یعنی ترتیب در نزول نیز دلالت بر ترتیب در وقوع نمی کند. شاهد بر این ادعا وجود آیات بسیاری است که واقعه  یا نامی را بر واقعه و نامی دیگر مقدم داشته اند در حالی که قطعاً ترتیب زمانی میان آنها وجود ندارد.
حتی در آیه ای از قرآن، اسامی پیامبران مختلفی ذکر شده، اما ترتیب موجود در آیات نشانگر همان ترتیب در زمان زندگی آنان نیست:  «إِنَّا أَوْحَیْنا إِلَیْکَ کَما أَوْحَیْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عیسى‏ وَ أَیُّوبَ وَ یُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَیْمانَ وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُورا».[۲] ترتیبی که در این آیه وجود دارد نشانگر ترتیب زمانی نیست زیرا قطعاً پیامبرانی چون هارون و سلیمان قبل از عیسی مسیح بوده اند در حالی که آیه نام آنها را بعد ذکر کرده است.
در نهایت باید خاطر نشان کنیم در آیه مورد گفتگو، دلیلی بر تقدم گوساله پرستی یهود بر درخواست رؤیت خدا وجود ندارد.
همچنین از ظاهر برخی آیات دیگر خلاف ترتیب آیات بالا به دست می آید؛ یعنی درخواست رؤیت خدا مقدم بر گوساله پرستی بوده است: «یَسْئلُکَ أَهْلُ الْکِتَابِ أَن تُنزَّلَ عَلَیهْمْ کِتَابًا مِّنَ السَّمَاءِ  فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسىَ أَکْبرَ مِن ذَالِکَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّعِقَهُ بِظُلْمِهِمْ  ثُمَّ اتخَّذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَالِکَ وَ ءَاتَیْنَا مُوسىَ‏ سُلْطَانًا مُّبِینًا»[۳] در این آیه در میان نقل دو واقعه از کلمه «ثم» استفاده شده است که برای بیان ترتیب می آید؛ لذا می توان از آن تقدم و تأخر در حدوث را استنباط کرد و گفت که داستان گوساله پرستی بعد از درخواست دیدن خداوند بوده است.[۴]
البته همین استشهاد و استنباط به کلمه «ثم» نیز بر اساس ظاهر می باشد و این احتمال وجود دارد که از این کلمه نیز این معنا به دست نیاید.[۵]

 

 

منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

[۱]. بقره، ۵۴ – ۵۵:  «وَ إِذْ قَالَ مُوسىَ‏ لِقَوْمِهِ یَاقَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَکُم بِاتخِّاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلىَ‏ بَارِئکُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ ذَالِکُمْ خَیرٌ لَّکُمْ عِندَ بَارِئکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ  إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ* وَ إِذْ قُلْتُمْ یَامُوسىَ‏ لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتىَ‏ نَرَى اللَّهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَهُ وَ أَنتُمْ تَنظُرُونَ».

[۲]. نساء، ۱۶۳: «ما به تو وحى کردیم، همان گونه که به نوح و پیامبران پس از او وحى کردیم و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [داراى مقام نبوتشان‏] و عیسى و ایوب و یونس و هارون و سلیمان نیز وحى نمودیم و به داود، زبور دادیم».

[۳]. نساء، ۱۵۳: «اهل کتاب [بنا به خواستِ نامعقولشان‏] از تو مى‏خواهند که از آسمان، کتابى براى آنان نازل کنى، البته [این بازیگران زشت باطن‏] از موسى بزرگ‏تر از آن را خواستند، و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس آنان را به کیفر ستمشان صاعقه فرو گرفت. باز پس از آنکه [بر وحدانیّت حق و ضرورت خداپرستى‏] دلایل روشن براى آنان آمد، گوساله را به عنوان معبود گرفتند، و ما از این [گناه بزرگ و زشت هم‏] گذشتیم و به موسى برهانى روشن و قدرتى آشکار دادیم».

[۴]. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ۱۱، ص ۲۵۷، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.

[۵]. برای اطلاعات بیشتر ر.کنقش کلمۀ “بعد” در آیۀ “ثمّ اغرقنا بعدُ الباقین”؛۷۶۳۹