سلام علیکم؛ در آیه ۳۱ سوره انبیاء خداوند می فرماید: «وَ جَعَلْنا فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمیدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فیها فِجاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ»، و در آیه ۲۰ سوره نوح می فرماید: «لِتَسْلُکُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً»؛ یعنی در آیه اول فرموده «فجاجا سبلا» و در آیه دوم «سبلا فجاجا»؟ گفته اند.ممکن است دو معنا و توجیه داشته باشد: اول: وضع هر کلمه ای در موضعی که اقتضاء دارد. دوم: معنای «فجاجا سبلا» راه های طبیعی بین کوه ها است و معنای «سبلا فجاجا» به راه هایی گفته می شود که انسان آن را می سازد؟ کدامین نظر صحیح است؟ خداوند جزای خیرتان دهد!

پاسخ اجمالی

«فجاج» جمع «فج» به معناى دره ‏اى است که در میان دو کوه قرار دارد، و به جاده ‏هاى وسیع نیز گفته مى ‏شود.[۱]
«
سبل» جمع «سبیل» به معنای طریق و راه آسان است.[۲] بنابر این معنای جمله «سبلاً فجاجاً» عبارت است از: راه وسیع.
با توجه به وصف بودن واژه فجاج، ترتیب طبیعی عبارت اقتضا می کند که اول موصوف ذکر شود، پس از آن صفت.[۳]همچنان که در آیه ۱۹ و ۲۰ سوره نوح آمده است: «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ بِساطاً* لِتَسْلُکُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً»؛ و خداوند زمین را براى شما فرش گسترده ‏اى قرار داد … تا از راه هاى وسیع و دره‏ هاى آن بگذرید (و به هر جا مى ‏خواهید بروید)!»
 
امّا در برخی از مواقع برای نکته و دقّتی صفت از موصوف مقدم می شود، چنان که در ۳۱ سوره انبیاء آمده است: «وَ جَعَلْنا فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمیدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فیها فِجاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ»؛ و در زمین، کوه‏ هاى ثابت و استوار قرار دادیم تا (مبادا زمین) آنها (مردم) را بلرزاند و در لابلاى کوه ‏ها، فراخنایی براه راه‌ها پدید آوردیم، شاید که آنها راه یابند.
در این جا برای دلالت صفت بر حال، صفت بر موصوف مقدم شده است؛ یعنی خداوند آن را در حالی که توسعه داد خلق کرد.[۴]
بنابر این، آیه دلالت می کند بر این  که راه  ها در حین آفریدن و پیدا کردن آن بر صفت اتساع بوده است.[۵]
برخی نیز گفتند مى ‏تواند که «سبلا» بدل «فجاجا» باشد به این معنا که آفریدیم در زمین یا در کوه ‏ها فجاج را که همان سبل است.[۶]

 

 

منبع:اسلام کوئست


پی نوشت:

[۱]. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، صفوان عدنان داودى، ص ۶۲۵، دارالعلم الدار الشامیه، دمشق بیروت، چاپ اول،  ۱۴۱۲ ق. «فجج الفَجُّ: شُقَّهٌ یکتنفها جبلان، و یستعمل فی الطّریق الواسع، و جمعه فِجَاجٌ. قال: مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ‏».

[۲]. همان، ص ۳۹۵ر. ک: فرق بین طریق، سبیل و صراط در قرآن کریم، پاسخ ۲۷۳۵۴.

[۳]. ر. ک: مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ‏۹، ص ۳۱، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۶۰ش.

[۴]. ر. ک: کاشانی، ملا فتح الله، زبده التفاسیر، ج ‏۴، ص ۳۱۶، بنیاد معارف اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.

[۵]. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ج‏۶، ص ۵۸، کتابفروشی محمد حسن علمی، تهران، ۱۳۳۶ش؛ شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تحقیق، حسینی ارموی (محدث)، میر جلال الدین، ج ۳، ص ۱۱۵، دفتر نشر داد، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۳ش؛ زحیلی، وهبه بن مصطفی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، ج ‏۱۷، ص ۴۶، دار الفکر المعاصر، بیروت، دمشق، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.

[۶]. تفسیر شریف لاهیجی، ج ‏۳، ص ۱۱۵.