اکتشاف ابن تیمیه

برگرفته از کتاب «منهاج السنة» ج 1 ص 99
دشمنی با علی علیه السلام

برگرفته از کتاب «لسان المیزان» ج 8 ص 551
اعتراض البانی به ابن تیمیه

برگرفته از کتاب «سلسلة الاحادیث الصحیحة» ج 5 ص 263
دروغگو کم حافظه است

برگرفته از کتاب «المسند»ج 1 ص 342 و ج 20 ص 434
وجوب تحریف!

برگرفته از کتاب «سیرالاعلام النبلاء» ج 10 ص 92
شیعه پروری امام هادی علیه السلام

مورخ 11 فروردین 96 (مقارن با شب شهادت امام هادی علیه السلام) حجت الاسلام کاشانی در بیت حضرت آیت الله باقری کنی با عنوان «شیعه پروری امام هادی علیه السلام» به سخنرانی پرداختند که مشروح آن تقدیم می گردد.
داستانی زیبا از خیبر

فرمود: هیچ جنگی نبود که علی شمشیر به دست گرفت، میدان رفت ما پیروز برگشتیم. دیگر سختترین جا که همه به مشکل برخورد کرده بودیم، از بالای قلعه که آتش سر مسلمانها میریختند، چشم امیر المؤمنین (علیه السّلام) درد میکرد، یکی دو روز به مدّعیها فرصت داد، مدّعیها میگفتند: این زودتر از همه جلو میرود، […]
چرا خلیفه دوم بعد از خود، بطور مستقیم خلیفه تعیین نکرد؟

تا اینجا میخواستم این را عرض بکنم یکی باعث شد که در اوج اقتدار خلیفهی دوم نتواند بعد از خود مستقیم کسی را انتخاب بکند. او وقتی میخواهد وصیت بکند، از لحاظ افکار عمومی آن زمان نمیتواند این کار را بکند. چه کار میکند؟ درست است که در نهایت یک نفر را به حکومت میرساند ولی […]
شیوه مخالفت مردم با خلیفه دوم

مردم از خشونت خلیفه عاصی بودند، جرأت حرف زدن نداشتند. عدّهای جان بر کف بودند اینها این طرف و آن طرف مینشستند میگفتند: این بمیرد ما با فلانی بیعت میکنیم. چون هنوز صدر اسلام بود، این رسم نشده بود که حتماً خلیفه باید بعد از خود کسی را تعیین بکند. چون فقط یک مورد، دو […]
خشونت خلیفه دوم

خشونت حکومت خلیفهی دوم به قدری بود که نور چشمیهای حکومت میخواستند یک سؤال از خلیفه بپرسند در صحیح بخاری آمده است- یک سال صبر میکرد بپرسم، نپرسم چطور بگویم، حال او خوب باشد، یک روز که جشن باشد، یک روز که پولدار باشد، یک روز که پیروزی شده است، فتوحاتی شده است. یک سال […]
افکار عمومی و خلیفه دوم

من به سراغ کتاب انساب الأشراف میروم، این هم خیلی کتاب قدیمی است. تقریباً 20 سال بعد از بخاری از دنیا رفته است. آقای بخاری 256 از دنیا رفته است، 20 سال بعد از او این بلاذری از دنیا رفته است، یعنی میخواهم بگویم کتاب قدیمی است. او اینجا را که دارد نقل میکند، میگوید: […]
چرا امیرالمؤمنین علیه السلام با خلیفه بیعت کردند؟

حالا یک روایت از شیعه بگویم یک مقدار جگر من بسوزد، دل شما هم بسوزد. امیر المؤمنین فرمود: اگر برادر من جعفر یا عموی من حمزه بود، اینطور مجبور نمیشدم بروم بیعت بکنم، ریسمان به گردن من ببندند. آن کسانی که باید میآمدند و جلوی سقیفه را میگرفتند آن کسانی که بودند این کار را […]