اشاراتی از قیام نماز

باید از ایستادن بر دو پا، به ایستادن در جایگاه هراس و امید، پی ببرد؛ و از سر به زیر انداختن، به همراهی و لزوم خاکساری و فروتنی دل، و بیزاری از گردنکشی و ریاست و تکبّر. و باید بداند که: برای او در روز رستاخیز و در بارگاه خداوند جایگاهی است که منزلت آن، […]

 بزرگتر از وصف

بدان که هر موجود بزرگ و با عظمتی را که خیال می‌کنی بزرگتر و عظیم‌تر از هر چیزی است، آن هم در کنار کبریای خداوند، خرد و خوار است!  پس به حکم عقل، واجب است که تکبیر و بزرگداشت تو برای پروردگارت، به اندازه‌ی قدرت و توانت، و با بذل همه‌ی کوششت باشد؛ سپس به […]

اثر معرفت

وقتی بنده این پادشاهی و سلطنت [عظیم و نامحدود خداوند] را با عقلش تصوّر نمود؛ سپس متوجّه خطر جنایات خود، و منزلت والای مناجات با این سلطان بزرگ گشت، با عقل و جان و نفس و دل و تن و سراسر وجودش، چشمی برای مراقبت و توجّه به او، و گوشی برای شنیدن سخنش، و […]

منشأ حال «هیبت» در نماز

امّا «هیبت» و آن نیز از معرفت به صفات جلال به وجود می‌آید. هر که فهمید که قادر متعال کیست؛ و آنچه از بازخواست و کیفر با منکران و ستیزه‌جویان ملّت‌های پیشین کرده، دانست؛ و ابتلای پیامبران و اولیاء را به رنج‌های بزرگ و تأثّری که از هراس او به گریه و بی‌هوش و ناله […]

تبرک به قبور، موجبی برای تکفیر + تصویر اسناد

شیخ سلفیت، بر خلاف دیدگاه احمد بن حنبل، پیشوای مذهب حنابله، ابراهیم حربی و ذهبی – که معاصران شیخ محمد بودند؛- و ابوایوب انصاری، ابن عمر و جمیع صحابه ای که در برابر این عمل سکوت کردند، می گوید: تبرک به قبور صالحان شرک اکبر است، باعث خروج از دین می‌شود؛ و هرکس معتقد به این عقده نباشد او نیز کافر است. ولی سلفیون هرگز به کفر ذهبی، احمد و سایرین متلزم نمی شوند! متن ذیل توسط علی فاطمی اقتباس شده است.

عظمت نامحدود خداوند

[بنده چگونه در قبال عظمت خداوند خود را ناچیز نبیند] با این‌که عظمت سلطه‌ی او بر خلقت آسمان‌ها و زمین‌ها و بزرگی قدرتش را بر آن‌ها و بر امساک و روزی و نگهداری و تربیتشان به چشم می‌بیند! و آنچه از گوینده‌ی راستگو در روایت «زینب عطّاره» می‌شنود که: این زمین و دریاها و کوه‌ها […]

منشأ مراقبه و حضور کامل

بنده وقتی بزرگی سلطه‌ی خداوند و گستردگی ملکش و جلالت قدرتش را شناخت، و دانست که [موجود] ممکن، هیچ و عدم است، و [دانست که] او از خود به اندازه‌ی سنگینی یک ذرّه خوبی و خیر ندارد، و توانائی بر سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیزش ندارد، عقل و خردش با خضوع […]

مراد از «تفهّم» در نماز

تفهّم [در نماز] یعنی این‌که: از هر قول و فعلی، مقصود و معنی شایسته‌ی آن را به روشنی بفهمد؛ زیرا نماز معجونی خدائی است که داروی هر دردی در آن قرار داده شده است. و اثرش جلب همه‌ی سعادت‌های ممکن برای انسان کامل است. و زیر هر حرکت و سکون قول و فعل آن –از […]

مراد از «تعظیم» در نماز

امّا «تعظیم» و بزرگداشت؛ و آن از احوال دل است که خاکساری و فروتنی و شکستگی [بنده را] برای خدای بزرگ به جا می‌گذارد؛ و از معرفت به عظمت و جلالت –به اندازه‌ای که برای بشر ممکن است- به وجود می‌آید. و عمده‌ی تأثیر حضور قلب در نماز، همین است؛ بلکه عمده‌ی در کامل شدن […]

مهم‌ترین فائده‌ی نماز

عمده‌ی خیر نماز و فائده‌اش، در فهم نماز است. چون فهم، نزدیک‌ترین سبب به معرفت است؛ و معرفت، تمامش خیر است بلکه همه‌ی خیر و خوبی، در معرفت است. چنانکه جهل، تمامش شرّ است بلکه همه‌ی شرّ در جهل و نادانی است. و سرّ آن در این است که: وقتی روح نمازگزار به عالم اعلی […]

کیفیّت حضور دل در نماز

گذراندن معنای هر فعل و قولی بر دل، پیش از پرداختن به آن [در تفهّم و حضور قلب] جدّاً مؤثّر است. مثلاً وقتی خواست قرائت کند، معنی «بسم الله الرَّحمنِ الرَّحیم» را از دل بگذراند، سپس آن را بخواند. آن‌گاه معنی «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ» را به دل بگذراند، سپس آن را بخواند؛ و همین‌طور […]

ریشه‌ی خطورات مشغول‌کننده

تردیدی نیست که ریشه و اصل همه‌ی خطورات مشغول‌کننده و مرجع آن‌ها، دوستی دنیا و پرداختن به آن است… پس برای هر کسی که دوستدار دنیا و زینت‌های آن است، طمعی در گوارا شدن شیرینی مناجات خداوند و لذّت هم‌صحبتی با او نیست؛ اگرچه به زور خودش را به عبادت وادارد. در حدیث معراج است: […]