شیخ مفید در آغاز شرح حال امام زمان علیه السّلام می‌نویسد: به دلیل مشکلات آن دوران و جستجوی شدید سلطان وقت و کوشش بی‌امان برای یافتن آخرین حجّت خدا، ولادت آن حضرت بر همگان مخفی ماند. [۱]
پیش از آن نیز در روایات امامان علیهم السّلام به ولادت اسرارآمیز آن حضرت اشاره شده و حتی این مطلب یکی از دلایل شناخت وی تعیین شده بود.[۲]
تلاش بی‌وقفه بنی عباس برای یافتن فرزندی از امام یازدهم، در بیشتر منابع تاریخی گزارش شده است. احمد بن عبید اللّه بن خاقان که کار خراج قم را بر عهده داشته، درباره موضوع کاوش خانه امام عسکری علیه السّلام، گزارشی داده که متن آن چنین است:
وقتی خبر بیماری امام عسکری علیه السّلام شایع شد، خلیفه به دنبال پدرم فرستاد. او به دار الخلافه رفت و همراه پنج تن از کارمندان نزدیک خلیفه که از معتمدان او بودند بازگشت. پدرم به آنان دستور داد تا خانه امام را در کنترل خود گرفته و لحظه به لحظه از احوال و اخبار وی اطلاع داشته باشند؛ آنگاه برخی از طبیبان را فرا خوانده و دستور داد شبانه روز بر بالین امام حضور داشته باشند.
پس از دو یا سه روز به او اطلاع دادند که امام ضعیف‌تر شده است و او دستور داد طبیبان بر مراقبتهای خود بیفزایند؛ آنگاه پیش قاضی القضات رفت و از او خواست ده نفر از معتمدان خود را که از نظر دین و ورع، کاملا به آنان اطمینان دارد به منزل امام عسکری علیه السّلام بفرستد که شبانه روز در آنجا باشند. این وضع ادامه داشت تا آن که امام وفات کرد. پس از این حادثه، خانه امام عسکری علیه السّلام به دستور خلیفه بررسی دقیق شد و همه چیز مهر و موم گردید و پس از آن تلاشهای پی‌گیرانه‌ای برای یافتن فرزندی از آن حضرت آغاز شد؛ حتی کنیزان امام نیز تحت نظر قرار گرفتند تا معلوم شود کدام یک از آنها باردار است؛ یکی از آنها را که احتمال حمل درباره‌اش می‌رفت در حجره‌ای تحت مراقبت قرار دادند تا وقتی که باردار نبودن وی مسلم شد. آنگاه میراث امام را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم کردند. در همین روایت، به دنبال گزارش مزبور، اشاره‌ای به فرصت طلبی جعفر به منظور جانشینی برادرش شده است؛ از جمله آن که، وی از عبید اللّه بن خاقان خواست او را به عنوان جانشینی امام عسکری علیه السّلام اعلام و معرفی نماید و او تقاضای جعفر را رد کرد.[۳]
روایت دیگری اشاره بدان دارد که برخی از شیعیان قم، بی‌خبر از رحلت امام عسکری علیه السّلام برای پرداخت وجوه خویش به سامرا آمدند. پس از ورود به سامرا، کسانی آنها را پیش جعفر بردند. قمی‌ها نخست در صدد امتحان جعفر بر آمدند؛ بدین منظور از وی پرسیدند: آیا او از مبلغ پولی که با خود آورده‌اند اطلاع دارد؟ جعفر پس از اظهار بی‌اطلاعی گفت: تنها خدا از غیب آگاه است. در نتیجه قمی‌ها از پرداخت پول به او خودداری کردند. در آن هنگام، شخصی آنها را به خانه‌ای هدایت کرد و در آنجا پس از آن که مبلغ وجوهات به آنها گفته شد، پول را به شخصی که درست گفته بود تحویل دادند. جعفر این موضوع را به معتمد گزارش داد و به دستور او خانه امام و حتی خانه‌های همسایگان آن حضرت تفتیش مجدد شد.
در اینجا بود که کنیزی به نام ثقیل که گویا به خاطر حفظ جان امام زمان علیه السّلام ادعای بارداری کرده بود بازداشت شد و مدّت دو سال تحت نظر قرار گرفت تا اطمینان به عدم بارداری وی حاصل شد؛ سپس او را رها کردند.[۴]
به طور مسلم، چنین حساسیت شدیدی از طرف دستگاه خلافت همراه با تحریکات جعفر، بدان سبب بود تا گذشته از کنترل امام دوازدهم، در صورت عدم دسترسی به آن حضرت، دست کم بتوانند اعلام کنند که امام حسن عسکری علیه السّلام فرزندی نداشته است. احضار افراد موثق در منزل امام نیز برای این بود تا به ادعای خود در این باره رنگ حقیقت داده و شیعیان را دچار حیرت و سردرگمی نمایند، چنانکه در ادامه همان نقل از شیخ طوسی افزوده شده: افراد مورد اعتماد مذکور که در خانه امام حضور داشتند، شهادت دادند که آن حضرت در گذشته است.[۵] حقیقت آن است که مطابق طرح دقیق و منظمی که از پیش در این باره ریخته شده بود، مسأله ولادت آن حضرت از اساس از چشم مردم و حتی بیشتر شیعیان به دور مانده و با این حال مشکل چندانی نیز به دنبال نیاورد.

درباره مادر حضرت مهدی علیه السّلام‌

درباره نام مادر آن حضرت روایات گوناگونی در دست است. در روایتی از شیخ طوسی، از مادر آن بزرگوار به نام ریحانه نام برده شده، ولی بلافاصله افزوده شده که به او، نرجس، صیقل و سوسن نیز می‌گفتند.[۶] به نظر عده‌ای، که شهید از آن با عبارت «قیل» تعبیر آورده، مادر آن حضرت، مریم بنت زید العلویه بوده است.[۷] در روایت حکیمه خاتون که مشهورترین و مستندترین روایت درباره تولد حضرت بقیه اللّه علیه السّلام می‌باشد، همان نام «نرجس» آمده است.[۸]
به نظر برخی از محققان، امکان دارد نام اصلی او همان نرجس بوده و دیگر اسامی، به جز صیقل را، بانوی او حکیمه، دختر امام جواد علیه السّلام به وی داده باشد. در آن روزگار، مردمان کنیزان را برای خوشامدگویی به اسامی گوناگون می‌خواندند؛ دانستنی است که اسامی نرجس، ریحانه، و سوسن، همه اسامی گلها هستند.[۹]

 

 

آگاهی برخی از شیعیان از تولّد امام زمان علیه السّلام‌

البته چنین نبود که کسی از تولد آخرین حجّت خدا آگاهی نداشته و یا پس از تولد، آن حضرت را ندیده باشد. برخی از شیعیان مورد اعتماد و عده‌ای از وکلای امام عسکری علیه السّلام و کسانی که در خانه امام مشغول خدمت بودند از این امر با خبر بودند.
شیخ مفید از تعدادی از اصحاب، خادمان و یاران نزدیک امام عسکری علیه السّلام روایت کرده که آنان موفق به دیدار امام زمان علیه السّلام شده‌اند. محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر، حکیمه خاتون دختر امام جواد علیه السّلام، ابو علی بن مطهر، عمرو اهوازی و ابو نصر طریف خدمتگزار خانه امام، از آن جمله بودند.[۱۰]
بدین ترتیب امام حسن عسکری علیه السّلام فرزند خود را به برخی نشان داد و ایشان را جانشین خویش معرفی کرد.
شیخ کلینی از ضوء بن علی عجلی روایت کرده که مردی ایرانی از اهالی فارس به او گفته بود: به منظور خدمت در منزل امام عسکری علیه السّلام به سامرا رفتم و امام مرا به عنوان مسئول خرید خانه پذیرفت. وی می‌گوید: روزی حضرت عسکری علیه السّلام فرزند خود را به من نشان داد و فرمود: «هذا صاحبکم»؛ وی اظهار می‌کند که پس از آن نیز تا رحلت امام آن کودک را ندیده است. او می‌افزاید: در زمانی که وی آن حضرت را دید، حدود دو سال سن داشته است.[۱۱]
شاید پراهمیت‌ترین دیدار اصحاب امام عسکری علیه السّلام از حضرت بقیه اللّه علیه السّلام زمانی بود که محمد بن عثمان عمری از وکلای خاص امام زمان علیه السّلام همراه با چهل نفر دیگر در خدمت امام بودند. آن حضرت فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود:
هذا إمامکم من بعدی و خلیفتی علیکم، أطیعوه و لا تتفرقوا من بعدی فی أدیانکم لتهلکوا، أما انّکم لا ترونه بعد یومکم هذا.
این امام شما پس از من و جانشین من در میان شماست. از او فرمان برید و پس
از من در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می‌شوید و پس از این هرگز او را نخواهید دید.
در ادامه این روایت آمده است که: چند روز پس از آن، امام عسکری علیه السّلام رحلت کرد. [۱۲]
همین روایت را شیخ طوسی نیز نقل کرده و برخی رجال شیعه را که در این جمع چهل نفری حضور داشتند، نام برده که از آن جمله: علی بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن معاویه بن حکیم و حسن بن ایوب بن نوح بوده‌اند. [۱۳]
نام بردن از آن حضرت در آن دوران ممنوع بود و امام عسکری علیه السّلام تأکید داشتند که تنها با عنوان الحجه من آل محمّد علیه السّلام از ایشان نام برند.[۱۴]

منبع:کتاب حیات فکری و سیاسی ائمه ازصفحه ۵۶۷تا۵۷۱ / رسول جعفریان


[۱] الارشاد، ص ۳۴۵

[۲] منتخب الاثر، ص ۲۸۷- ۲۸۸

[۳] الکافی، ج ۱، صص ۵۰۵- ۵۰۶؛ الغیبه، صص ۱۳۱- ۱۳۲؛ کمال الدین، ج ۱، صص ۴۱- ۴۲؛ اعلام الوری، ص ۳۵۹؛ الارشاد، ص ۳۴۰؛ کشف الغمه، ج ۱، ص ۴۰۷

[۴] کمال الدین، ص ۴۷۳- ۴۷۴

[۵] الغیبه، طوسی، ص ۱۳۲

[۶] الغیبه، ص ۲۳۱؛ تاریخ اهل البیت، ص ۱۲۵

[۷] بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۲۸

[۸] همان، ص ۲.

[۹] تاریخ سیاسی امام دوازدهم، ص ۱۱۴

[۱۰] الارشاد، ص ۳۵۰- ۳۵۱ و نک: ینابیع المودّه، ص ۴۶۱

[۱۱] الکافی، ج ۱، ص ۵۱۴

[۱۲] منتخب الاثر، ص ۳۵۵ از کمال الدین، و نک: ینابیع المودّه، ص ۴۶۰؛ الغیبه، طوسی، ص ۲۱۷

[۱۳] منتخب الاثر، ص ۳۵۵

[۱۴] کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۴۹