«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ * رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری * وَ یَسِّرْ لی‏ أَمْریَ * وَ احْللْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی‏ * یَفْقَهُوا قَوْلی‏»[۱].

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمینَ وَ الصّلَاهُ عَلَی خَاتَمِ الْمُرْسَلِینَ طَبِیبِنا حَبیِبنَا شَفِیعِ ذُنوبِنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْمَعْصُومِینَ سِیَّمَا الْحُجَّهُ بَقِیَّهِ اللهِ فِی الْعَالَمِینَ عَجَّلَ اللهُ فَرَجَهُ وَ رَزَقَنَا اللهُ صُحبَتَهُ وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ‏».

مقدّمه

«وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی ۖ قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ».[۲]

شهادتِ جانگداز نهمین پیشوای معصومِ جهان اسلام، حجّت خدا، خلیفه خدا، مظهرِ اسماء الهی، اسم اعظمِ حق تعالی، نور چشم حضرت اباالحسن علی بن موسی علیه السلام، یعنی امام محمد تقی قانع مرتضی جوادالائمه علیه السلام را به محضر شریف پدر بزرگوارشان، صاحب مضجع شریف، و به شما زائران و مجاوران و خادمان و مؤسسانِ این محفل تسلیت عرض می‌کنم.

مسئله‌ی «امامت» در قرآن کریم

مسئله‌ی امامت در قرآن کریم، در آیات مختلف مطرح شده است و ما در عالَمِ اسلام مقامی بالاتر از مقامِ امامت سراغ نداریم.

آیاتی که مسئله‌ی ولایت در آن آیات مطرح است، سوره مبارکه مائده آیه ولایت است، «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ»،[۳] ولایتی که سایه‌ی ولایتِ خدای متعال است و به معنیِ سرپرستیِ بندگانِ خدای متعال است، حکومتِ بر بندگانِ خدای متعال است، در این آیه با کلمه‌ی «إنَّمَا» جای بهانه‌گیری برای هیچ گروهی باقی نمانده است، اما امامتی که از جانب خدای متعال است و مظهریتِ حق‌تعالی است در چند آیه آمده است، یکی از آن‌ها این آیه‌ای است که در سوره مبارکه بقره به محضرِ شما تلاوت کردم، «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ»، به یاد بیاور آن شرایطی را که خدای متعال ابراهیم را به کلماتی امتحان کرد، و ابراهیم از عهده‌ی امتحان برآمد، آنگاه گفتیم «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا».

این آیه کریمه پیامِ تربیتی دارد، پیامِ اخلاقی دارد، پیامِ اجتماعی دارد و پیامِ اعتقادی دارد.

عزادارِ امام جواد علیه السلام باشیم

آن چیزی که برای ما مهم است، بدانیم که هر کسی به مقامی یا به موقعیتی دست می‌یابد، خدای متعال مفت به کسی نمی‌دهد، باید از امتحانات سرافراز بیرون آمد، اگر کسی در این شب جمعه، شب زیارتی حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه، شب توبه و انابه و دعا و نیایش آرزو دارد که به حضورِ امام زمان ارواحنا فداه برسد، امام رضا علیه السلام را در خواب ببیند، حاجاتِ او به دستِ مبارکِ حضرت علی بن موسی الرّضا علیه السلام داده شود، این عزاداری و سوگواری که برای حضرت امام جواد علیه السلام برگزار شده است، ما هم جزوِ عزادارها نوشته بشویم و تعبیری که حضرت رضا علیه الصلاه و السلام در مورد شهادتِ فرزندشان حضرت جواد علیه السلام پیشاپیش فرمودند، فرمودند که فرزندِ من را غاصباً می‌کشند، «یَبْکِی عَلَیْهِ أَهْلُ السَّمَاءِ»[۴] اهل آسمان‌ها برای شهادت پسر من گریه می‌کنند. اگر شما هم آرزو دارید نام شما جزوِ آسمانی‌ها نوشته شود و در زمره‌ی آن‌ها و در لیست عزاداران و گریه‌کنندگان بر این امام مظلوم نوشته شوید شرط دارد.

اهمیتِ تقوا

من چند آیه در این زمینه به خدمت شما می‌خوانم.

«إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»،[۵] تا زمانی که انسان در امتحانات بعنوان متّقی به حساب نیاید، عملِ او ضمانتی برای قبول ندارد، خدای متعال با کلمه‌ی «إنَّمَا» فرموده است، «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»، خداوند فقط از پارسایان و پاکان قبول می‌کند. این یک نکته.

اگر می‌خواهید زیارت شما قبول بشود، اگر می‌خواهید عزاداری شما قبول بشود، اگر می‌خواهید دعاهای شما قبول بشود، کلیدِ این امر «تقوا» است، «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ».

ممکن است که در اذهان بیاید که من که خودم را می‌شناسم، «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‌ نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ»،[۶] هر کسی از پرونده‌ی خودش اطلاع دارد، پس آیا منِ گنهکار نباید به حرم حضرت رضا علیه السلام می‌آمدم؟ آیا این در فقط به روی خوبان باز است؟ پس چرا ما را تشویق کرده‌اند و ما را راه داده‌اند؟ بنا به تعبیری چرا ما را آورده‌اند؟ مگر کسی بی‌دعوت به اینجا آورده‌اند؟ مگر کسی خودش به اینجا آمده است؟

لطائفی از زیارتنامه‌ی حضرت رضا علیه آلاف التّحیه و الثّناء

پاسخ این است که باتقوا بشوید، به اینجا آمده‌ایم که درست بشویم، اگر وضع ما تابحال بد بوده است، در این جملاتی که در بالای سر حرم حضرت رضا علیه السلام در زیارت مخصوص حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌خوانیم، عرضه می‌داریم: «یَا مَوْلایَ أَتَیْتُکَ زَائِرا»، دقّت بفرمایید ما به چه عنوان به اینجا آمده‌ایم؟ با چه انگیزه‌ای به اینجا آمده‌ایم؟ مگر پذیرایی چطور می‌تواند باشد؟ درواقع لقمه می‌کنند و به دهانِ ما می‌گذارند، به ما انگیزه می‌دهند، به ما هدف می‌دهند، این زیارت کلاسِ معرفت است، کلاسِ توحید است، حیف است زائرینی که وقتی مشرّف می‌شود زیارتنامه‌های امام رضا علیه السلام را نخوانند، و حیف است که زیارتنامه را بخوانند ولی معنیِ زیارتنامه را ندانند، این زیارتنامه‌ها هم شناسنامه‌ی امامانِ ما هست، هم مرامنامه است، و هم اینکه ارائه‌ی الگوست، و هم برای زائر رهنمود و راهنماست، چه تعبیری زیباتر و جامع‌تر و دلنشین‌تر از این سه کلمه‌ای که در زیارت بالای سر می‌خوانیم به ما انگیزه و هدف می‌دهد و زندگی ما را معنی‌دار می‌کند و زیارت ما را بامعرفت می‌کند؟

عرضه می‌داریم: «بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی» ای امام رضا! پدر و مادرم به قربانِ تو… این «پدر و مادرم به قربانِ تو» خیلی معنی دارد، یعنی نه تنها خودم فدایی تو هستم، بلکه دار و ندار و ریشه‌ی من هم فدای توست، پدر و مادرم به قربانِ تو، «أَتَیْتُکَ» من به خدمت شما آمده‌ام، چرا؟ سه هدف داشته‌ام.

یک: «زَائِراً» آمده‌ام که شما را زیارت کنم.

ببینید بدنِ ما ضریح را زیارت می‌کند، گنبد را می‌بیند، صحن و سرا را می‌بیند، دیوارها را می‌بوسیم، درهای زیبا را می‌بوسیم، اما دلِ ما امام رضا علیه السلام را زیارت می‌کند، هیچ زائری نیست که خودِ حضرت رضا علیه السلام را زیارت نکرده باشد، این به ما تعمّق می‌دهد، به زیارتِ ما ژرفا می‌دهد، فقط بوسیدنِ در و ضریح مقدّس نیست، آمده‌ام که دلِ من با شما گره بخورد، آمده‌ام که دل به شما بدهم و شما دلِ من را قبول کنید، جانِ من به شما متّصل شده است، من برای زیارت آمده‌ام، برای دیدار آمده‌ام، برای ملاقات آمده‌ام، زیارت یعنی ملاقات، باید دلِ شما با امام رضا علیه السلام پیوند پیدا کند و وصل بشود، این است که فرموده‌اند وقتی می‌خواهی به زیارت بروی مقابلِ در بایستید و اذن دخول بخوانید.

آیت الله العظمی آقای بهجت اعلی الله مقامه الشّریف، هم خودشان می‌فرمودند، من خودم از ایشان شنیدم، و هم از استادشان جمال السالکین آیت حق آمیرز علی آقای قاضی اعلی الله مقامه الشّریف نقل فرمودند که وقتی می‌خواهید به زیارت بروید در مقابلِ در اذن دخول بخوانید، هنگامِ خواندنِ اذن دخول، اگر دلِ شما شکست، اگر چند قطره اشک ریختید، این علامتِ این است که اجازه داده‌اند که بعنوانِ زائر داخل شوید، اما اگر دل نشکست زائر نیستید، از نظرِ بدن که زائر هستید، معلوم می‌شود که زیارت برای قلب است و هنگامی که قلب می‌شکند وصل می‌شود، این انکسارِ دل نشانه‌ی این است که قلبِ شما به امام رضا علیه السلام اتّصال پیدا کرده است و واصل و زائر شده‌اید، امام رضا علیه السلام شما را در آغوش گرفته‌اند، امام رضا علیه السلام میهمان‌نواز هستند، اما دل به امام رضا علیه السلام می‌رسد، بدن امام رضا علیه السلام که در مضجع شریف ایشان است، اما آن چیزی که می‌تواند همه جا از ما پذیرایی کند حقیقت و ولایت و نور و روح ملکوتی حضرت رضا علیه الصلاه و السلام است، و آن با انکسارِ قلب بدست می‌آید.

ما در حدیث قدسی هم داریم که حضرت حق فرموده‌اند: «انا عند المنکسره قلوبهم»، من در دل‌های شکسته هستم.

وقتی دل می‌شکند اینطور نیست که به امام رضا علیه السلام وصل بشوید، بلکه به خودِ خدای متعال وصل می‌شوید، نه با نامِ خدا، اگر دل بشکند خودِ خدای متعال در دل‌های ماست، اگر دل بشکند معلوم می‌شود که دلِ ما با خدایمان وصل شده است و خدای متعال را یافته است و نور خدای متعال در دلِ ما تجلّی کرده است و رحمتِ الهی قلبِ ما را نوازش کرده است.

این یک نکته که ما آمده‌ایم که امام رضا علیه السلام را زیارت و ملاقات کنیم، آمده‌ایم که امام رضا علیه السلام را ببینیم.

چشم دل باز کن که جان بینی       آنچه نادیدنی است آن بینی

دوم: «وَافِداً»… این‌ها را در دهان انسان می‌گذارند که انسان رگِ امام رضا علیه السلام را بدست بیاورد.

آقا