اهل بیت علیه السلام در شام 12

در تفسیر قمی ذیل آیهی «ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ …» آمده است که: امام صادق (ع) فرمود: چون سر امام حسین (ع) را با امام سجّاد و دختران علی (ع) بر یزید ملعون وارد کردند و امام سجّاد (ع) به زنجیر بسته بود، یزید گفت: ای علی! سپاس خدایی را که پدرت را کشت. علیّ بن […]
اهل بیت علیه السلام در شام 11

طبری گوید: چون یزید بر تخت نشست، بزرگان شام را هم پیرامون خود نشاند و دستور داد تا علیّ بن حسین و فرزندان و خانوادهی حسین (ع) را وارد کنند. در حالی که مردم نگاه میکردند واردشان کردند. یزید به امام سجّاد (ع) گفت: ای علی! پدرت با من قطع رحم کرد و حقّ مرا […]
اهل بیت علیه السلام در شام 6

سیّد بن طاووس گوید: راوی گوید: خانوادهی امام حسین (ع) و بازماندگان او را در حالی که به ریسمان بسته بودند، نزد یزید آوردند. چون در آن حال در برابر او ایستادند، علیّ بن حسین (ع) فرمود: ای یزید تو را به خدا سوگند میدهم! چه گمان به پیامبر خدا داری اگر ما را در […]
اهل بیت علیه السلام در شام 5

دینوری گوید: گفتهاند ابن زیاد، علیّ بن الحسین (ع) و اهل بیت همراه او را همراه زحر بن قیس و محقن بن ثعلبه و شمر، پیش یزید فرستاد. آمدند تا به شام رسیدند و در شهر دمشق بر یزید وارد شدند. سر امام حسین (ع) را نیز با آنان وارد کرده جلو یزید افکندند. شمر […]
اهل بیت علیه السلام در شام 1

خوارزمی با سند خویش از امام سجّاد (ع) روایت میکند: سهل به سعد گفت: به سوی بیت المقدس بیرون شدم. به شام رسیدم، به شهری پر آب و سر سبز و چراغانی شده با پردهها و مردمی خوشحال و خندان و زنانی که مشغول ساز و آواز بودند. پیش خود گفتم: شاید شامیان عیدی دارند […]
بردن اهل بیت علیه السلام به شام 5

سیّد بن طاووس گوید: در کتاب مصابیح دیدم که امام صادق (ع) از قول پدرش باقر العلوم (ع) نقل میکند: از پدرم زین العابدین (ع) دربارهی کوچاندن یزید او را پرسیدم، فرمود: مرا بر شتری بیکجاوه سوار کرد، سر حسین (ع) بر نیزهای بود، زنان ما پشت ما سوار بر قاطران بودند، نیزهداران پشت سر […]
بردن اهل بیت علیه السلام به شام 4

خوارزمی گوید: ابن زیاد، زحر بن قیس را فراخواند و سر امام حسین (ع) و سرهای برادران و خاندان و پیروانش را به او سپرد. علیّ بن الحسین (ع) و عمّهها و خواهرانش و همهی زنان را هم همراه او نزد یزید فرستاد. آنان اهل بیت (ع) را بر محملهایی بیپرده و سایهبان، شهر به […]
بردن اهل بیت علیه السلام به شام 1

سیّد بن طاووس نقل میکند: ابن زیاد نامهای به یزید بن معاویه نوشت و کشته شدن حسین (ع) و وضع خاندانش را خبر داد. نامهای شبیه آن نیز به والی مدینه عمرو بن سعید نوشت. امّا والی مدینه چون خبر یافت، بر منبر رفت و خطبه خواند و به مردم خبر داد. ماتمهایشان عظیم شد، […]
ابن زیاد و سر مطهّر امام حسین علیه السلام 9

سیّد بن طاووس از قول راوی مینویسد: ابن زیاد ملعون بر منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی، از جمله چنین گفت: سپاس خدایی را که حق و پیروان حق را پیروز ساخت و امیر مؤمنان و پیروانش را یاری کرد و دروغگو پسر دروغگو را کشت! بیش از این سخنی نگفته بود […]
محل دفن سر مطهّر امام حسین علیه السلام 1

ابن نما گوید: دربارهی مدفن سر مطهّر اختلاف است. برخی گویند عمرو بن سعد آن را در مدینه دفن کرد. از منصور بن جمهور نقل شده که وارد خزانهی یزید شد. وقتی که گشودند، سر مطهّر را آنجا دید. به غلامش سلیم گفت: این کیسهی چرمین را نگهداری کن که از گنجهای بنی امیّه است. […]
وداع امام حسین علیه السلام 2

قندوزی گفته است: حسین – که رضوان خدا بر او باد!- میگفت: خدایا تو بر این گروه نفرین شده شاهدی که تصمیم گرفتهاند از نسل پیامبر (ص) کسی را باقی نگذارند؛ به شدّت میگریست و چنین میگفت: خدایا! تنهایم مگذار. اینان فسق و انکار را آشکار کردند. ما را میان خودشان مثل بردگان ساختهاند و […]
شهادت اصحاب – یزید بن زیاد (ابو الشعثاء)

ابومخنف به نقل از فضیل بن خدیج گوید: ابو الشعثاء یزید بن زیاد کندی از طایفۀ بنی بهدله، در برابر حسین (ع) زانو زد و صد تیر افکند که جز پنج تیر، هیچکدام بر زمین نیفتاد. وی تیرانداز بود و هر بار که تیر رها میکرد میگفت: منم فرزند بهدله، تکسواران عرجله. امام حسین(ع) نیز […]