بررسي نقش بساسيري پيرامون نفوذ خلافت فاطميان و شيعيان عراق

داعي الدعاه شيعيان اسماعيلي، مويدالدين شيرازي هم هر چند مخفيانه به قاهره مي رود، اما وجود همراهان ناپايدار بساسيري و تغيير پياپي مواضع آنها بين بساسيري و سلاجقه، و عدم وفاداري کامل آنها به شيعيان اسماعيليه، به همراه مشکلات ايجادشده براي يازوري، وزير مستنصر فاطمي، بن مايه قطع ارتباط داعي الدعاه با بساسيري مي شود. بساسيري نيز اگر چه اختصاصات خليفه را به مصر مي فرستد و به نام مستنصر خطبه مي خواند، اما خليفه عباسي را به منزله برگ برنده در حديثه الفرات، نزد همراه اصلي خودش در فتح بغداد، يعني قريش بن بدران، نگاه مي دارد. حرکت بساسيري و اعلام خلافت فاطميان؛ بيش از آنکه معلول وفاداري به شيعيان اسماعيليه باشد، تقسيم و تسهيم منافع و قدرت سياسي است. در عهدنامه اي که براي بساسيري به عنوان صاحب الجيش نوشته شده است، هيچ اشاره اي به تعهد شيعه اسماعيليه ندارد. همچنين يک سان انگاري امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) با المستنصر فاطمي براي بيان همکاري تعدادي از شيعيان اماميه با بساسيري، افزون بر نقض گزارش ابن اثير، بيش از آنکه معلول تطابق اعلان يک امام حي در زمان خاص باشد، ناشي از ارتباط نسبي و طايفه اي بين مزيد بن صدقه و بساسيري است. بنابراين، نظر برخي از مستشرقان همچون گرهارد هافمن، تي کانارد، و ناگل در اين خصوص قابل تصحيح و تکميل است.
سير تحولات تاريخي حضور زنان در مساجد و اماکن اسلامي و تاثير آن بر معماري مساجد

در اين مقاله به بررسي «سير تحولات تاريخي حضور زنان در مساجد و اماکن اسلامي و تاثير آن بر معماري مساجد» پرداخته شده است.
در ابتدا حضور تاريخي زنان در مساجد در صدر اسلام و عملکرد پيامبر (ص) در تشويق زنان براي حضور در مسجد و نهي موردي آنان بررسي شده است. عملکرد خلفا پس از پيامبر (ص) با سنت ايشان متفاوت بوده و محدوديت هايي براي حضور زنان در مساجد قايل مي شدند. ائمه (ع) بعد از پيامبر شيوه آن حضرت را ادامه داده، محدوديتي براي حضور زنان قرار نمي دادند؛ هر چند در مواردي نهي از طرف ايشان صادر شده است. علماي اهل سنت در پيروي از پيشوايان خود به سنت خلفا عمل کرده اند و اين امر به تدريج بر معماري مساجد اهل سنت اثر گذاشته و جايگاه خاصي براي زنان در اين مساجد در نظر گرفته نشده است؛ اما علماي شيعه با پيروي از اهل بيت (ع) به حضور زنان در مساجد اهميت داده اند و اين امر به تدريج باعث گسترش فضاي اختصاص داده شده به بانوان در مساجد شده است.
اختصاص بخش هاي ويژه به بانوان شيعه در مساجد و حسينيه ها، موجب پيشرفت زنان در امور مذهبي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي شده و تاثيرات تمدني براي بانوان شيعه برجاي نهاده است. تاثير تمدني حضور بانوان شيعه در مساجد، افزون بر تاثيرات مثبت در معماري مساجد شيعيان، موجب تغييراتي در مساجد اهل سنت شده است.
شيعيان مالزي

اسلام هميشه عنوان عنصر کليدي در هويت فرهنگي مالزي را دارا بوده و پايدارترين و نفوذناپذيرترين خصيصه قومي را به وجود آورده است. درباره پيشينه پيدايش شيعه در مالزي، دو ديدگاه قديم و جديد وجود دارد: برخي بر اين باورند که با ورود اسلام به منطقه جنوب شرق آسيا توسط بازرگانان مسلمان ايراني، عربي و هندي در اوايل قرن پانزدهم ميلادي، ايالات مالاکا، به عنوان مرکز اسلامي در اين منطقه، فعاليت خود را آغاز کرد؛ برخي ديگر بر اين اعتقادند که پيشينه تشيع در مالزي، به اقدامات يک سيد پاکستاني برمي گردد که با کتاب و جزوه هاي خود نهال شيعه را در مالزي کاشت. پيروزي انقلاب اسلامي ايران سبب توجه بسياري از نخبگان به مذهب تشيع شد و پس از اين رويداد، اقبال شديدي به تشيع در مالزي اتفاق افتاد.
تجلي باورهاي شيعي در مضامين عاشورايي ديوارنگاره هاي بقاع متبرک گيلان

یکی از برجسته ترین نمادهای شیعی، واقعه ی کربلاست. بازتاب این واقعه در جوامع شیعی، در طول تاریخ به گونه های مختلف رخ نموده است. مقاله ی پیش رو بر این مطلب تأکید دارد که بازتاب مضامین عاشورایی دیوارنگاره های بقاع متبرک، نشان دهنده ی علاقه و باور مردم منطقه اهل بیت علیهم السلام و تأثیر گذاری آن بر باور شیعی مردم گیلان بود.
مراسم عاشورا در کابل

شيعيان در تمام دنيا همه ساله ياد و خاطره شهيدان کربلا را زنده نگه مي دارند و در ماه محرم به سوگ مي نشينند. شيعيان افغانستان نيز اهتمامي ويژه به برپايي عزاداري هاي حسيني دارند و اين امر، قدمتي به پيشينه حضور تشيع در اين کشور دارد.
نوشتار زير در دو بخش به اين موضوع پرداخته است: بخش نخست اشاره اي کوتاه به سير تاريخي عزاداري هاي حسيني در افغانستان، به ويژه کابل دارد؛ در بخش دوم به چگونگي برگزاري اين مراسم، مانند سبک عزاداري، علايم و نمادها، زنانه خواني، ساختار تکيه خانه، نحوه اجراي مراسم طي يک روز و … در شهر کابل پرداخته شده است. اين بخش بيشتر به مشاهدات نويسنده و مصاحبه با افراد مطلع متکي است.
سودای خام وهابی ها

برگرفته از کتاب شریف الغدیر
بررسي دقيق خاستگاه نقوش سقانفارها در آموزه هاي تشيع

بناهاي مذهبي را مي توان در دو گروه اصلي قرار داد و بررسي کرد. دسته اول گروهي است که در آموزه هاي اديان مختلف به طور صريح به ساخت آنها امر شده است. مساجد در اسلام از اين گروه اند. دسته دوم بناهايي است که همگام با به وجود آمدن نيازهاي جديد و ايجاد تحول در زندگي پيروان، با ويژگي هاي مذهبي طراحي و ساخته شده اند. سقانفار هاي مازندران از آن جمله اند. گرچه در اولين نگاه به نظر مي رسد کاربري اين بناها تنها برگزاري مراسم است، اما با بررسي تصاوير و خاستگاه مضامين آنها در مذهب تشيع آشکار خواهد شد که کارکرد اصلي اين بنا، آموزشي است. پژوهش پيش روي در پي بررسي دقيق و مستند ريشه هاي مذهبي تصاوير مزبور است. بدين ترتيب، هدف اصلي اين مقاله پاسخ گويي به اين سوال اساسي است که نقوش مذهبي بدنه سقانفارها در کدام يک از آيات قرآن و احاديث معصومين ريشه دارند. در اين مقاله براي بررسي دقيق و تحليلي داده هاي موجود، به طور هم زمان، جلوه هاي هنري و مذهبي نقوش بررسي شده اند. نتايج تحليل ها نشان مي دهد که هنرمندان تصويرگر، از طريق نسخه هاي داستاني مصور و نيز کتب تاريخي ـ مذهبي، آگاهي دقيقي از ريشه هاي مذهبي نقوش داشته اند و با به کارگيري هم زمان ويژگي هاي بومي و مذهبي، در مسير ايدئال هاي مذهب تشيع گام برداشته اند.
گفتمان هاي قدرت و مقاومت در صحنه اجتماعي ـ سياسي عراق قرن بيستم

به طور کلي، صحنه سياسي ـ اجتماعي عراق قرن بيستم، شاهد ظهور پنج گفتمان عمده قدرت و مقاومت بوده است. اين گفتمان ها زماني مخالف گفتمان «قدرت» رسمي بوده، در نقش يک مخالف، به بازتوليد گفتمان «مقاومت» مي پرداختند؛ و زماني که قدرت را در دست مي گرفتند، در مبارزه با گفتمان هاي ديگر مي کوشيدند. پنج گفتمان يادشده عبارت اند از: گفتمان اسلامي ـ شيعي؛ گفتمان چپ کمونيستي؛ گفتمان کرد؛ گفتمان ملي گرايي؛ و گفتمان بعث.
در اين نوشتار، با استفاده از نظريه هاي گفتماني لاکلاو و موفه و ميشل فوکو در تبيين گفتمان هاي يادشده به بررسي نقاط مرکزي (دال برتر)، مفصل بندي ها، عناصر و وقته ها، و حوزه هاي گفتمانگونگي در اين گفتمان ها، در عراق قرن بيستم و تا پيش از سقوط صدام مي پردازيم.
شکل شناسي الهيات اسماعيليه

الهيات ايجابي پيشينه اي بس بلند دارد. نخستين خداشناسان، با توصيف خدا به صفاتي چند به شناخت خدا مي رسيدند. در دوره هاي بعد، الهيات ايجابي به چالش کشيده شد. برخي توصيف خداوند به صفات انساني را باور نداشتند؛ و شماري مطلق توصيف را برنتافته، شکل درست الهيات را سلبي مي دانستند. در جهان غرب، نشانه هايي از پذيرش الهيات سلبي در سخنان افلاطون و نوافلاطونيان ديده مي شود. در جهان اسلام نيز هر دو شکل الهيات، طرف داران خاص خود را داشت. بسياري الهيات ايجابي را صحيح مي دانستند و تعدادي الهيات سلبي را فرياد مي کردند. اسماعيليه، از معدود مذاهبي است که صريح و روشن مدافع الهيات سلبي بودند و به نقد و بررسي الهيات ايجابي پرداختند.
تطور مفهوم رکن رابع يا شيعه کامل در فرقه شيخيه

فرقه شيخيه در کنار توحيد، نبوت و امامت، رکن رابع را يکي از اصول چهارگانه دين به شمار مي آورد. مقصود از رکن رابع در اين فرقه آن است که در ميان شيعيان، همواره شيعه کاملي وجود دارد که واسطه فيض ميان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و مردم است.
شيخ احمد احسايي، بنيان گذار و نخستين نظريه پرداز اين فرقه، در چند فراز از سخنانش، به لزوم وجود فردي به عنوان رابط بين امام و خلق اشاره مي کند؛ اما برخلاف ادعاي شيخيه که معتقدند واژه رکن رابع در زمان شيخ احمد طرح و ارائه شده است، در سخنان او چيزي با اين عنوان ديده نمي شود.
در اين پژوهش خواهد آمد که حاج محمدکريم خان کرماني، رهبر شيخيه کرمان، از مدافعان اصلي و حتي از موسسان اصل مجعول «رکن رابع» به شمار مي آيد. از اين رو، در آثار وي بيش از ديگران از اين مساله دفاع شده است. در مقابل آن، فرقه شيخيه آذربايجان است که از مخالفان جدي اين نگرش به شمار مي آيند. قابل توجه آنکه در برخي منابع شيخيه از دو عنوان نجبا و نقبا به جاي واژه رکن رابع استفاده شده که از نظر معنا مترادف و هم معنايند.
در پايان، از چند زاويه به نقد و تحليل اين بدعت پرداخته خواهد شد؛ هم از اين جهت که در ميان گرايش ها و انشعابات فرقه شيخيه، در اين باره اختلافات اساسي وجود دارد، و هم از اين زاويه که ايرادات متعددي بر هويت معرفتي آن وارد است.
ظهور و افول تشيع در مصر از فتح اسلامي تا پايان سفيانيان (20-64 هجري)

تشيع به مثابه همزاد اسلام، به وسيله شماري از صحابه و تابعين به مصر راه يافت؛ اما نفوذ و قدرت مخالفان شيعه، چالش مهمي در راه پيشرفت آن بود. قيام مسلمانان مصر بر ضد عثمان بن عفان، که به قتل او انجاميد، از جمله فرصت هايي بود تا تشيع در آن سرزمين خود را نشان دهد و امام علي (ع)، پس از به دست گرفتن خلافت اسلامي، واليان خود را در آنجا مستقر کند.
اين نوشتار در پي آن است که نشان دهد، اين حوادث نشانگر گسترش تشيع در مصر نبود. ريشه هاي نفوذ مخالفان شيعه و طرف داران «عثماني ـ اموي»، که بر تبليغات گسترده و قدرت نظامي متکي بود، در مصر عميق تر بود؛ به گونه اي که شيعه در مصر، پس از تشکيل دولت اول اموي، تا مدت ها در درون خانه ها محصور شد و به خاموشي گراييد.
نگاشته پيش رو درصدد بررسي چگونگي پا گرفتن تشيع در مصر و علل افول آن در نيم قرن اول پس از فتح اسلامي است. نقد و بررسي متون تاريخي و برخي از نظرات پژوهشگران معاصر و تفسير اسناد تاريخي بر اساس منابع موجود کتابخانه اي، رويکرد اين مقاله براي يافتن پاسخ هايي به پرسش اصلي اين نوشتار است.
گمانه زني هايي در باب علل گرايش تيموريان به تشيع

حکومت تيموريان از سال 771 هجري در ماوراءالنهر آغاز شد و به مرور تا کناره هاي مديترانه گسترش يافت. اين حکومت از آغاز تا پايان، به لحاظ مذهبي، سني حنفي بود. به روال حکومت هاي ترک گذشته، انتظار مي رفت تيمور و جانشينانش نيز در حمايت از مذهب تسنن و محدود کردن تشيع بکوشند؛ ولي برخلاف اين انتظار، آنان با وجود اعتقاد رسمي به مذهب تسنن، گرايش هاي شيعي از خود نشان دادند. اگرچه در طول تاريخ، پيش از تيموريان هم حکومت هاي سني مذهبي بودند که به تشيع نظر مساعدي داشتند؛ ولي تيموريان در اظهار دوستي، به ويژه در پافشاري بر حق خلافت اهل بيت (ع) و اظهار دشمني با امويان، بي رقيب ترين آنها بودند. بنابراين، مقاله پيش رو درصدد است شرايط منجر به بروز اين گرايش را توصيف، و علل و عوامل آن را تا جايي که مستندات تاريخي اجازه مي دهد، ريشه يابي کند. در مقام فرضيه به نظر مي رسد چهار عامل فزوني جمعيت شيعه در قلمرو تيموريان، انتخاب رويکرد اعتزالي، اعتقاد به مذهب حنفي، و گرايش به تصوف، نقش اصلي را در نگاه مثبت تيموريان به تشيع داشته اند؛ هرچند از تاثير علل فرعي، همچون موقعيت جغرافيايي اين حکومت (واقع شدن خراسان در قلمرو اصلي تيموريان) و ترکيب کارگزاران و نخبگان آن نيز نمي توان چشم پوشيد. اين مقاله به روش تاريخي انجام يافته است.