وصیت معاویه به فرزندش درباره ی امام حسین علیه السلام 2

 ابن اعثم افزوده است: و امّا حسین بن علی، اوه! اوه! ای یزید! درباره‌ی او چه بگویمت؟ مبادا متعرّض تو شود. برای او ریسمانی بلند بکش و بگذار هر جای زمین که می‌خواهد بچرخد و آزارش مده، ولی تهدیدش کن. مبادا با او درافتی و شمشیر و نیزه به میان آید! به او عطا کن، […]

وصیت معاویه به فرزندش درباره ی امام حسین علیه السلام 1

شیخ صدوق با سند خویش از عبدالله بن منصور روایت کرده که گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم: درباره‌ی شهادت پسر رسول خدا (ص) برایم بگو. فرمود: پدرم از پدرش روایت کرده که چون مرگ معاویه فرا رسید، پسرش یزید ملعون را فراخواند و پیشِ روی خود نشاند و گفت: پسرم! من همه‌ی گردنکشان را […]

وقایع نهضت امام حسین علیه السلام

 شیخ مفید از سیره‌نویسان چنین نقل کرده است: چون امام حسن (ع) درگذشت، شیعیان عراق به جنبش درآمدند و درباره‌ی خلع معاویه و بیعت با امام، به او نامه نوشتند. حضرت نپذیرفت و یاد کرد که میان او و معاویه عهد و پیمانی است که نمی‌تواند آن را نقض کند تا آن‌که مدّت بگذرد. چون […]

وصیت های امام حسین علیه السلام 5

شیخ صدوق با سند خویش از احمد بن ابراهیم چنین نقل کرده است: در سال 262 خدمت حکیمه، دختر امام جواد (ع) رسیدم و از پشت پرده با او سخن گفتم. از مذهبش پرسیدم. او امامان خود را نام برد تا به امام دوازدهم رسید و نام او را نیز گفت. گفتم: فدایت شوم! او […]

وصیت های امام حسین علیه السلام 4

راوندی از امام زین العابدین (ع) چنین روایت کرده است: روزی که پدرم شهید شد، در حالی که خون‌ها می‌جوشید، پدرم مرا به سینه‌ی خود چسباند و می‌گفت: پسرم! دعایی را که مادرم به من آموخته است و رسول خدا (ص) به مادرم آموخته و به آن حضرت نیز جبرئیل آموخته است، حفظ کن. دعا […]

وصیت های امام حسین علیه السلام 3

 صفّار قمی با سند خویش از ابی الجارود نقل می‌کند که گوید: شنیدم امام باقر (ع) می‌فرمود: چون شهادت حسین (ع) نزدیک شد، دختر بزرگش فاطمه را فراخواند و نامه‌ای دربسته و وصیتی باز و آشکار به او سپرد. علی بن الحسین (ع) با آنان بود و بیمار بود. فاطمه، نامه را بن علی بن […]

وصیت های امام حسین علیه السلام 2

 مسعودی گوید: روز عاشورا امام زین العابدین (ع) با پدرش بود و بیماری داشت که تکلیف جهاد از او ساقط بود. چون شهادت ابا عبدالله (ع) نزدیک شد، او را فرا خواند، به او وصیت کرد و دستور داد آنچه را نزد امّ سلمه نهاده است از میراث پیامبران و سلاح و کتاب، از او […]

وصیت های امام حسین علیه السلام 1

شیخ کلینی با سند خویش از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود: چون حسین (ع) به سوی عراق عزیمت کرد، کتاب‌ها و وصیت را به امّ سلمه سپرد و چون امام سجّاد (ع) برگشت، به آن حضرت داد.     روی شیخ الکلینی: عَنْ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ عَلِيِّ […]

پیشگویی شیر از شهادت امام حسین علیه السلام

طریحی گوید: روایت شده که حضرت عیسی در صحراها می‌گشت. حواریّون هم همراهش بودند. گذارشان به کربلا افتاد. شیر شکسته حالی را دیدند که راه را گرفته است. عیسی نزد شیر رفت و پرسید: چرا در راه نشسته‌ای؟ آیا نمی‌گذاری عبور کنیم؟ شیر با زبان فصیحی گفت: راه را برایتان نمی‌گشایم تا آن‌که یزید، قاتل […]

دوران معاويه‏ و علت شکل گیری حادثه عاشورا به سبب اوج گیری جریان نفاق

با گذشت حدود بيست سال از حكومت معاويه بر سرزمين هاى اسلامى و بر اثر اين گمراهى دينى كه با نيرنگ و ارعاب به موفقيت كامل نايل شد، عموم امّت اسلامى مشروعيت حكومت بنى اميه را تأييد كردند و فريفته اش گشتند. امويت و اسلام، در انديشه مردم چنان به هم آميخت كه به تصور آنان قيام بر ضد حكومت اموى، قيام بر ضد اسلام بود!از اين رو، براى جدا ساختن امويت از اسلام در ذهن و دل مردم، ناگزير بايد خونى كه كمال قداست را نزد مسلمانان داشت، در مسلخ رويارويى با بنى اميه بر زمين مى ريخت؛ و چنين خونى جز خون فرزند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم و سرور جوانان بهشت يعنى حضرت اباعبدالله الحسين صلى الله عليه و آله و سلم نبود. معاويه خود پيامد اين واقعيت را به خوبى درك مى كرد و از اين رو تا آن جا كه مى توانست از آن دورى مى جست.

چگونگی رابطه ی خلافت عمر بن خطاب‏ و عثمان با جریان نفاق

عمر بن خطاب پس از ابوبكر و با تعيين وى، بر مسند خلافت تكيه زد؛ و همان سياستى را كه او و ابوبكر در دوران خلافتش اعمال مى كردند ادامه داد. بر طبق اين سياست، از سويى اهل بيت به ويژه و بنى هاشم عموماً زير فشار اجتماعى، سياسى و اقتصادى قرار گرفتند؛ و دست بنى اميه در اشغال پست هاى فرماندهى و حكومت ولايات باز گذاشته شد. او و عثمان در اين سياست از ابوبكر هم پيشى گرفتند.