ابن علقمى و سقوط بغداد

ابن علقمى، از وزیران باتدبیر دستگاه خلافت عباسیان بود. دوره وزارت او با خلافت مستعصم، آخرین خلیفه عباسى – که خلافتش با سقوط بغداد در 656ه . پایان یافت – همزمان بود. در این دوره، دربار خلافت شاهد تقابل دو گروه شیعه و سنى بود که ابن علقمى (وزیر شیعه) در یک طرف و درباریان اهل سنت در طرف دیگر قرار داشتند. این تقابل با واقعه سقوط بغداد و نقش ابن علقمى در آن پیوند داشت. منظور اصلى این مقاله، بررسى نقش ابن علقمى در سقوط بغداد مى باشد.
تاریخ طب تونسى در دوره حفصى

حفصیان از جمله سلسله هاى بربر شمال آفریقا بودند که از 625ه تا 983ه ، در افریقیه (طرابلس الغرب، تونس، الجزایر شرقى) حکومت کردند. طب دوره حفصى، که از ترکیب مکتب سنتى قیروان و طب آندلسى و ایرانى پدید آمد، شاهراه انتقال دانش طبى مسلمانان به اروپا و مرحلهاى نهایى از پیشرفت تاریخ طب اسلامى بوده است. در این مقاله به دست آوردهاى این دوره، در زمینه هاى صیدله، تشریح، وصف و تشخیص بیمارى ها، علم تغذیه، حفظ الصحه و درمان با آب گرم مىپردازیم. بروز اپیدمى وبا و طاعون در اروپا و افریقیه، از حوادث درخور توجه دوره حفصى است که آثار علمى، سیاسى و فقهى در برداشت.
تحوّل نظام خاتم و نشان در تشکیلات اسلامى

ابزار و شیوه هاى لازم براى مکاتبات و کاربرد نشانهاى خاص براى تأیید و اثبات رسمیت آن از سوى حکمرانان، از ارکان تشکیلات ادارى در دورههاى مختلف تاریخى بوده است. به همین سبب، از زمان ظهور اسلام، به این موضوعات توجه خاصى معطوف گردید، به طورى که پیامبر(ص) در مکاتبه هاى خویش با سران دولتها و امپراطوران آن دوره، ظاهراً با استفاده از خاتم به عنوان مُهر، آن مرقومه ها را رسمیت بخشیدند. با گذشت زمان، در دورههاى مختلف تاریخى، شیوه نگارش و چگونگى انجام یافتن مکاتبه ها و مراسلههاى ادارى دست خوش تغییراتى شده است. این مقاله، در صدد است تا ضمن ریشهیابى عنوانها و اصطلاح هایى، چون تَمغا، طُغرا و یَرلیغ، سیر تاریخى و تحولات حاصله در آنها در نظام ادارى دوره اسلامى را بررسى نماید.
پى آمدهاى غیبت بر اندیشه و حیات سیاسى شیعیان

غیبت امام زمان(ع) مهمترین رویداد تاریخ سیاسى مذهب شیعه است که عملاً تاریخ شیعه را به دو دوره مجزا؛ یعنى دوران حضور ائمه(ع) و دوران غیبت تقسیم کرده است. دوران غیبت کبرى از سال 329ه آغاز شد؛ در نامهاى که امام مهدى(ع) چند روز قبل از وقوع غیبت کبرى به على بن محمد سمرى چهارمین و آخرین سفیر خود نوشت، اعلام داشت که دوران غیبت کبرى فرا رسید و ظهور مجدد او منوط به اجازه خداوند است.2 سال 329ه را مى توان سال گسست در تاریخ رهبرى شیعه نامید. وقوع این حادثه تأثیرات مهمى در تاریخ شیعه بر جاى نهاد که مهمترین آن خلاء رهبرى است. این امر موجب بروز انشعابهایى در درون شیعیان شد. علماى شیعى تلاش نمودند با تبیین نظریه امامت در دوازده نفر، مانع این امر شوند و پس از حملات فکرى مخالفان به توجیه و تبیین مسئله غیبت پرداختند. اهتمام ایشان در پاسخگویى به تکلیف رهبرى شیعیان در زمان غیبت به ارائه نظریه جانشینى علما منجر شد و سرانجام تلاش کردند راهکارهاى عملى و نظرى چگونگى زندگى شیعیان در درون جامعه اهل سنت را نشان دهند.
سیاستهاى نظامى و ادارى بنى عباس در هند (422 – 132ه)

پس از سقوط بنى امیه، مناطق تحت سلطه آنان از جمله بخش هایى از غرب هند به تدریج زیر نفوذ و سلطه بنى عباس قرار گرفت. در این زمان، شیعیان نیز که از آل عباس نا امید و ناراضى بودند، تحت تعقیب و آزار آنان قرار گرفته و به مناطق دوردستى چون سند روى آوردند. این مسئله باعث ایجاد حساسیت و توجه ویژه بنى عباس به قلمرو اسلامى در هند و سند گردید. به علت وجود اتباع قبیله هاى عرب که از مدتها قبل از اسلام با یکدیگر اختلاف و درگیرى داشتند، اختلافات قبیله اى بالا گرفت که این امر، سبب توقف فتوحات مسلمانان و تقویت جبهه غیر مسلمانان گردید و پایههاى حکومت اسلامى را در این منطقه سست نمود. این اختلافات و دورى سند و هند از مرکز خلافت و جاهطلبى برخى از سران قبایل سرانجام باعث پیدایش حکومتهاى مستقل در منصوره و ملتان گردید که رقابتهاى محلى و منطقه اى را به اوج خود رساند. این اقدام، هم زمان و یا اندکى پس از تحرکات استقلال طلبانه در شمال افریقا و ایران صورت پذیرفت که فرجام آن چیزى جز چند دستگى و تضعیف دنیاى اسلام نبود.
وضع اقتصادى مدینه در عهد نبوى

حضور پیامبر صلى الله علیه وآله و مسلمانان در مدینه چهره متحولى به اقتصاد این شهر داد. مدینه که از دیرباز به سبب برخوردار بودن از کشاورزى و واقع بودن بر سر راه بازرگانى شمال به جنوب جزیرة العرب، اقتصادى متمایز از دیگر نقاط داشت با ورود مهاجران، توجه و توصیه هاى پیامبرصلى الله علیه وآله و دین اسلام با تحولى عظیم روبرو شد. شکوفایى زراعى مدینه ناشى از شرایط جغرافیایى، وجود سفرههاى زیر زمینى آب، و عوامل تازهاى از جمله واگذارى برخى زمین هاى رها شده به مهاجران بود. با این حال در امر آبیارى نیز مقرراتى وجود داشت و بسته به آب و هوا، محصولات متنوعى به دست مىآمد. تجارت نیز به دلیل وجود بازارهاى محلى و اهتمام کسانى از مهاجران به امر تجارت، بر رونق اقتصادى شهر افزود. همچنین صنایع و حرف در کنار کشاورزى و تجارت از رونق خوبى برخوردار بود و انواع سکه ها از قبیل دینار و درهم، سکه هاى ضرب شده در ایران و روم، و وزنها و اکیال مختلف به کار مى رفت.
اصلاحات در امپراتورى عثمانى (از عصر لاله تا عهد تنظیمات)

نویسنده، در این نوشتار بر آن است تا رویکرد دولت مردان عثمانى به مقوله اصلاحات و ضرورت هاى آن را بررسى کند. پرسش هایى مانند این که امپراتورى عثمانى در چه شرایطى اصلاحات را به مثابه یک راهحل برگزید؟ اندیشه ها و تحولات تأثیرگذار بر اصلاحات کدامند؟ برداشت سلاطین عثمانى از راه اصلاحات (در زمان طرح آن) چه بوده است؟ در این میان نقش عوامل خارجى به ویژه غربىها در اصلاحات نیز از مسائل مهمى است که نگارنده این مقاله در پى یافتن پاسخهاى مناسبى براى آنهاست. دوره زمانى این نوشتار از آغاز عصر لاله (1718 – 1730م) تا ابتداى عهد تنظیمات (1839م) را دربر مىگیرد.
زندگى و زمانه احمد بن حنبل

احمد بن حنبل رئیس و پیشواى مذهب حنابله و اصحاب حدیث است که در دوران اوج اقتدار عباسیان و علماى معتزله، با دفاع از اندیشه قدمت قرآن و پایدارى در واقعه محنت مطرح گشت. اهمیت زندگى احمد بن حنبل از آنجاست که او علىرغم همه پایدارىاش در برابر عباسیان به دفاع از حاکمان جائر معروف است.
در مقاله حاضر ضمن مرورى بر زندگى احمد بن حنبل، اوضاع سیاسى، مذهبى روزگار وى مورد اشاره قرار گرفته و کارنامه سیاسى، فکرى احمد بن حنبل در مواجهه با اوضاع زمانه بررسى شده است.
شکل گیرى دولتهاى خارجى مذهب در شمال افریقا

در دوران اوج گیرى نهضت هاى فکرى و سیاسى در تاریخ صدر اسلام و به خصوص دوران انتقال قدرت از بنى امیه به بنى عباس یکى از فرقه هاى تأثیرگذار در تاریخ این دوره – که معمولاً با نام «خوارج» شناخته مىشود – توانست در برخى از نقاط حاشیهاى یا دور دست جهان اسلام گوش هایى شنوا و دلهایى پذیرا براى اندیشه هاى خود به دست آورد. یکى از این سرزمینها افریقاى شمالى بود که در آن، خوارج عرب و موالى خارجى مذهب توانستند بخشى از بربرها را با خود همراه سازند و پس از گذار از سه مرحله: دعوتگرى، انجام شورش هاى مقطعى و گستراندن دامنه شورش ها حکومت هایى براى خود به وجود آورند.
درآمدی بر روششناسی آثار تاریخی دکتر سیّد جعفر شهیدی

سیّد جعفر شهیدی، مورّخ و اسلام شناس معاصر، شیوه و سبک ویژهای در تدوین و نگارش کتابهای تاریخی دارد. حقیقتجویی، پرهیز از تعصّب قومی و مذهبی، دقت در بررسی جریانهای تاریخی، روشنی و صراحت بیان، پرهیز از اغراق و مبالغه، کاربرد استشهاد و تمثیل، استناد به منابع معتبر تاریخی و رویکرد نقدی به آنها، کاربرد ترکیبهای عطفی و تفسیری، ترکیبسازیهای جدید و شیوا و استفاده از واژهها و ترکیبهای عربی از ویژگیها و سبک های زبانی وی در دانش تاریخ هستند که در این مقاله به تحلیل و توصیف آنها پرداخته میشود.
تاریخ و ضرورت همگرایی با علوم اجتماعی

بازاندیشی تاریخ در ذهن مورخ انجام میشود و ذهن مورخ در بستر ساختاری جامعهای که در آن زندگی میکند قوام میگیرد. تاریخ بررسی و تحلیل اجزای ساختاری جامعه را در اعصار گذشته در راستای پاسخگویی به مسائل و اجزای ساختاری جامعه در زمان حال در دستور کار دارد و این مهم را با انتخاب موضوع و مسائلی که میان حال و گذشته در سَیَلان است انجام میدهد. مورخان دانش و بینش خود را وامدار جامعهای هستند که در آن زندگی میکنند و این بینش و دانش در انتخاب موضوعات پژوهشی، موضوعاتی که در افق ساختاری گذشته بررسی میشوند اما معطوف و مقید به زمان حال میباشند تأثیر فراگیر دارد. زمان حال و مباحث مربوط بدان، ماهیتی زنده و پویا دارد و اشراف بر وجوه مختلف آن تخصصهای متفاوتی را میطلبد. انسان و حیات انسانی به عنوان یک کلیت، مورد مطالعه علوم مختلف است و شناخت کامل این کلیت برای متخصصان یک علم امکانپذیر نیست؛ از این رو اندیشمندان علوم مختلف با ارتباط تنگاتنگ و متداوم با اصحاب رشتههای مختلف قادر به شناخت بیشتر حیات انسانی خواهند بود. تاریخ نیز به عنوان دانشی که گذشته حیات انسانی را با هدف فایدهمندی بررسی و تحلیل میکند، در صورتی میتواند دستاوردهای معطوف به هدف داشته باشد که با اندیشمندان علوم مختلف و به ویژه متخصصین علوم اجتماعی در تعامل باشد. ضرورت چنین تعاملی که در کلیت، ثبات، فایدهمندی و تداوم بخشیدن به دادههای تاریخی مؤثر واقع میشود و زمینههای ارتقای معرفتشناسی تاریخی را فراهم میآورد مسئلهای است که ـ حداقل در مقام طرح ضرورت موضوع ـ در این مقاله مورد بررسی قرار میگیرد.
جایگاه علم تاریخ در حکمت مشاء

ارتباط تاریخ و فلسفه، دو دانشی که هر یک در شناخت و تحول زندگی بشری نقش مهمی ایفا میکنند، در ارتقای دانش تاریخ و رویکرد معرفتی بدان سهم اساسی دارد. بدبینی عمومی فلاسفه یونان به تاریخ در وجه معرفت شناسی و میراث خواری حکمای مسلمان از فلسفه یونان موجب شد که فلاسفه و البته مورخان مسلمان چندان توجهی به فلسفه علم تاریخ نکنند و در خصوص وجوه نظری و معرفتی تاریخ به تأمل نپردازند. این مهم مانع از آن شد که علم تاریخ بتواند مسائل را در پیوند مستمر حال و گذشته بررسی کند و در یک نگاه ساختاری برای نیازهای موجود راه حل کارآمد ارائه دهد. این در حالی است که فلاسفه یونان توجه به تاریخ را برای شناخت بهتر زمان حال با اهمیت میدانستند. چنین برداشتی، اگر چه با رویکرد معرفت شناسی همراه نبود، اما بسیار جالب بود و از یک منظر با اندیشه تاریخی فلاسفه انتقادی تاریخ در قرن بیستم و به ویژه رویکرد معرفتی ایدهآلیستها برابری میکرد. در این مقاله ضمن بررسی جایگاه تاریخ در نزد فلاسفه و مورخان یونان و نگرش ساختاری آنها به این مقوله، غفلت عمومی فلاسفه (مشاء) مسلمان و به ویژه فارابی و ابن سینا از معرفت تاریخی و بیتوجهی آنها به این دانش در تقسیمبندیهای علوم و همین طور عدم نگرش ساختاری آنها به تاریخ مورد بررسی قرار میگیرد.