ایمان یک حقیقتی است که در باطن مثل جان است، علامت آن اطاعت است. اطاعت از جلوه‌‌های ایمان است، از علائم ایمان است. امّا خود ایمان یک حقیقت نوری است. در سوره‌ی مبارکه‌ی حدید دارد «یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعى‏ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ»،[۱] یک روزی که همان روز قیامت است مؤمن، مرد مؤمن و بانوی مؤمنه «یَسْعى‏ نُورُهُمْ»، نور آن‌ها پیشرو است، پیشاپیش این‌ها نور تلألؤ می‌کند. از اطراف آن‌ها هم نور حرکت می‌کند، نور سیر دارد. در روز قیامت «یَسْعى‏ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ بُشْراکُمُ الْیَوْمَ»، آن روز بر شما مژده باد. چه چیزی مژده باد؟ «جَنَّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ»امّا «یَوْمَ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ»[۲]– به تناسب این آیه و آن آیه دقّت کنید- «لِلَّذینَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قیلَ ارْجِعُوا وَراءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً». آن‌جا منافق، مرد منافق یا زن منافق، به مؤمنین خطاب می‌کنند، آن‌ها حرکت ندارند. حرکت علامت حیات است، منافقون و منافقات قدم از قدم نمی‌توانند بردارند، «یَوْمَ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ»، این‌ها چون مسیر ندارند، راه ندارند، حرکت ندارند، گرفتار شده‌اند، زمین‌گیر شده‌اند، به مؤمنین و مؤمنات التماس می‌کنند، می‌گویند به ما نگاه کنید، به ما جا مانده‌ها، به ما در راه مانده‌ها نظری کنید.

 

برای چه نگاه این‌ها را می‌خواهند؟ «نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ»، یعنی نگاه مؤمن در روز قیامت عین طلوع خورشید است، از چشم او هم نور می‌تابد. هم خود او دارد می‌رود هم برای دیگری می‌تواند با نورانیّت خود راهگشا باشد. می‌گویند: «انْظُرُونا»، به ما نظر کنید، «نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ»، ما یک قَبَسی از نور شما به دست بیاوریم که راه بیفتیم. امّا آن‌جا هم مؤمن سنخیّتی با منافق ندارد که جواب او را بدهد، «قیلَ ارْجِعُوا وَراءَکُمْ». نمی‌گوید مؤمن به این‌ها جواب می‌دهد، شاید ملائکه‌ی عذاب به آن‌ها می‌گویند برگردید. این نوری که مؤمن دارد و سیر نوری می‌کند، این را از دنیا آورده، این‌جا به او نداده‌اند، ذخیره‌ای است که از آن‌جا آورده است. اگر می‌توانی برگردی برگرد، تو هم زندگی را از سر بگیر، یک زندگی پاکیزه، با نور به این‌جا بیا.

 

«فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ»، بین مؤمنین و کفّار یک دیواری، یک حجابی ایجاد می‌شود که «باطِنُهُ فیهِ الرَّحْمَهُ»، مؤمنین داخل فضای نورانی هستند و آن طرف دیوار که مؤمن در آن است رحمت است. «وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ»، امّا بیرون آن، آن‌ها دیگر پناهی ندارند، دیگر مأوایی ندارند، بیرون هستند سایه ندارند، قرارگاه ندارند، سنگر ندارند. لذا آتش به سوی آن‌ها می‌آید و آن‌ها گرفتار عذاب الهی می‌شوند.


[۱]– سوره‌ی حدید، آیه ۱۲٫

[۲]– همان، آیه ۱۳٫