علل و عوامل دگرگونی تاریخی و اجتماعی از منظر قرآن

شناخت عوامل دگرگونیهای تاریخی – اجتماعی، همواره از دغدغههای اندیشمندان بزرگ تاریخ بوده است اما دانشمندان درباره مبانی و رویکردهای ممکن به این تحولات اختلاف دارند. پس از رنسانس دو دیدگاه اقتصاد سرمایهداری و دیدگاه جامعهنگری درغرب، مباحث دگرگونی تاریخی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار دادند؛ اما براساس مبانی قرآنی، دگرگونی تاریخی مبدأ هستیشناسانه و وجود شناسانه ویژة خود را دارد. بنابراین نقش عوامل غیبی درتغییرات تاریخی و اجتماعی جایگاهی خاص مییابد. از منظر قرآن پارهای از دگرگونیهای تاریخی در پیوند با رفتارهای انسان است و این رفتارها به نوبة خود متأثر از نوع غایتنگری، عوامل اجتماعی ـ فرهنگی، جهان بینی و اراده انسانی است.
مقایسة ساختار متن قرآن و منابع تاریخی در گزارش رویدادهای منتخب عصر نبوی

ساختار گزارشهای تاریخی یکی از مباحث مورد علاقه و توجه مورخان و فیلسوفان علم تاریخ است و بررسی مقایسهای آن در قرآن و متون تاریخی سدههای نخستین اسلامی میتواند دریچهای به سوی اندیشیدن در بارة تأثیر هدف بر ساختار گزارشهای تاریخی بگشاید. رایجترین شیوة بررسی ساختار یک متن از جمله گزارشهای تاریخی توجه به ساختار افقی، ساختار عمودی و ساختار معطوف به معناست. در ساختار افقی مؤلفههایی همچون فهرست مطالب، مقدمه، متن اصلی و نتیجهگیری مورد توجه قرار میگیرد و در ساختار عمودی کلمات، جملات و بندها و در ساختار معطوف به معنا هم سه مؤلفة تکرار ساخت، تکرار معنا و بسط و تفصیل معنا مد نظر قرار میگیرند. در این مقاله، ساختار گزارشهای تاریخی در قرآن با متون منتخب سدههای نخستین اسلامی با محوریت چند رویداد مهم تاریخ عهد مدنی پیامبر6 مقایسه شده است و ضمن مقایسة ساختار عمودی صحت صدور و پیوستگی و انسجام و رعایت ترتیب زمانی گزارشهای تاریخی نیز در قرآن و متون تاریخی منتخب مقایسه شده است. مقاله حاضر با این پیشنهاد به پایان میرسد که اگر اهداف و آرمانهای دینی بر علوم انسانی از جمله تاریخنگاری سایه بیفکند، چه بسا بتوان از ضرورت پیریزی گونهای خاص از ساختار گزارشهای تاریخی معطوف به هدف در کنار ساختارهای موجود سخن گفت.
«قُرّاء» و نقش ایشان در تحولات قرن اول هجرى

با ظهور اسلام و آغاز وحى، گروهى در جامعه اسلامى شکل گرفت که به قُرّاء مشهور شدند. آنان از بزرگان و خواص جامعه اسلامى به شمار مىآمدند. شناخت قرّاء و بررسى نقش آنان در تحولات فرهنگى، سیاسى قرن اول هجرى محور اصلى بحث حاضر است.
در بعد فرهنگى، قاریان، رهبران اندیشه و کارگزاران تولید و نشر علوم مختلف، از جمله: قرآن، تفسیر، فقه، حدیث، تاریخ و ادبیات عرب، در تمدن اسلامى بودند. آنان با حضور خود درمناطق تازه فتح شده، در جامعهپذیرى آن نواحى نقش مهمى ایفا کردند. در تعامل با حکومتها، گاهى با ایفاى نقشهاى مشروعیت بخشى و حمایتى به استحکام آنها کمک مىکردند و گاهى با ایفاى نقش انتقادى و اعتراضى، به رویارویى با آنان مىپرداختند و در این مسیر مشقتهایى را متحمل شدند؛ گروهى مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و عدهاى از آنان تبعید یا کشته شدند.
در آمدى بر جغرافیاى قصص قرآنى

نوشتار حاضر، به بررسى مبحث مکان و اسامى جغرافیایى در متن قرآن کریم مىپردازد. مؤلف در ابتدا مدخلى بر آراى جغرافىدانان و نظریهها و مکاتب آنها، در ارتباط با اماکن قرآنى مىگشاید. سپس میزان توجه و رویکرد منابع مختلف به این مبحث را مورد بررسى قرار مىدهد. تفصیل مناطق مختلف جغرافیایى که قصص قرآنى در محدودهى آنها قرار گرفته، بر پایهى تقسیمبندى پیشنهادى آنها، به مرکزى، میانى، جنوبى، شمالى و…، توسط مؤلف صورت پذیرفته است. در پایان به داستانهایى اشاره شده که خداوند در قرآن از اماکن آنها یاد نکرده و در آنها به عبرتگیرى از نحوهى بیان قصص قرآنى اشاره شده است.
صابئین در قرآن

به رغم این که بحث در مورد صابئین, بحث تازه اى نیست و سابقه تحقیق کلاسیک پیرامون آنان به قرن هفدهم میلادى مى رسد, اما آن چه پس از یک بررسى اجمالى در این باره به نظر مى رسد, تشتت آرا و سردرگمى محققین قدیم و جدید است. مانع عمده در راه تحقیق پیرامون این موضوع, کمبود منابع و اطلاعات و نیز مغشوش بودن اطلاعات موجود مى باشد, علاوه بر آن, استفاده یا سوء استفاده گروه هاى مختلف از عنوان صابئین, سبب اغتشاش بیش تر در اطلاعات مربوط به آنان گردیده, تا جایى که حتى تحقیقات مستشرقین و محققین جدید را نیز تحت الشعاع قرار داده است. در این مقاله سعى شده تا از خلال بررسى فرضیه هاى موجود در مورد این گروه و سنجش نقاط قوت و ضعف آن ها, نظر نزدیک تر به صواب انتخاب و ارائه گردد.
خدا يا ناخدا؛ نگاهی به احاديث – نَزِّلُونا عَن الرُّبُوبِیّة

در منابع شیعی، از امامان معصوم حدیثی نقل شده است به این مضمون که «ما را خدا ندانید و هر چه خواستید در فضائل ما بگویید». این روایت علیرغم اینکه از سوی برخی جریانهای فکری مورد انکار قرار گرفته و حدیثی ساختگی قلمداد گشته، دارای سندی معتبر و دلالتی مطابق با موازین دینی است. متن این روایت به الفاظ گوناگونی در میراث حدیثی شیعه وارد شده و مدلول آن در دو جهت خلاصه میشود؛ نفی غلو و تبیین دامنهی مقامات اهلبیت علیهم السلام . این روایت، از سویی به مبارزه با افکار غالیانه پرداخته و از سوی دیگر به بلندی مقام و جایگاه امامان معصوم علیهم السلام اشاره دارد. نوشتار پیش رو پس از بررسی متنی و سندی این احادیث، به تبیین دلالت آن پرداخته و به اشکالاتی که بر آن وارد شده پاسخ میدهد.
مصداق شناسی آيه « وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ » علی نصیری

ازجمله موضوعاتی که میان مفسران شیعه و شماری از مفسران اهل سنت، مورد اختلاف واقع شده، مصداق شناسی آیه <مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ> است. مفسران شیعه و شماری از عالمان اهل سنت مصداق این آیه را حضرت امیر علیه السلام میدانند؛ اما در برابر، برخی از مفسران اهل سنت، عبدالله بن سلام، عالمان یهود و نصارا و تمام مؤمنان را سه مصداق دیگر آیه دانستهاند. این مقاله با بررسی دیدگاههای مختلف مفسران فریقین و تحلیل آنها، تطبیق آیه بر مصادیقی غیر از حضرت امیر را موردنقد قرار داده و مدعای مفسران شیعه را مورد تأکید قرار داده است. وجود روایات اهلبیت علیهم السلام ، صحابه و تابعان که حضرت امیر را تنها مصداق آیه دانستهاند، گستردگی دانش امام و عدم سازگاری تطبیق آیه بر مصادیقی دیگر با اسناد تاریخی، ازجمله اشکالات وارد بر دیدگاه مفسران اهل سنت است.
قرآن ناطق و قرآن صامت

نویسنده در بخش اوّل مقاله، جایگاه امامان را در نزد شیعه به عنوان تنها مفسران حقیقی قرآن شناسانده و سپس به دیدگاه های امامیه دربارۀ قرآن اشاره كرده و تفاسیر امامیه را معرفی كرده است. در بحث از اصول تفسیری در نزد امامیه به مسأله تحریف قرآن اشاره كرده و پس از بیان نظر چند تن از علما، نظر شیعه را عدم تحریف قرآن دانسته است. در انتهای بحث، محمود ایوب به عنوان نمونه، آیه 67 سوره مائده را كه به ماجرای غدیر خم می پردازد از منظرِ مفسّران شیعی مورد بررسی قرار داده است.
بررسی لعن در قرآن و سنت

معنای لعن در فرهنگ اسلامی درخواست دوری از رحمت الهی است. این دعاء در آیات قرآن و روایات عامه و خاصه در سیره عملی رسول خداصلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله فراوان یافت می شود. همچنین در ادبیات علماءِ پیرو مکتبِ خلفاء و همچنین علمای شیعه نیز در موارد متعددی لعن وجود دارد. به صورت عمده در میان عامه برخی تلاش ها برای تبرئه اشخاصی که هدفِ لعن از سوی قرآن کریم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام بوده اند انجام شده است که ادله این تبرئه نمودن و حمایت ها مخدوش به نظر می رسد.
مهرورزى به اهل بيت علیه السلام از ديدگاه قرآن و سنّت : نگاهى به تفسير آيه مودت

امامت پيشوايان معصوم علیه السلام از دو محور قابل اثبات است: قرآن و روايات معتبر.
آيه مودت و رواياتى كه در ذيل تفسير اين آيه آمده به روشنى امامت و ولايت عامه اهل بيت علیهم السلام را ثابت می كند. این نوشتار با توجه به اين آيه و رواياتى كه از طريق اهل سنت نقل شده، مباحث خود را در چهار محور؛ 1ـ ذوى القربى كيانند؟ 2ـ بررسى روايات مربوطه؛ 3ـ رد شبهه های مخالفان؛ 4ـ دلالت آيه بر امامت؛ ارائه می كند و به پژوهش در تفسیر آیه مودت بر اساس منابع اهل سنت می پردازد.
بررسی و نقد دیدگاه سلفیان در خصوص مجاز

از مهم ترین مبانی سلفیه، اعتقاد به فقدان مجاز در لغت و در قرآن است. آنها برای اثبات مدعای خود به ادله ای استناد می کنند و معتقدند تمامی الفاک، چه در قرآن و چه در لغت، همه حمل بر معنای ظاهری خود می شود و سلف امت نیز همین کار را انجام می دادند و ما سراغ نداریم که سلف حتی از لفظ «مجاز» در گفتار و نوشتار خود استفاده کرده باشند. اما با بررسی آیات قرآن و ادله عقلی و لغوی به دست می آید که اعتقاد به نفی مجاز در لغت و قرآن اعتقاد باطلی است. زیرا ادلهٔ اثبات مجاز به گونه ای است که حتی سلفیه نیز نمی توانند منکر آن شوند. به همین دلیل، ایشان برای توجیه نظریه خود راه حل هایی را به کار بسته اند. ابن تیمیه قائل به «مشترک معنوی» شده محمدامین شنقیطی قائل به «اسلوب» در زیان عربی شده ودیگران نیز قائل به «توسعه در لغت عرب» شده اند. البته این راه حل ها در عمل با اعتقاد به وجود مجاز در قرآن در لغت عرب یکی است. به همین دلیل، محققان معاصر سلفیه به این نتیجه رسیده اند که دعوای بین منکران مجاز و قائلان به مجاز، نزاعی لفظی بیش نیست.
علم غيب پيامبر و امام از نگاه متکلمين و فلاسفه

از جمله رویکردهایی که آموزه ها و مفاهیم دینی با آن ها سنجیده می شود دو رویکرد کلامی و فلسفی است که هر کدام با چند روش و نگرش و با پیش فرض ها و مبانی خاص به مسائل و مفاهیم دینی می نگرند. مقاله پیش رو با توجه به حجم خود، موضوع علم غیب پیامبر و امام راـ که از آموزه های ویژه شیعه به شمار می رود ـ با عنایت به اندیشه چهره های شاخص هریک از مکاتب فلسفی و کلامی مشهور بررسی کرده و به اختصار برآیند نظر هریک را در غیب دانی پیامبر و امام و حد و حدود آن مبتنی بر مبانی و پیش فرض ها، برشمرده و حاصل مباحث را به صورت فشرده آورده است.