حدیث عمار و جنگ صفین

صفّین که شد، عمار کشته شد. یعنی جهل چه کار می‌کند؟ اهل شام به شدّت از عمار بیزار بودند، چون او را قاتل عثمان می‌پنداشتند. ولی هر طرفی که می‌رفت بجنگد، فرار می‌کردند. چون به تواتر می‌دانستند عمار در هر جنگی کشته بشود، سپاه مقابل او جهنّمی است، به تواتر این را هم شیعه قبول […]

نفاق خلیفه اول و دوم

آدمی که به سکر می‌افتد. یعنی یا (معاذ الله) مست است یا مثلاً -حالا امشب یک باره دل من به یک جایی رفت، اگر روزی من شد، به موضوع روضه ربط دارد، شاید گفتم نمی‌خواهم حمل به خیر بشود- در کما است. آن‌جا یک حرف‌هایی می‌زد که در اختیار او نیست ولی علقه‌ی او است. […]

امیرالمؤمنین و مروان

امیر المؤمنین و حسنین به بدرقه‌ی ابوذر آمدند. مروان آمد گفت: عثمان گفته است: کسی بدرقه نکند. امیر المؤمنین گفت: برو آن طرف. مروان با تاخت به سمت این‌ها آمد، حضرت یک ضربه به صورت اسب مروان زد، مروان پایین افتاد. پیش عثمان رفت و شکایت کرد. ابوذر را در آغوش گرفتند، رفت و به […]

جایگاه ابوذر

«مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى … عِيسَى فی امتی ابْنِ مَرْيَمَ (علیه السّلام) فَلْيَنْظُرْ إِلَى أَبِي ذَرٍّ»[1] عیسای امّت من را می‌خواهید نگاه بکنید، بروید ابوذر را ببینید. «إِنَّ الْجَنَّةَ لَتَشْتَاقُ إِلَى أَرْبَعَةٍ» بهشت مشتاق چهار نفر است که این‌ها وارد بهشت بشوند و افتخار بکنند. یکی از آن‌ها ابوذر است. پیامبر فرمود: اگر من […]

بت فروشی معاویه

معاویه گاهی خطاهای فاحشی می‌کرد، اعصاب صحابه خورد می‌شود. مثلاً می‌دید در منطقه‌ای زندگی می‌کند که بت پرست زیاد است. همیشه یک سر تولید، تقاضا است. کارآفرینی کرد. کارخانه‌ی تولید بت درست کرد. حاکمی که می‌خواهد امام مسلمین بشود، برای بت پرست‌ها بت تولید می‌کرد یا ربا می‌خوردند، آن هم از نوع واضح‌ترین آن‌ها. یعنی […]

مردم شام و امیرالمؤمنین علیه السلام

بدبختی در اسلام نداریم الّا از روز سقیفه؛ چه چیزی باعث شد مردم شام در برابر عظمت امیر المؤمنین به سراغ معاویه بروند؟ یک بخشی از آن پول پرستی و این حساب و کتاب‌های آن‌ها است که من یکی دو نمونه از آن را عرض کردم. بخش دیگر آن این است که وقتی خلیفه‌ی دوم […]

قاتل عثمان کیست؟

معاویه در شام شروع به تضعیف امیر المؤمنین کرد. یک سخنرانی کرد، گفت: بالاخره این‌ها باید حقّ ما را بدهند، قتله‌ی عثمان را معرّفی بکنید. گفتند: ما باید از سه نفر بازجویی بکنیم. آن‌ها را به شام بفرستید، ما بازجویی بکنیم. عمار، عدی بن حاتم طائی –این‌ها فرماندهان لشکر امیر المؤمنین هستند- و مالک اشتر. […]

عمر و عاص و امیرالمؤمنین علیه السلام

معاویه برای این‌که بتواند در مقابل امیر المؤمنین بایستد، عمروعاص را صدا کرد، گفت: چه خبر؟ این روزها چه کار می‌کنی؟ گفت: خلاصه من می‌خواهم به سراغ علی بروم، به تو نیاز دارم. گفت: «مُعَاوِيَّ لَا أُعْطِيكَ دِينِي»[1] من دین خود را به تو نمی‌دهم مگر چه؟ مگر این‌که: «……… وَ لَمْ أَنَلْ             بِذَلِكَ دُنْيَا […]

حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام پس از جمل

بعد از واقعه‌ی جمل از نظر اعتقادی و دینی، تقریباً حقانیّت امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) محرز شده بود، برای عراق و حجاز محرز بود. نمی‌گویم شام، چون مردم شام توسّط معاویه اسلام آورده بودند و در شانتاژ رسانه‌ای او زندگی می‌کردند. تفکّر آن‌ها، اطّلاعات آن‌ها از اسلام به اندازه‌ی آن چیزی بود که معاویه […]

بازتاب نمادين نقد و نفي قدرت مستقر، در مناسک و شعاير شيعه با تاکيد بر دو دوره صفويه و قاجاريه

با رسمي شدن مذهب شيعه اثناعشري در دوره صفويه، رويه اي دوسويه در قبال قدرت در دستگاه ديني نمودار شد. هم زمان با آنکه مشروعيت بخشي به حکومت در زمره اختيارات علما قرار گرفت، با گسترش مناسک و شعاير، نقد و نفي قدرت در زمره نماد هاي محوري شعاير اصلي شيعه، يعني عاشورا و محرم درآمد.
نويسندگان مقاله حاضر بر اساس رهيافت کارکردگرايي ديني، اين ادعا را مطرح مي سازند که به نظر مي رسد در يک فراگشت تاريخي، با گسترش مناسک و شعاير، مذهب شيعه از مشروعيت بخشي حکومت، به نفي آن ميل کرده است. بخش عمده اي از اين فراگشت، متاثر از گسترش نمادين نفي قدرت سياسي در مناسک و شعاير ديني بوده است. پادشاهان ايراني در طول دوره صفويه و قاجاريه در جهت افزايش قدرت خود، به گسترش مناسک شيعي روي آوردند؛ اما با اقبال مردم به اين مناسک، به تدريج نقد و نفي قدرت مطلقه پادشاهي، به مثابه مهم ترين نماد شعاير شيعي درآمد.

بازتعريفي از ژئوپليتيک شيعه با نگاهي به انقلاب بحرين

جنبش هاي اسلامي معاصر، در روند تحولات منطقه خاورميانه جايگاه ويژه اي دارند. در اين ميان، انقلاب شيعيان بحرين، به ويژه محورهاي اساسي آن به مثابه نيروهاي اجتماعي، تشکل ها و اشخاص و گروه هاي مستقل معارض، در تقابل با نظام سلطنتي حاکم بر اين کشور، در تحول ژئوپليتيک شيعه نقش درخور توجهي يافته است.
هدف اين پژوهش، تبيين و تحليل ژئوپليتيک شيعه و جايگاه آن در تحولات جهاني و منطقه اي، به ويژه در جنبش ها و انقلاب هاي اخير در سرزمين هاي اسلامي، با تاکيد بر انقلاب بحرين است. شيعيان بحرين، با اينکه اکثريت جمعيت اين کشور را تشکيل مي دهند و عمدتا از طبقه کارگر و کم درآمدند، در مقابل اقليت سني که جمعيت شهري ثروتمند را تشکيل مي دهند و قدرت حکومتي را در دست دارند، از لحاظ اجتماعي و سياسي به حاشيه رانده شده اند. تلاش براي دستيابي به حقوق سياسي و اجتماعي مناسب و تغيير نظام استبدادي سلطنتي حاکم بر بحرين، باعث شکل گيري انقلابي مردمي، به ويژه در ميان شيعيان اين کشور در برابر خاندان حاکم آل خليفه شده است. اين انقلاب به رغم برخورداري از ويژگي هايي همچون مردمي بودن و دموکراسي خواهي، با سکوت و حتي واکنش منفي کشورهاي غربي و عکس العمل شديد نظامي حکومت عربستان مواجه شده است. اين نوشتار درصدد است تا دلايل برخورد دوگانه غرب را در اين تحولات، با استناد به بازتعريفي از تحول ژئوپليتيک شيعه بررسي و تحليل کرده، به ويژه جايگاه انقلاب بحرين را در اين فرايند ارزيابي و تبيين کند.

نقدي بر کتاب ژئوپليتيک شيعه

از منظر نگارنده، تحميل مفهوم ژئوپليتيک بر مقوله معرفتي و عقيدتي شيعه از ابتکارات و بدعت هاي کتاب ژئوپليتيک شيعه، نوشته فرانسوا توال است. وي کوشيده است مفاهيم قديمي تر اسلام ايراني و اسلام عربي را در دايره اي محدودتر بر شيعه گري ايراني و شيعه گري عربي تطبيق دهد. هدف اصلي او در اين کتاب آن است تا ژئوپليتيک شيعه را با هارتلند (مرکزيت) ايران ترسيم کند. نويسنده براي رسيدن بدين مقصود، بسياري از واقعيت هاي جوامع شيعي را ناديده گرفته و خبط و خطاهاي وي در گزارش دهي از تاريخ تشيع و شيعيان نيز کاملا مشهود است.