بررسی و نقد دیدگاه عمر ابوالنصر درباره مواضع سیاسی علی علیه السلام

تحلیل دوران پرفراز و نشیب حکومت علی(ع)،ضمن دشواری،بسیار عبرت آموز و روشنگر است.دانشمندان اهل سنت به دلیل درگیری صحابه در این عصر با احتیاط به تحلیل حوادث این دوران پرداخته اند.در دوره معاصر شاهد ورود برخی روشنفکران و نگاه نقدی آنان به این درگیریها هستیم که از جمله آن ها «عمر ابو النصر»است که در کتاب«الحرب الاهلیة بین علی و خصومه»ضمن تجلیل از برخی مواضع علی(ع)برخی دیگر از سیاست های حضرت را مورد انتقاد قرار داده است.این پژوهش نقدی بر نقد مذکور است که با استناد به شواهد تاریخی و کلام علی(ع)دلائل«ابو النصر»را باطل کرده و به حقانیت سیاست های اتخاذ شده در آن برهه زمانی بر مبنای ارزش های دینی،تعهدات حاکم عادل،جامع نگری،ژرف اندیشی و آینده نگری او در شرائط گوناگون توجه می دهد.
بررسی و نقد اشکالات کلامی احمد کاتب و دکتر قفاری پیرامون حدیث غدیر

ثبات حدیث غدیر به لحاظ سند و متن، همواره در طول تاریخ، مهمترین دغدغه علمای تشیع بوده و در این راه تلاشهای فراوان و آثار سترگ پدید آورده و به شبهات اهل سنت در این موارد پاسخ های وافی و کافی داده اند. عبقات الانوار، احقاق الحق، الغدیر و… نمونه هایی هستند از تلاش علمای امامیه در این زمینه، و به خوبی از عهده این کار بر آمده و راه را بر هر معاند و مغرضی در ایراد شبهات به حدیث غدیر و دیگر احادیث مربوط به امامت، بسته اند. اما این بزرگان مهمترین اشکالات تا زمان خود را بررسیونقد کرده اند. و اکنون شبهات جدیدی پیرامون این حدیث تشریف که مهمترین سند حقانیت مذهب شیعه است، بوجود آمده که این رساله به نقدوبررسی آنها می پردازد. شبهات کلامی احمد کاتب و قفاری به حدیث غدیر، از آن جمله اند که مورد تحقیق جدیدی واقع نشده، لذا در این پایان نامه به آنها پرداخته ایم. در این تحقیق علاوه بر بیان مطالب در وثاقت سند و تواتر و شهرت حدیث غدیر از منابع اهل سنت، و اثبات دلالت حدیث غدیر، بر امامت و خلافت حضرت علی(ع) بعد از پیامبر اکرم(ص) به ذکر روش های که احمد کاتب و قفاری در بیان شبهات خود استفاده کرده اند، از جمله تقطیع احادیث، انتسابهای کذب به علمای بزرگ شیعه و تحریف سخن از موضع و جایگاه آن، که این موارد از جمله مشخصه های شبهات جدید نسبت به شبهات قدیمی می باشد. همچنین علت اصلی امتناع اهل سنت از پذیرش حدیث غدیر و دلالت آن، بیان شده است.
بررسی و نقد اسناد مصحف امام علی (ع) در منابع فریقین

مقاله حاضر به بررسی صحت و سقم أسانید و مضامین گزارش ها درباره مصحف امام علی(ع)می پردازد.مصحفی که پس از وفات رسول خدا(ص)به وسیله امام علی(ع)گرد آمده است. جهت گیری اصلی این پژوهش،بررسی و نقد دیدگاه برخی از اهل سنت در انکار چنین مصحفی است،این دیدگاه دستمایهء داوری گروهی دیگر از اهل سنت(از تیرهء وهابیان)در اتهام شیعه به تحریفیه قرآن می باشد.چنین رویکردی اهمیت پرداختن به این موضوع را نشان می دهد.
بررسی روایات فضایل علی در صحاح سته با تأکید بر شبهات ابن جوزی

در این تحقیق، روایات مربوط به فضائل علی(ع) از نگاه صحاح سته مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و سپس با تفکیک و تنظیم روایات به صورت عناوین کلّی از قبیل: فضائل شخصی علی(ع)، فضائل علی(ع) از نگاه خداوند، فضائل علی(ع) از نگاه رسول خدا(ص)، علی(ع) و معیار حق و حقیقت و نیز نگاهی به فضائل علی(ع) در آیینه احادیث ثقلین و ولایت، مطالب را مورد بحث و بررسی قرار داده است. در بخش دیگری از این تحقیق، فضائلی که از طرف ابن جوزی مورد شبهه و نقد قرار گرفته با توضیح شبهه، جواب مناسبی از خود منابع اهل سنت به آن داده شده است. میتوان گفت با تمام تلاشی که برای از بین بردن و کم رنگ کردن فضائل علی(ع) صورت گرفته آن چنان صحاح سته از روایات فضائل علی(ع) آوردهاند که دریایی از فضائل علی(ع) در آن نهفته است. در این جا روایات فضائل علی(ع) به گونهای تقسیم شده که هر کدام به تنهایی برای شناساندن جایگاه و شخصیت صاحبش کافی و وافی است.
بررسی آیات تبلیغ واِکمال از دیدگاه فریقین (با تأکید بر پاسخگویی به شبهات جدید)

این نوشتار با رویکردی تطبیقی به تفسیر اجمالی آیات تبلیغ و اکمال از منظر شیعه امامیه و اهل سنت می پردازد و برخی از شبهه های موجود در این زمینه را مطرح کرده و به آن ها پاسخ می دهد. نویسنده می کوشد پژوهش خود را در چهار بخش سامان داده و نقاط مشترک و متمایز دیدگاههای مفسران شیعه و اهل سنت را در زمینه تفسیرآیات اکمال و تبلیغ که شأن نزول آن، اعلان امامت و ولایت امام علی(ع) در غدیر خم است، منعکس ساخته و ادله مخالفان چنین شأن نزولی را رد کند. در بخش اول وی به تبیین اجمالی آیات تبلیغ و اکمال پرداخته و مهم ترین واژههای این آیات و نقاط مشترک فریقین در تفسیر و تبیین آن را با توجه به سیاق آیه تبلیغ و آیه اکمال بررسی مینماید. وی در بخش دوم آیات تبلیغ و اکمال را از منظرروایات بررسیده و دیدگاههای اجتهادی شیعه و اهل سنت در شأن نزول این آیات و تأکید شیعه مبنی بر نزول آن ها در شأن ابلاغ ولایت امام علی(ع) و نقل روایات معتبر متعددی را در اثبات این مسأله از مصادر روایی شیعه بیان کرده و روایات اهل سنت را نیز در این باره نقل می کند. در بخش سوم دیدگاه های مفسران شیعه و اهل سنت در زمینه تفسیر آیه تبلیغ و آیه اکمال با یکدیگر مقایسه گردیده است. نگارنده در بخش چهارم شبهه ها، ابهام ها و اشکال های وارد شده در تفسیر و شأن نزول آیات اکمال و تبلیغ را که شان نزول آیات مربوط را در زمینه مسائلی غیر از اعلان امامت امام علی(ع) برمی شمارند و تفسیر آن را در مورادی جز واقعه غدیر خم ارزیابی و عنوان کرده اند، مطرح کرده و پاسخ آن ها را با سند و مدرک روایی، قرآنی و عقلی می دهد. وی در این میان به شبهه های مربوط به حدیث غدیر نیز پاسخ گفته و احادیث مربوط به غدیر را از لحاظ سند و دلالت و همچنین آیات اکمال و غدیر را از لحاظ شأن نزول غیر قابل خدشه می خواند و تلاش برخی مفسران مغرض اهل سنت، مبنی بر انحراف پیام و شأن نزول آیات تبلیغ و اکمال و مربوط دانستن آن به فتح مکه، جهاد و مواردی شبیه به آن را تلاشی بیهوده قلمداد می کند.
ابن تیمیه و خلافت علی علیه السلام

ابن تیمیه به عنوان ایدئولوگ تفکر سلفی گری و وهابیت دارای تفکرات خاصی است. بعضی از جوامع امروزی از ابن تیمیه متاثر هستند و لذا باید افکار او مورد بررسی قرار گیرد تا بهتر برای صاحبان اندیشه شناخته شود و بتوان از پیامدهای احتمالی انتشار این تفکرات که بعضا با افکار تمام مسلمانان در تضاد است جلوگیری کرد. در زمینه افکار ابن تیمیه کتابها و نوشته های فراوانی وجود دارد که به نقد و بررسی آن پرداخته اند. در این نوشتار نیز در صدد این هستیم که نظرات ابن تیمیه را در باب خلافت امیرالمومنین علی(علیه السلام) گردآوری نماییم تا برداشت او از خلافت امام علی(علیه السلام) را بفهمیم و بدانیم که آیا ایشان خلافت امیرالمومنین (علیه السلام) را قبول دارند یا خیر؟ آیا ابن تیمیه همانطور که با دیگر خلفا برخورد می کند با خلافت امام علی (علیه السلام) نیز رفتار مناسبی دارد یا با طعن و ایراد سعی در تضعیف و تشکیک در آن دارد؟
بررسي تطبيق مساله رنج در بودا و امامان شيعه

يکي از آموزه هاي مهم آيين بودا، اصل رنج است. بر اساس آن، بودا مهم ترين خصيصه زندگي انسان را رنج در زندگي مي داند و براي رهايي از اين مساله راه هايي مطرح مي کند. در آموزه هاي اسلام و امامان شيعه نيز هر چند وجود مصائب و مشکلات در زندگي براي همه بشر پذيرفته شده است، اما رنج بردن حاصل از مصيبت را وابسته به نگاه آدمي به مصائب و مشکلات مي داند؛ ضمن آنکه اساسا در نگاه ائمه هدي رنج کشيدن با مصيبت ديدن يکسان تلقي نشده است. در اين پژوهش به تطبيق هر دو ايده خواهيم پرداخت و همسويي ها و ناهمسويي هاي دو ايده را بررسي مي کنيم.
احکام حکومتي و مصلحت در فقه شيعه

قاعده مصلحت در فقه شيعه، مبتني بر نظريه فقهي احکام حکومتي است که بسياري از فقها آن را در اجراي امامت نيابي در زمان غيبت پذيرفته اند و به تعبيري دقيق تر، اسلام مباني، اصول، ارزش ها و چارچوب هاي ضابطه مندي براي سامان دادن مصلحت ارائه داده است که قابليت سامان يافتن تحت قواعد کلي را دارد. ساماندهي مصلحت در فقه شيعه در سه شکل صورت گرفته است:
.1 احکام حکومتي؛
.2 احکام اولي؛
.3 احکام ثانوي.
در فقه اهل سنت نيز مصلحت در آموزه هاي زير قالب بندي شده است: حفظ اسلام، حفظ جان، حفظ نسل، حفظ عقل و حفظ مال (با عنوان کلي مصالح مرسله).
با توجه به مباني و اصول احکام حکومتي، تشخيص مصلحت در ديدگاه فقهي به صورت شرعي و با معيارها و شاخص هاي برگرفته از شريعت اسلام انجام مي گيرد و مشکلات اداره جامعه اسلامي را برطرف مي نمايد. در اين تحقيق به بررسي احکام حکومتي و مصلحت مي پردازيم.
پروپاگانداي بني اميه؛ عليه خاندان پيامبر

پروپاگاندا را بايد از جمله مفاهيمي در نظر گرفت که با مباني و مبادي حوزه هايي چون فرهنگ، جامعه، ارتباطات، سياست و تبليغات مرتبط بوده، علاوه بر غناي نظري، خصوصا در دهه هاي اخير، استعمال گسترده اي در گستره تاريخ به خود اختصاص داده است. اين مبنا نه تنها در حوزه علمي غرب، بلکه در قلمرو اسلامي نيز در برخي از ادوار تاريخي قابل توجه و البته تامل برانگيز است. در اين ميان، دوره نسبتا کوتاه خلافت امويان به ويژه خلافت معاويه بن ابوسفيان از نظر اهميت و تاثيرگذاري آن، به عنوان انحرافي بزرگ از خط مشي اسلام ناب نبوي و علوي بايد مورد نظر قرار گيرد. شيوه هاي پروپاگانداي معاويه در تقابل با اهل بيت خصوصا اميرالمومنين، نه تنها نمايانگر فضاي ابهام آميز و جهل مفرط مسلمانان از جريان هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي آن روزگار است، بلکه نشان از عمق اثرگذاري پروپاگاندا در چنين فضايي نيز دارد؛ چه اينکه جهل جامعه و تاثير پروپاگاندا در هر عصر و مصري دو روي يک سکه اند که ضرورت شناخت و پرداخت اين موضوع را در عصر حاضر نيز دو چندان مي نمايد.
گرايش هاي شهيد ثاني به تصوف و عرفان اسلامي

رابطه بين فقها و عرفان اسلامي همواره از موضوعات بحث برانگيز بوده است. در طول تاريخ اسلامي عالماني همت خود را مصروف مبارزه با عرفان کرده اند. در اين ميان، برخي ديگر در جهت تقويت عرفان حقيقي تلاش کرده اند. از جمله اين عالمان، شهيد ثاني است. از اين رو، اين پژوهش عهده دار بررسي انديشه ها و گرايش هاي عرفاني اين شهيد بزرگوار شده است.
در اين جستار، عنايت شهيد به عارفان مسلمان مورد توجه قرار گرفته، و تجلي عرفان عملي و نظري در آثار و احوال ايشان در ابعاد محتوايي و روشي نشان داده شده است. نيز سعي شده است تاثير و تاثرات عرفاني وي مورد بازکاوي قرار گيرد.
اين بررسي نشان خواهد داد که فقيهي صاحب نام با تصوف و عرفان اسلامي همسو بوده و علي رغم مخالفت عده اي از علما، وي متمايل به عرفان اسلامي است. اين امر نشان از ظرفيت بالا و ناشناخته عرفان اسلامي براي عالمان دارد. مي توان از رهگذر اين گونه پژوهش ها عرفاني را که فقهاي اماميه به آن توجه داشته اند به طالبان عرفان حقيقي شناساند.
چگونگي گرايش واليان کرد اردلان به تشيع از صفوي تا قاجار (1025-1284ق)

خاندان اردلان، از جمله خاندان هاي کرد مي باشند که مدت هاي مديدي، قبل از روي کار آمدن صفويان تا اواخر دوره قاجار بر قسمت هايي از مناطق کردنشين ايران حکومت مي کردند. اين خاندان همچون ساير خاندان هاي کردتبار، ابتدا بر مذهب اهل سنت بودند، اما در اواسط دوره صفويه و با وصلت خان احمدخان از شاهزادگان اردلان با خواهر شاه عباس و ارتقاي جايگاه بزرگان اين خاندان از حاکمان محلي به مقام والي نشين که در نظام سياسي و اداري روزگار صفويه اهميت زيادي داشت، سران اين خاندان براي سهيم شدن در قدرت و نزديکي بيشتر به دربار صفوي به تشيع گرايش يافتند. گرچه اين تغيير مذهب در ابتدا جنبه ظاهري داشت، اما بعدها و با گذشت زمان پايبندي به مذهب تشيع در ميان برخي از سران و حکمرانان اردلان عمق بيشتري يافت؛ به طوري که مي توان گفت بيشتر بزرگان اين خاندان در عصر قاجاريه کاملا بر مذهب تشيع بودند. اين پژوهش در صدد است روند و دلايل گرايش خاندان اردلان به تشيع را از وراي منابع اصلي، بررسي نمايد.
بررسي حوزه حديثي سمرقند و کش

توجه بيشتر پژوهشگران عرصه حديث پژوهي به برخي مراکز حديثي، موجب شده شناخت کمتري نسبت به مراکز ديگر ارائه شود و يا به ورطه فراموشي سپرده شوند. نمونه آن حوزه علمي- جغرافيايي، سمرقند و کش در منطقه خراسان قديم و ماوراالنهر است. اهميت اين مرکز هنگامي آشکار مي شود که وابستگي هاي علمي مراکز حديثي شيعي به آن از يک سو و تربيت دانشمندان و عالمان بزرگ شيعي در طول ساليان متمادي که نام هر يک از ايشان زينت بخش مجاهدت هاي علمي شيعيان است، از سويي ديگر، مورد مداقه قرار گيرد. با توجه به اين مهم، نوشتار حاضر عهده دار معرفي کاملي از ابعاد اين حوزه نشر معارف شيعي است و با استفاده از منابع مختلف رجالي و حديثي و کتب تاريخ و جغرافيا، سعي دارد ابعاد مختلف آن، از جمله دوران شکل گيري و پيشينه حضور علمي شيعيان، اوج و افول و همچنين آثار علمي، استادان و شاگردان و کارکردهاي اين مرکز را شناسايي کند.