اقسام حديث از جنبه دلالت الفاظ در منابع فريقين

با تأمّل در روايات معصومان : و تصريحات دانشمندان اسلامى، مى‌توان حديث را به گونه‌هاى: عام و خاص؛ مطلق و مقيد؛ مجمل و مبين؛ ناسخ و منسوخ؛ محكم و متشابه؛ منطوق و مفهوم؛ نص، ظاهر و مووّل تقسيم كرد. از اين ميان، سه قسم عام و خاص، ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه به احاديثى از معصومان: استناد دارند و ساير اقسام را محقّقان فريقين با تفحّص در انواع احاديث ارائه كرده‌اند. افزون بر اينها اقسام ديگرى نيز از احاديث مانند احاديث تقيه‌اى و رواياتى مشتمل بر معانى غيرحقيقى وجود دارند كه جداكردن آنها از ساير روايات، از جنبه «دلالت» نيست؛ زيرا در برابر آنها احاديث صريح ديگرى وجود دارد كه نشان مى‌دهد مراد معصومان: چيز
ديگرى غير از ظاهر آنهاست و از اين‌رو، ما آنها را در اين تقسيم‌بندى ننهاده‌ايم.

وحدت دين پيامبران از ‏نظر صاحب مناهج‌البيان

بحث بر سر حقانيت و نجات پيروان اديان مختلف امروزه يكى از مباحث مورد توجّه در دين‌پژوهشى و حوزه فلسفه دين است.‏
برخى با نگاه پديدارشناسانه و مشاهده تعدد و تعارض اديان موجود ديدگاههاى مختلفى درباره حقانيت و نجات پيروان اديان مختلف ارائه ‏كرده‌اند. برخى نيز معتقدند كه بر اساس تعاليم قرآن و اهل‌بيت : دين خدا و محتواى رسالت همه رسولان آسمانى واحد است و عملكرد و ‏سرانجام هر فرد مستقل از اديان متنوعِ موجود قابل بررسى است. نگارنده ضمن طرح نظريه يكى از مفسران معاصر در اين موضوع آراء ايشان ‏را درباره موضوعات زير بررسى كرده است: دين مورد قبول خداوند، علت بروز اختلاف ميان امتهاى پيامبران الهى، وحدت دين و اختلاف ‏طرق و سنّت انبياء، شرط نجات بندگان و نتيجه اعمال نيك كافران.‏

گزارشی از جلسات نقدو بررسی کتاب «مکتب در فرآیند تکامل»

كتاب «مكتب در فرآيند تكامل» بر مبناى دو هدف، توسّط دكتر حسين مدرّسى طباطبايى، تأليف شده است: 1. معرّفى تاريخ تشيّع به عنوان يك جريان عقيدتى در اسلام، به خوانندگان غربى و غير مسلمان 2. شناخت فرآيند شكل گيرى و تكامل مكتب تشيّع در سه قرن نخست اسلامى.
بخش دوم كتاب با عنوان «غلو، تقصير و راه ميانه» شامل مرورى كوتاه بر تحوّل مفاهيم غلوّ و تفويض است كه در اين نقد، بخش اعظم آن مورد بررسى قرار گرفته است. روايات استناد شده در كتاب مكتب در فرآيند تكامل، در موضوعهاى غلو، تفويض، تقصير و معناى امامت از منابع حديثى همچون الكافى شيخ كلينى، الغيبة محمّدبن ابراهيم نعمانى و اختيار معرفة الرجال شيخ طوسى استخراج شده كه در اين مقاله، به بررسى آنها پرداخته شده است.

عقود المرجان لحواشی القرآن

در اين نوشتار، تفسير عقود المرجان لحواشي القرآن، اثر سيّد نعمت‌الله جزايرى (م 1112 ق)، معرّفى مىشود. اين كتاب بر اساس نسخه خطّى منحصر به فردى، به دست محقّقان مؤسّسه «شمس الضحى» تصحيح شده؛ ليكن تا كنون به چاپ نرسيده است.
نگارنده در اين مقاله، مىكوشد تا ضمن به دست دادن شرح حال كوتاهى از مؤلّف تفسير، اثر ياد شده را معرّفى كند و روش كار وى را در اين اثر بشناساند.

اعتبارسنجى احاديث احياءالعلوم غزّالى -نكته‌هاى پژوهشی

نگارنده، با نظرى به درونْمايه كتاب احياء علوم الدين نوشته ابوحامد غزالى (متوفى 505 هجرى)، به شروط اعتبار حديث مى‌پردازد كه غزالى در كتاب ديگر خود «المستصفى» بيان كرده است. آنگاه برخى از احاديث كتاب احياء العلوم را بر آن اساس ارزيابى كرده و ضعف آن احاديث را نتيجه مى‌گيرد. نگارنده، كلمات محدّثان اهل تسنّن ـ مانند ابن‌جوزى، زين‌الدين عراقى و جلال‌الدين سيوطى ـ در مورد اعتبار احاديث غزالى را نقل مى‌كند و يكى از مبانى او ـ يعنى وجوب حُسن ظنّ به تمام صحابه و اعتماد كامل به آنان ـ را نقد و بررسى مى‌كند.

گزارشى از جلسات نقد و بررسى كتاب مكتب در فرآيند تكامل: بخش سوم کتاب

اين گفتار، به نقد و بررسى قسمت‌هايى از بخش سوم كتاب «مكتب در فرآيند تكامل» نوشته دكتر سيد حسين مدرسى طباطبايى مى‌پردازد. محورهاى اصلى بحث چنين است: نقدهايى بر نوع برداشت نويسنده كتاب از بحث غيبت حضرت مهدى 7، حديث دوازده خليفه و امام، استناد به پاره‌اى از رويدادهاى جزئى و تعميم آن به عنوان نظريه اكثريت جامعه شيعى.

مصاحبه علمى مكتوب با آيت‌الله سيّد على‌اكبر قرشى

اينجانب سيد على‌اكبر قُرشى در سال 1307 شمسى (نهم آبان) در شهر بناب از شهرستانهاى آذربايجان شرقى متولد شدم. پدرم مرحوم سيد محمّد قرشى از روحانيون بنام آن شهر و اهل علم و تقوى وايمان و مبلّغ دينى بود كه من بسيارى از توفيقات خودم را از انفاس پاك او مى‌دانم. مادرم نيز اهل ايمان و اهل ولايت و از زنان پاكدامن بود، جدّ مادريم دخترش را براى وصلت به فاطمه سلام الله عليها به پدرم داده بود.

سه گفتار در باب كتب اربعه، كافى و كلينى

اين متن شامل سه گفتار از دايرة‌المعارف اسلام ديانت (به زبان تركى چاپ آنكارا) است درباره كتب اربعه حديثى اماميه، كتاب ‏الكافى، و ثقة الاسلام محمّدبن يعقوب كلينى. نويسندگان گفتارها، از زاويه نگاه خود، به اين سه مطلب پرداخته و گزارش دايرة‌المعارفى ارائه ‏كرده‌اند.‏

گفتارى درباره تفسير امام ‏حسن عسكرى (علیه السّلام)‏

اين گفتار توضيحاتى درباره تفسير امام حسن عسكرى (ع) و نكاتى در اعتبار آن است كه از كتاب ارزشمند ‏‏«كشف‌الاستار عن وجه الكتب و الاسفار» ج 5، ص 60 – 73 نقل و ترجمه شده است.‏
مؤلّف كتاب آيت الله سيّد احمد صفايى خوانسارى، در سال 1291 قمرى در خوانسار زاده شد. نسب او به ‏امام سجاد (ع) مى‌رسد. نزد بزرگانى همچون شيخ محمّد حسين خوانسارى، ملّا محمّد على خوانسارى، سيّد ‏على‌اكبر بيدهندى و سيّد اسماعيل عظيمى در خوانسار درس آموخت. در سال 1310 به اصفهان منتقل شد و ‏در آنجا نيز در محضر آخوند ملّا محمّد كاشى، جهانگيرخان قشقايى، ميرزا بديع اصفهانى، آقا منيرالدين ‏بروجردى، ميرزا محمّدهاشم خوانسارى چهارسوقى، شيخ محمّدتقى نجفى (آقا نجفى)، ميرزا ابوالمعالى ‏كرباسى، ملّا محمّدباقر فشاركى، محمّدباقر درچه‌اى و ميرزا حسن نجفى اصفهانى دانشهاى لازم را فراگرفت.‏

نقد حديث و معيارهاى آن ‏از ديدگاه استاد على اكبر غفارى

على اكبر غفارى يكى از پيشگامان تصحيح و نشر آثار اسلامى در دوره معاصر است. او علاوه بر تصحيح اشتباهات ناسخان و كاتبان، ‏به مشكلات متون حديثى نيز توجّه كرده و به نقد سندى و متنى آنها نيز پرداخته است. در اين مقاله، جايگاه نقد حديث در ديدگاه وى به ‏همراه معيارهاى آن مشخص گرديده و در نهايت او را حديث‌پژوهى متن‌گرا دانسته است. به اين معنا كه وى در نقد احاديث به هر دو شيوه نقد ‏متن و سند توجّه كرده است، با اين تفاوت كه ملاك و مبناى اعتبار آنها را متن دانسته و سند را شاهدى بر تقويت يا تضعيف آن قرار داده است.‏

گونه‌ها و روشهاى تفسيرى امام باقر (علیه السّلام) در مصادر روايى فريقين

روش‌شناسى تفسير امام باقر (ع) وقتى ضرورت و اهميت دارد كه بدانيم عصر اين بزرگوار دوران فرازها و فرودهاى فرقه‌هاى مذهبى ‏و غير مذهبى است. تلاشهاى فكرى و فرهنگى معتزله، مرجئه، اهل قياس، غلات، همراه خوارج و اهل‌كتاب، از ويژگيهاى عصر امام باقر (ع) ‏است كه به كارگيرى روشهاى مختلف تفسير قرآن از سوى امام گوياى حضور فرهنگى و فكرى فرقه‌هاى مذكور است.‏
مقاله حاضر با روش توصيفى ـ اسنادى، با تتبّع در روايات تفسيرى اين امام همام در مصادر روايى فريقين ـ به ويژه اهل‌سنّت ـ به دنبال شناخت ‏روش ايشان در تفسير قرآن است و بيان مى‌دارد كه امام، زمانى قرآن را به نطق درآورده، از آن براى تفسير كلام الهى استفاده نموده‌اند و گاهى ‏در حوزه معناشناسى به تبيين واژگان آيات الهى پرداخته‌اند، جرى و تطبيق، استفاده از عقل و برهان، بهره‌گيرى از اسباب نزول و … از ديگر ‏روشهاى تفسيرى امام است كه مطرح مى‌شود.‏

توريث انبياء

فدك دهى يهودى‌نشين بود كه در سال هفت هجرى بنابر مصالحه اهل آن با پيامبر اسلام (ص) نصف آن در اختيار آن حضرت قرار ‏گرفت و چون از موارد فىء محسوب مى‌شد، رسول خدا آن را به فاطمه زهرا 8 بخشيدند و تا زمان خليفه اوّل در تصرف ايشان بود.‏
پس از رحلت پيامبر (ص) با تمسّك به خبر «نحن معاشرالانبياء لانورّث ما تركناه صدقة» (ما ‏پيامبران ارثى نمى‌گذاريم؛ هر چه ترك كرده‌ايم، صدقه است)، آن را از فاطمه 8 گرفته و جزء بيت‌المال قرارش دادند. به نظر مى‌رسد، تمسّك ‏به اين خبر و محروم كردن دختر پيامبر از ارث پدر از چند جهت مخدوش و مردود مى‌باشد. با آيات صريح قرآن منافات دارد؛ سند اين ‏روايت كه راوى آن تنها خليفه اول است قابل اعتماد نيست؛ احتمالهايى در خصوص متن خبر مطرح است كه از تمسّك به آن بر عدم توريث ‏انبياء : ممانعت مى‌كند.‏