قلمرو علوم برگزیدگان خداوند در قرآن

این مقاله به روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکردی تفسیری به بررسی قلمرو علوم برگزیدگان خداوند در قرآن میپردازد. اهمیت این پژوهش از آن جهت است که میتواند مبنایی برای باورهای شیعی در بحث قلمرو علوم ائمه علیهم السلام باشد. نتیجه پژوهش حاضر این است که خداوند به پیامبران خود، در قلمروهای مختلف علوم مانند علوم طبیعی، حوادث گذشته و آینده، ملکوت آسمانها و زمین، امور پنهان از حواس و… دانشهای ویژهای بر حسب مصلحت عطا کرده است. بخش دوم این پژوهش نشان می دهد که این علوم ویژه، اختصاص به پیامبران نداشته و غیر پیامبران مانند: لقمان، طالوت، ذوالقرنین، مریم و… نیز بر حسب اراده و مصلحت خداوند از علوم ویژه در قلمروهای یاد شده برخوردار بودهاند. بنابراین، باور به گستردگی قلمرو علوم برگزیدگان خداوند، غلوّ نیست و در صورتی که با دلایل معتبر چنین علومی برای امامان اهلبیت علیهم السلام اثبات شود، قابل پذیرش و دارای پشتوانه قرآنی است.

تحليل شرک انگاری اعتقاد به مقامات الهی امامان علیهم السلام بر پايه اوصاف قرآنی مشرکان

استفاده نابهجا از آيات قرآني درباره فضايل ماورايي و خارق العادة امامان علیهم السلام ـ و درنتیجه شرکانگاری نسبت به آن بزرگواران ـ یکی از مشكلات اعتقاديست كه برخي آن را مبناي نفي بسياري از فضايل ائمه علیهم السلام قرار دادهاند.
در این مقاله ابتدا ادعای شناسایی قرآنی ـ تاریخی عقايد مشرکان صدر اسلام و اعتقاد ایشان به خداوند به عنوان تنها خالق و قدرت مستقل (به نقل از كتاب مكتب در فرآيند تكامل) طرح ميشود. سپس اين ادعا با آیاتی كه از آنها شرک ذاتی و ربوبی مشرکان ثابت ميشود نقد ميشود و از طریق حمل به لسان فطرت، تفسيری صحيح درباره آیاتی که از آنها به نوعی توهم توحید ذاتی و ربوبی مشرکان برداشت میشود ، ارائه می گردد. در نهایت به این نتیجه میرسیم كه نمیتوان مشرکان را در توحید ذاتی یا ربوبی موحد برشمرد و شرک ایشان را در اعتقاد به قدرتهای خاص آلهة خود ـ در عین حفظ نظام طولی ـ منسوب نمود؛ در ادامه روشن ميشود كه تعابیر مشركان در شفاعت و تقرّب به خداوند، در تقابل با مفاهیم اسلامی و قرآنی «شفاعت» و «تقرّب الی الله» است. به این ترتیب قیاس میان مشرکان و مسلمانان، قیاسی مع الفارق است. همچنين بیان خواهد شد که چهرة ترسیمشده از مشرکان و باورهای ایشان در قرآن، با مفاهیم کلامی شرک و ملاک بودن استقلال در آن، سازگاری کامل دارد.

ولايت اميرالمؤمنين (علیه السلام) در قرآن

نویسنده در مقاله حاضر، سند روایاتی را که بیانگر شأن نزول آیه ولایت (مائده/55) هستند مورد مداقه قرار داده است. در این راستا، پس از بیان متواتر بودن خبر نزول این آیه درباره امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، از منظر عالمان امامیه و دانشمندان اهل سنت، برخی راویان حدیث را از میان صحابه، برمی شمارد. در ادامه، از میان شصت سند که در منابع اهل سنت آمده است، سه سند (دو سند از ابن ابی حاتم و یک سند از ابن مردویه) را بررسی می نماید. دیدگاه مفسران درباره نزول آیة ولایت و نیز دلایل دانشمندان امامیه درخصوص نزول این آیه درباره امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، از دیگر مباحث مطرح در مقالة حاضر است که نویسنده، دلایل آن را به طور مبسوط شرح می  دهد. به جز نزول این آیه درباره امیرالمؤمنین (علیه السلام)، چهار شأن نزول دیگر نیز از سوی برخی مفسران برای آیه مورد نظر بیان شده است که نویسنده به آن ها نیز اشاره کرده است. وی در نهایت، شبهات وارد شده بر شأن نزول آیه را نقد و بررسی می کند و با پاسخ های مبسوط به هر یک از شبهات، مقاله را به پایان می  رساند.

امامت غدير در سوره انشراح

با تدبر در قرآن مجيد، آياتى جلب توجه مى‏كند كه مفهوم واضح و صريحى از آن به ذهن خطور مى‏كند و در عين حال براى درك كامل آن نياز به مفسر قرآن است تا تفصيل آن معنى را در اختيار ما بگذارد.
آيه هفتم سوره انشراح از اين دست آيات است، كه با تشريح مراحل بعثت پيامبر عليه السلام و عنايات پروردگار درباره برترين آفريده‏اش مى‏فرمايد:
(( اَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ، وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ، الَّذى اَنْقَضَ ظَهْرَكَ، وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ ))
سپس به آخرين مرحله از اين رسالت عظيم آسمانى مى‏رسد و مى‏ فرمايد:
(( فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ، وَ اِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ ))
اين دو آيه صريحاً به پايان رسالت با كلمة «فَرَغْتَ» و به رحلت پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم با جمله «اِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ» اشاره مى‏كنند. آنچه در ميان كلمات اين دو آيه جلب توجه مى‏كند، عبارت «فَانْصَبْ» است. اين كلمه بدان معناست كه هنگام فراغ از رسالت الهى و قبل از پركشيدن به ملكوت اعلى هنوز يك وظيفه بر دوش پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم مانده كه بايد انجام شود و آن مسئله «منصوب‌كردن» است.
اما درباره اين امر مهم كه با اين صراحت در اينجا مطرح شده، هيچ تفصيلى داده نشده مبنی بر اینكه موضوع چيست؟ و حضرت رسول چه كسى را و در چه زمانی و كجا بايد منصوب فرمايد؟! ائمة معصومين‏ عليهم السلام كه تفسير قرآن بر عهدة ايشان نهاده شده، به تبيين اين آیات پرداخته و روشن ساخته‏اند كه مقصود از اين آيه، منصوب‌كردن على بن ابى‏طالب‏ عليه السلام به مقام امامت است. این امر در غدير خم و در آخرين سال عمر پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم تحقق يافت، و در واقع آن حضرت با امتثال امر «فَانْصَبْ» بود كه آن مراسم بسيار باعظمت را در غدير تدارك ديد.
مقالة حاضر در چهار مرحله به تشريح ابعاد تفسيرى اين آيه پرداخته و نزول آن را در غدير و درباره مسئله امامت به اثبات مي‌رساند. در مرحلة اول به قرائت كسره يا فتحه در «فَانْصبْ» مى‏پردازد. مرحلة بعدى ارائة اسناد و مدارك براي اثبات نزول آيه درباره غدير است. مرحلة سوم ارتباط كل سوره را با غدير بيان مى‏نمايد. در آخرين مرحله منظور از «فراغت» و «منصوب‌كردن» با استناد به احاديث آمده است.

نقد و بررسی کتاب « قرآن کريم: ترجمه، توضيحات و واژه نامه »

لزوم آشنایی هرچه بیشتر مسلمانان نسبت به جایگاه و مقام والا و مفاهیم آیات قرآن بر کسی پوشیده نیست. با توجه به این که این کتاب عظیم  الشأن طبق بیان خود در شناخت مفاهیم بلند و معارف متعالیش به مبیّن الهی نیاز دارد[1]، جایگاه مبیّنان آن نیز باید روشن باشد. حضرت سیدالساجدین علیه السلام در صحیفه سجادیه[2] به درگاه خداوند متعال عرضه می دارند: «اللّهمَّ أنزَلتَهُ عَلی نبیّکَ مُجملاً و ألهَمتَهُ عِلم عجائبِهِ مُکمَّلاً و ورًَثتَنا علمَه مفسَّراً».

بررسی جایگاه اخبار طینت در میان معارف شیعه

این مقاله در صدد آنست که ثابت نماید بحث طینت ابعاد مختلفی دارد و تحقیق و بررسی و ارائه تحلیل و توجیه پیرامون اخبار طینت مستلزم آن است که به موضوعات مهم دیگری که پیوند عمیقی با این بحث دارد توجه گردد و تفسیر واضح و روشنی از آنها و ارتباط آنها با اخبار طینت ارائه گردد. در این مقاله پس از تبیین این نکته که این اخبار دارای موضوعات متنوّعی است، به ارتباط آن با مباحثی از جمله: عالم ذر، میثاق، خلقت نوری، سعادت و شقاوت، معاد، قضا و قدر، نفس و انتقال اعمال اشاره می­شود.

بایسته‌های پژوهشی در حوزه عدل خدا

بر طبق نصوص دینی، خدای متعالی در عرصه‌های آفرینش، ربوبیت، تشریع و قانون‌گذاری و حسابرسی و جزای اعمال در روز قیامت، بر پایه عدل و حکمت کامل رفتار می‌کند. در برخی منابع حدیثی عدل در کنار توحید پایه دین شمرده شده است: ان اساس الدین التوحید و العدل. (التوحید، ص96)

عدل، نه تنها مستقلاً به عنوان یکی از اصول دین مطرح است، که اثبات دیگر اصول دین یعنی نبوت، امامت و معاد نیز به توحید و عدل وابسته است. چنان که علامه حلی بر این مطلب تصریح کرده است: «بدون عدل، چیزی از ادیان، تمام و قابل اثبات نیست.» (نهج الحق و کشف الصدق، ص 72)

شاید بر همین مبنا بوده که متکلمان امامیه در دوره‌های مختلف، مباحث عدل را در انگاره‌ای وسیع مطرح می‌کردند و مباحث افعال الهی را در آن مندرج می‌ساختند. برای نمونه در معروف‌ترین متن کلامی ‌امامیه یعنی تجرید الاعتقاد (و پیرو آن کشف المراد) مباحث خداشناسی در سه فصل اثبات وجود خدا، صفات خدا و افعال خدا مطرح شده که فصل افعال الهی شامل مباحثی چون حسن و قبح عقلی، هدفمندی آفرینش، فاعلیت انسان و نفی جبر، اراده خدا و قضا و قدر، لطف و تکلیف است. طبق این رویکرد، عدل از حالت صفت الهی بودن بیرون رفته و حوزه گسترده‌تری را پوشش داده است. به نظر می‌رسد در برخی آثار متأخر به دلایلی همانند اعتباری شمردن حسن و قبح، مباحث عدل لاغرتر و ضعیف‌تر مطرح شده است. این امر و چالشهای پیش روی مقوله عدل، ضرورت مطالعه و مداقّه در حوزة عدل الهی را دو چندان می‌کند…

مبانی عدل (حسن و قبح عقلی و توحید افعالی)

نگارنده پس از اشاره­ای مختصر به تاریخچۀ حسن و قبح به این موضوع در بین مسلمانان پرداخته و با تأکید بر حسن و قبح عقلی، آرا و اقوال اندیشمندان مسلمان را در حسن و قبح آورده است. در ادامه به موضوع عدل الاهی و توحید افعالی در منظر متکلمان پرداخته و آراء اشاعره، معتزله و امامیه را آورده است. ایشان به بیان سه دیدگاه اشاعره و اعتقاد به جبر و اعتقاد معتزله به تفویض و همچنین عقیده و دیدگاه امامیه به «امر بین الامرین» پرداخته است.

واکاوی نظریه اعیان ثابته نزد ابن عربی با روایات امامیه

مسئلة خلقت و چگونگی آن از مسائل پیچیده است که همیشه ذهن ‌اندیشمندان مقاله را به خود مشغول ساخته است؛ پیچیدگی مسئله زمانی مضاعف می‌شود که با مسئله علم الهی درآمیخته شود و سؤالاتی پدید آورد مثل اینکه آیا خدا قبل از خلقت به موجودات علم داشته است. پاسخ منفی منجر به پذیرش جهل در خداوند می‌شود و پاسخ مثبت پرسش جدیدی را پیش روی ما باز می‌کند که نحوه علم الهی به موجودات، پیش از خلقت چگونه بوده است؟ به عبارتی دیگر، نحوه تقرر معلومات در علم الهی چگونه بوده است؟ زیرا فرض اول را عقلا نمی‌توان پذیرفت؛ بنابراین باید درصدد تبیین فرض دوم بود.

عرفا و فلاسفه مسلمان هر یک به نوبه خود در صدد تبیین مسئله مذکور برآمده‌اند که حاصل این تلاش‌ها در نظریات علم اجمالی درعین کشف تفصیلی صدرالمتالهین، صور مرتسمه شیخ الرئیس ابن سینا، علم حضوری اشراقی شیخ اشراق سهروری، اعیان ثابته منسوب به شیخ اکبر ابن عربی نمایان شده است که به طور اجمالی در مقاله به آنها پرداخته شده است. ولی نگاه تفصیلی بر روی نظریه اعیان ثابته انجام شده است.

در نگاه شیعی هر کلامی‌ که از غیر معصوم صادر یا به معصوم منتسب نشود، خالی از لغزش نخواهد بود و کلام معصومین: یگانه مصداق کلام عاری از عیب می‌باشد. بنابراین کوشش نویسنده بر آن بوده که ابتدا دیدگاه اعیان ثابته را تبیین و پس از آن در پرتو احادیث، مورد تأمل دوباره قرار دهد. نتیجه این بازنگری دوباره با رویکرد روایی، کشف تعرضاتی مانند مسئله بداء، دعاء، حدوث عالم، خلقت بدون الگو، علم بلا معلوم با اعیان ثابته بوده است.

منبع‌شناسی بداء و موضوع‌های مرتبط با آن

«بداء» از ریشه «ب د و» به معنای آشکار شدن و ظاهر شدن است و در اصطلاح به معنای «تغییر دادن تقدیرات توسط خداوند، به سبب برخی وقایع و حوادث و شرایط خاص» می باشد. از آنجا که «بدا» یکی از موضوعات مهم کلام، و همچنان مسئله ای پرچالش است، نگارندگان در این گفتار، 98 کتاب را که بخشی از آن مربوط به بداء می‌شود، شناسانده‌اند همچنین 28 پایان‌نامه و 61 مقاله در این زمینه معرفی کرده‌اند. و پس از آن، 138 کتاب را که در باب موضوع‌های مرتبط با بداء (مانند: نسخ، قضا و قدر، ام الکتاب، لوح محو و اثبات، و…) نوشته شده، شناسانده‌اند. باشد که راه بر پژوهندگان آسان گردد.

ارتباط علم پیشین و اختیار عباد در آثار مرحوم میرزا مهدی اصفهانی

ارتباط میان علم پیشین الهی با حریّت بندگان، موضوعی است که در این مقاله به آن پرداخته می­شود. نگارنده، ابتدا دیدگاه برخی از فیلسوفان مانند فارابی، ابن‌سینا، سهروردی و ملاصدرا و نیز برخی از عرفا را مورد نظر قرار داده است و در ادامه بر آن است که از منظر فقاهت در متون دینی و از دریچه آثار مرحوم میرزای اصفهانی به پاسخ به این سوال برآید. بر این اساس ملاحظه می­شود که میرزای اصفهانی ضمن نقد دیدگاه فلاسفه و عرفا در این موضوع، الهام گرفته از نصوص دینی میان علم و اراده تفاوت نهاده و آنگاه کار علم را کشف کائنات و غیر کائنات و کار اراده را تعیّن به یکی از این دو سوی کشف شده می­داند و بدین طریق از علّت بودن علم برای افعال حذر شده و با قائل شدن دو نحوه علم برای خداوند تعالی و نیز بلامعلوم دانستنِ علم، در این موضوع به ارائه نظر پرداخته­اند.

عدل الهی و مسائل مربوط به آن در میراث تفسیری مدرسه امامیه بغداد

در طول سال‌های رشد و بالندگی علوم اسلامی، کلام و تفسیر هم همچون دیگر علوم اسلامی در مدارس مختلفی رشد یافته و کامل شده‌اند. از این میان مدرسه بغداد به ویژه در قرن چهارم و پنجم هجری به جهت حضور عالمانی چون شیخ مفید و شاگردانش شکوه خاصی دارد. در هم تنیدگی مذاهب اعتقادی مانند معتزله و اهل حدیث در آن روزگار بغداد، علیرغم تعاملات یا درگیری‌های اجتماعی، تأثیرات بسزایی بر مدرسه کلامی و تفسیری امامیه داشته است. یکی از مسائل کلامی و تفسیری عدل الهی، و از مسائل مربوط به آن جبر و اختیار است، که امامیه با معتزله و اهل حدیث دیدگاه کاملاً متفاوتی دارد. این تفاوت بر موضوعات جزئی‌تر مانند استناد افعال انسان به خود و اراده خدا و معاصی انسان تأثیر مستقیم داشته است، به گونه‌ای که امامیه قائل به اختیار انسان در راستای اراده و مشیت الهی شدند، و معتزله قائل به اختیار کامل انسان و نفی اراده الهی در افعال انسان گردیدند، و اهل حدیث نیز قائل به جبر هستند. این دو دیدگاه منجر به حصر قدرت الهی و یا بالعکس فاعل نبودن انسان در معاصی می‌شود. تأثیر مواجهه امامیه با این دو گروه به ویژه اهل حدیث، افزون بر آثار کلامی در آثار تفسیری این مدرسه، ذیل برخی از آیات بسیار مشهود است، به طوری که ناظر به دیدگاه جبریه، اقدام به پاسخ به شبهات کرده‌اند.