فقهای منافق و تخریب چهره سیدالشهدا علیه السلام – جلسه اول

مورخ 11 مهر 1395 حجت الاسلام کاشانی در هیئت عبدالله بن الحسن علیه السلام به بحث پیرامون «فقهای منافق و تخریب چهره سیدالشهدا علیه السلام» پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می گردد.
درس سیره اهل بیت علیهم السلام – جلسه سوم

جلسه سوم درس سیره اهل بیت علیهم السلام حجت الاسلام کاشانی در دانشگاه امام صادق علیه السلام روز یکشنبه 11 مهر 1395 برگزار شد که مشروح این کلاس تقدیم می گردد.
عاشورا شناسی – جلسه دوم

بنا به توصیه حجت الاسلام کاشانی، با توجه به شبهه های وارد شده در این صوت، یا به تمامی جلسات گوش فرا دهید، یا از گوش دادن صوت این کلاس صرف نظر فرمایید.
جلسه دوم درس عاشورا شناسی حجت الاسلام کاشانی در حوزه مروی روز یکشنبه 11 مهر 1395 برگزار شد که مشروح این کلاس تقدیم می گردد.
تولی و تبری – جلسه اول

شب اول ماه محرم سال 95 حجت الاسلام کاشانی به سخنرانی پیرامون مسئله «تولی و تبری» پرداختند که مشروح این جلسه تقدیم می شود.
روضه شب اول محرم سال 1394
تضعیف حدیث متواتر غدیر

برگرفته از ج 1 ص 247 کتاب شریف الغدیر
بی اعتنایی به حدیث غدیر

برگرفته از کتاب شریف الغدیر
سیر تحولات سیاسی – اجتماعی اخوان المسلمین

این رساله ازهفت فصل تشکیل شده است که در زیر به توضیح آن می پردازیم.
سید قطب و اسلام گرایی معاصر

سید قطب را باید از شخصیتهای تاثیرگذار در میان جنبشهای معاصر جهان دانست. وی شخصیتی است که تحلیل های متفاوتی نسبت به افکار او میشود، به طوری که برخی وی را یک مصلح انقلابی میدانند و برخی هم وی را به عنوان پدر معنوی تکفیری های جهادی قلمداد میکنند. در مقاله حاضر مروری بر افکار وی و نظرات دیگران در مورد او ارائه میشود.
سلفیه، وهابیت و رشید رضا

سلفیه فرقه ای است که تمسک به دین اسلام جسته، خود را پیرو سلف صالح می دانند و در اعمال، رفتار و اعتقادات خود، سعی بر تابعیت از پیامبر اسلام (ص)، صحابه و تابعین دارند. در این مقاله نویسنده کوشیده است که پس از بررسی سلفیه، وهابیت و تاریخچه سلفیه پس از فروپاشی عثمانی، به نقش رشید رضا صاحب تفسیر المنار در گسترش عقیده مبارزاتی سلفیه بپردازد.
سلفیه و اخوان؛ ریشه ها و سرانجام

ین مقاله سعی دارد منشأ جماعت اخوانالمسلمین و جماعتها و جریانهای سلفی را برای رسیدن به نقاط اشتراک و اختلاف بین آنها و امکان ایجاد همزیستی و پذیرش اتحاد و ائتلاف از سوی آنها بررسی کند. لذا پیدایش جماعت اخوانالمسلمین در نیمه اول قرن بیستم توسط شیخ حسن البنا و جایگاه سلفیه به عنوان یک مفهوم و مثال از طرح تبلیغی و ارشادی را مورد بررسی قرار میدهد و به شرح و تفصیل پیدایش جماعتها و جریانهای سلفی معاصر که از مفاهیم مکاتب سلفی قدیمی در مصر غنا یافتهاند، میپردازد و دیدگاههای این جریانها و جماعتها را درباره خطمشی شیخ حسن البنا بررسی میکند. سپس سراغ دوره دوم تأسیس جماعت اخوانالمسلمین در اواسط دهه 1970 میرود و شکاف در جماعت اسلامی دانشجویان و تقسیم آن به سه شاخه را مورد بررسی قرار میدهد. سلفیه افراطی و میانه رو و اصلاح طلبان و همچنین نحوه همگرایی و واگرایی آنها از مباحث این مقاله میباشد.
سلفیت جدید برخورد روش شناختی و نظری جریانهای بنیادگرای اسلامی و غربکرا در جهان عرب

پرسش من در این رساله آن بود که چرا گروههای اسلامگرا و غربگرا در جهان عرب ، نتوانستند با ارایه راهکاری کارآمد و توسعه نظریات خود، در سیری تکاملی به آرمانهای خود جامه عمل بپوشانند؟ من عقیده دارم که پیش از بررسی مصادیق عینی و برخوردهای این دو گروه و نیز ناکارامدی برنامه کارهر دو برای جامه، نخست باید به برنامه فکری و از آن بالاتر، روششناسی حاکم بر آنها پرداخت . بنابراین، فرضیه من مبتنی بر آن است که سلفیت جدید، محصول برخورد سلفیت قدیم و مقهوریت قدیم است . یعنی برخورد بین جریانهای اسلامگرا و غربگرا در جهان عرب ، به دلیل تعارض آشتیناپذیر برنامهها و راهکارهای فکری و روششناختی (متولوژیک) آنها با یکدیگر به ناگزیر کشمکش خشونتبار و متصلبی را از لحاظ نظری و عملی میان آنها برانگیخته است . مفروض من آن بود که در راهکارهای فکری جریانهای غربگرا و اسلامگرا عنانر متضاد . متباینی وجود دارد که مانع از آمیزش آنها میشود. من برای این که فرضیه خود را ثابت کنم بحث خودرا در چهار قسمت کردم. در فصل نخست ، جریان غربگرا در جهان عرب به بررسی نهادم و دست آخر نتیجه گرفتم که این جریان بیبرنامه بوده است و به علاوه درصدد تحولی انقلابی در زیربنای فرهنگی دیرپای این سامان بود. به همین جهت ، در دسیابی به راهکاری مناسب برای جهان عرب شکست خورد. در فصل دوم به جریان سلفی پرداختم که ریشههای عمیقی در بستر فرهنگی جوامع عربی دارد. من با بررسی فعالیت جنبشهایی چون وهابی و سنوسی به این نتیجه رسیدم که این چریان به دلیل گذشتهگرایی و سلفیگرایی افراطی خود، نتوانست در شناخت مقتضیات و نیازهای عصر خود موفق عمل کند و به همین جهت ، برنامه کار آنها گر چه تجانس درونی نسبی داشت ، ولی در تطبیق با بیرون، با ناکامی روبهرو شد. در فصل سوم من سعی کردم نشان دهم تلاش چند نفر از اندیشهورزان مسلمان برای آشتی دادن دو مشرب فکری غربگرا و اسلامگرا با برخورد به جریان سلفی پیوست . در فصل آخر، من میخواهم نتیجه بگیرم که جریانهای اسلامگرای فعلی در جهان عرب از نظر روششناختی و نظری تفاوتی با اسلاف سلفی خود ندارند، فقط زبانی امروزی برای بیاناندیشه و اهداف خود برگزیدهاند. در واقع سلفیت جدید تداوم راه سلفیت قدیم است و به همین دلیل وارث مشکلات و ناکامیهای آن است.