سلام؛ با توجه به آیه” إِنَّا جَعَلْناکُمْ خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُم، “آیا تلاش برای از بین بردن تفاوت های نژادی و یا به تعبیری آمیزش فرهنگ ها، خلاف خواست الاهی است؟

پاسخ اجمالی

با توجه به آموزه های اسلامی روشن می شود که از بین بردن تفاوت ها و تبعیض های نژادی و آمیزش فرهنگ ها، در راستای مبانی اسلام است که در قرآن و روایات به آن پرداخته است؛ از این رو آیه شریفه هیچ منافاتی با این امور ندارد، همان طور که آخر آیه نیز گویای همین مطلب است که می فرماید: گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شما است خداوند دانا و آگاه است.

پاسخ تفصیلی

در میان اقوام جاهلى افتخار به انساب و قبائل رایج ترین افتخار موهوم بود، تا آن جا که هر قبیله‏اى خود را “قبیله برتر” و هر نژادى خود را “نژاد والاتر” مى‏شمرد.

 

گروه دیگرى مسئله مال و ثروت و داشتن کاخ و قصر و خدم و حشم و امثال این امور را نشانه ارزش مى‏دانند، و دائماً براى آن تلاش مى‏کنند، در حالى که جمع دیگرى مقامات بلند اجتماعى و سیاسى را معیار شخصیت مى‏شمارند. و به همین ترتیب هر گروهى در مسیرى گام برمى‏دارند و به ارزشى دل مى‏بندند و آن را معیار مى‏شمارند.

 

اما از آن جا که اینها امورى است متزلزل و برون ذاتى و مادى و زودگذر یک آئین آسمانى همچون اسلام هرگز نمى‏تواند با آن موافقت کند؛ لذا خط بطلان روى همه آنها کشیده، و ارزش واقعى انسان را در صفاتی؛ مانند تقوا و پرهیزکارى و تعهد و پاکى او مى‏شمارد، حتى براى موضوعات مهمى؛ مانند علم و دانش، اگر در مسیر ایمان و تقوا و ارزش هاى اخلاقى، قرار نگیرد اهمیت قائل نیست.

 

جالب این که در شأن نزول هایى که براى این آیه ذکر شده نکاتى دیده مى‏شود که از عمق این دستور اسلامى حکایت مى‏کند، از جمله این که: بعد از فتح مکه پیغمبر اکرم (ص) دستور داد اذان بگویند،”بلال” بر پشت بام کعبه رفت، و اذان گفت. عتاب بن اسید گفت شکر مى‏کنم خدا را که پدرم از دنیا رفت و چنین روزى را ندید! و حارث بن هشام نیز گفت: آیا رسول اللَّه (ص) غیر از این “کلاغ سیاه”! کسى را پیدا نکرد؟! آیه فوق نازل شد و معیار ارزش واقعى را بیان کرد.[۱]

 

در حدیثى مى‏خوانیم: روزى پیامبر (ص) در مکه براى مردم خطبه خواند و فرمود:

 

“اى مردم! خداوند از شما ننگ جاهلیت و تفاخر به پدران و نیاکان را زدود، مردم دو گروه بیش نیستند: نیکوکار و با تقوا و ارزشمند نزد خدا، و یا بدکار و شقاوتمند و پست در پیشگاه حق، همه مردم فرزند آدم هستند، و خداوند آدم را از خاک آفریده، چنان که مى‏گوید: اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم تا شناخته شوید، از همه گرامی تر نزد خداوند کسى است که از همه پرهیزگارتر باشد، خداوند دانا و آگاه است”.[۲]

 

در کتاب “آداب النفوس” طبرى آمده است که پیامبر (ص) در اثناء ایام تشریق (روزهاى ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ ذى الحجه) در سرزمین “منى” در حالى که‏ بر شترى سوار بود رو به سوى مردم کرد و فرمود: “اى مردم بدانید! خداى شما یکى است و پدرتان یکى، نه عرب بر عجم برترى دارد و نه عجم بر عرب، نه سیاه پوست بر گندمگون و نه گندمگون بر سیاه پوست مگر به تقوا، آیا من دستور الاهى را ابلاغ کردم؟ همه گفتند: آرى! فرمود: این سخن را حاضران به غائبان برسانند“!.[۳] و [۴]

 

با توجه به مطالب و شأن نزول هایی که بیان شد روشن می شود که از بین بردن تفاوت ها و تبعیض های نژادی و آمیزش فرهنگ ها در راستای آموزه های اسلامی است که در قرآن و روایات سخت به آن پرداخته است، بنابر این آیه شریفه هیچ منافاتی با این امور ندارد، همان طور که آخر آیه شریفه نیز گویای همین مطلب است. «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر».[۵]

 

اما این که دنیا اکنون به سمت یکی شدن و یا دهکده جهانی پیش می رود، و یا یک کشوری با وجود چندین زبان یکی را به عنوان زبان رسمی اعلام می کند، تمام اینها بدان معنا نیست که تفاوت های بشری پایان یافته که با آیه ۱۳ سوره حجرات همخوانی ندارد، بلکه این تفاوت ها در قالب هایی دیگر نمود می یابد.

 

 

 

 منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

[۱]. حقى بروسوى، اسماعیل‏، روح البیان” ج ۹، ص ۹۰، دارالفکر، بیروت، بى تا؛  قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن‏، ج ۹، ص ۶۱۶۰، انتشارات ناصر خسرو، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۴ ش.‏

[۲]. الجامع لأحکام القرآن‏، ج ۹، ص ۶۱۶۱٫

[۳]. همان، ص ۶۱۶۲٫

[۴]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏۲۲، ص ۱۹۸ – ۲۰۳، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش‏‏.

[۵]. “گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شما است خداوند دانا و آگاه است”!، حجرات، ۱۳٫