آغاز حرفۀ وراقت در میان مسلمانان

وراقت به عنوان یکی از مشاغل رایج در میان مسلمانان، نقش مهمی در تولید و ترویج کتاب داشته است. به کسی که در این پیشه فعالیت داشت ورّاق گفته میشد. حال سؤال این است که حرفه وراقت چگونه آغاز شده است؟ از آنجا که بنا بر نظری مشهور، شروع ساخت کاغذ در میان مسلمانان مربوط به نیمه قرن دوم است؛ برخی از محققان معتقدند که وراقت با ورود اسیران کاغذ ساز چینی به سمرقند پس از نبرد طراز (134ق) شکل گرفته و کلمه وراقت از ورق به معنی کاغذ گرفته شده است. در مقابل نظری وجود دارد که ورود کاغذ را مدتها پیش از این تاریخ دانسته است. این نوشتار بر آن است تا با بررسی منابع و گزارشهای موجود، تصویری روشن از آغاز این شغل در میان مسلمانان به دست دهد و دو نظر مشهور در این باره را بازخوانی کند. به نظر میرسد به رغم ورود کاغذ در نیمه قرن دوم، ارتباطی میان این واقعه و آغاز وراقت وجود ندارد و وراقت در نیمه دوم قرن اول هجری شکل گرفته است.
بررسی میزان دقّت خروج از مرکز مدار زمین ـ خورشید در ادوار میانۀ اسلامی

در این پژوهش، سه روش اندازهگیری خروج از مرکز مدار زمین- خورشید در اخترشناسی باستان و ادوار میانه، یعنی روش فصول، روش اوساط بروج و روش سه نقطهای، معرّفی و میزان دقّت آنها از دو جنبه بررسی میشود: اوّل، محدوده دقّت ذاتی روش و حسّاسیّت آن به مقادیر ورودی و دوم، میزان دقّت از حیث بررسی موردی مقادیر تاریخی به دست آمده در ادوار میانه اسلامی. در جنبۀ نخست، چنین نتیجه شده است که میزان دقّت ذاتی هر روش از روش پیش از آن بیشتر است و وقوف منجمّان ادوار میانه بر این واقعیّت به جایگزینی هر روش بر روش متقدّم و لاجرم افزایش کاربرد روش سه نقطهای و تبدیل شدن آن به شیوۀ استاندارد تعیین خروج از مرکز منجر شده بوده است. در جنبۀ دوم، با بررسی نمونههای تاریخی میتوان دید که (1) چنانکه مورد انتظار است، میزان واگرایی و خطای میانگین نتایج حاصل از کاربرد روش فصول بیش از دو روش دیگر است؛ امّا (2) اگرچه میزان دقّت روش سهنقطهای بیشتر است، دقیقترین مقادیر مضبوط برای خروج از مرکز متعلّق به کاربرد روش فصول است؛ همچنین، (3) دقیقترین مقدار در ادوار میانه اسلامی متعلّق به اندازهگیری بیرونی در سال 385 یزدگردی/ 1016م بر اساس روش فصول و دقیقترین مقدار به کار رفته در زیجهای مشهور همان دوران متعلّق به الغ بیگ، در زیج سلطانی، است، در حالی که سه مقدار متعلّق به مروروذی، نیریزی و خازنی از کمترین میزان دقّت برخوردار بودهاند. (4) دقّت اندازهگیریها در ادوار میانۀ اسلامی بیش از میزان دقّت اندازهگیری کوپرنیک در اوایل سدۀ 16م بوده است.
اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان

از دیر باز تا کنون ارتباط تشیع و ایران از جمله موضوعات بحث انگیز مورخان و محققان بود ونظریات گوناگون وگاه متضادی در مورد منشا و خواستگاه تشیع چگونگی و چرایی انتشار آن در ایران ارائه شده است.مقاله حاضر سعی دارد اولین تماس های ایرانیان (خصوصا اهل خراسان)یا تشیع در دو قرن اول هجری را به نقد گذارد.تشیع مورد نظر در این مقاله عام تر از مفهوم شناخته شده آن در قرون بعدی است.از این رو علاوه بر علویان و هوادارانشان و تحرکات کیسانه و عباسیان در خراسان را نیز در بر گرفته وبه این نتیجه گیری نایل آمده که در دوره مورد بررسی.تشیع بیشتر با زمینه هایه سیاسی-اجتماعی همراه و عنوان شیعه بیشتر سرپوشی بر فعالیت هایه ضد اموی بخش هایی از مردم ایران بوده است.به همین دلیل بود که با پیروزیه عباسیان از تعداد و وسعت جنبش هایه با ماهیت شیعه(از نوع علوی)در خراسان کاسته شد وهمراه با محبت به اهل پیامبر(صلی اللّه علیه وآله وسلم).به تدریج مذهب رسمی و مورد تایید خلافت در میان مردمنواحی شرقی ایران تثبیت گردید.
زندگی حرفهای مؤذنان و بازتاب آن در ذهن و زبان مسلمانان: پژوهشی در تاریخ اجتماعی اسلام

اذان به عنوان یکی از شاخصهای فرهنگی اسلام، در بردارنده مجموعه وسیعی از عناصر و اجزای فرهنگی و اجتماعی است. از اینرو علاوه بر بررسی تاریخچهای از چگونگی پیدایش و تداوم سنت اذان گویی باید به جنبههای دیگر آن بویژه حضور آن به مثابه یک شغل در زندگی روزانه مسلمانان نیز پرداخت. در این نوشتار، ابتدا تاریخچهای از ابداع و تشریع این سنت در اسلام ارائه میشود و سپس با رویکرد تاریخ اجتماعی، عناصر تشکیل دهنده مجموعه فرهنگی اجتماعی اذان در سنت اسلامی و تشکیلات رسمی اذان گویی مورد بررسی قرار میگیرد و نشان داده میشود که این مجموعه به کلی با آن چه در زمینههای مشابه، درسنتهای دینی دیگر وجود دارد متفاوت است و پارهای ادعاهای برخی از خاورشناسان درباره اخذ و اقتباس سنت اذان اسلامی از آداب و رسوم یهودی یا مسیحی وجهی ندارد.
فرزندان امام کاظم علیه السلام

این نوشتار موضوع فرزندان امام کاظم علیه السلام را مورد واکاوی قرار داده است.
فرزندان امام كاظم علیه السلام

حضرت امام كاظم (ع) دارای فرزندان پسر و دختر فراوانی بودهاند كه اطلاعات چندانی از بیشتر آنها در دست نیست. در منابع و كتب تراجم ائمه (ع)، در تعداد و اسامی این فرزندان اختلافنظر وجود دارد و شمار آنها بین سی تا شصت فرزند تعیین شده است. در این نوشتار، ابتدا بر اساس منابع درجهیک تاریخ و مناقب ائمه (ع)، نظیر «ارشاد» شیخ مفید، «اعلامالوری» شیخ طبرسی، «الهدایهالكبری» خصیبی، «دلائلالامامه» طبری، «مناقب» ابن شهرآشوب، «تاریخ ابن خشاب» و «تذكرهالخواص» سبطابنجوزی، و نیز كتب انساب نظیر «لبابالانساب» بیهقی، «شجرهالمباركه» فخر رازی و «عمدهالطالب» ابنعنبه، اسامی فرزندان امام كاظم (ع) و موارد اختلاف میان این منابع استخراج شده است. همچنین کوشیده تا آگاهیهای پراكنده موجود درباره برخی فرزندان آن حضرت، از سایر منابع معتبر استخراج گردد.
شرححال پنجتن از فرزندان امام کاظم علیه السلام

در مـورد فرزندان ذکور امام کاظم (ع)، پژوهشهای درخور توجه انجام نگرفته است. تحقیقات موجود، بیشتر تکنگاری است که ایـن تکنگاری طبیعتاً همه فرزندان ذکور را شامل نیست، بلکه به فرزندان معروف آن حضرت مانند احمد بـن موسی (ع)، حمزه، هارون و حـسین بـن موسی (ع) پرداخته است؛ ازاینرو سؤالات زیادی در مورد آنان باقی میماند که باید به آنها پاسخ داده شود. یکی از سؤالات مطرحشده درباره آنان، گنبد و بارگاههای آنهاست که بیشتر در ایران قرار دارند و گاهی برای یکی از فرزندان امام کـاظم (ع) چند بارگاه جداگانه در چند شهر ایران وجود دارد، مثل امامزاده هارون، حمزه، محمد، حسین و عبدالله. در این تحقیق، شرححال پنجتن از فرزندان امام کاظم (ع) بیانشده و بارگاههایی که در ایران و عراق و جاهی دیگر بدانها منسوباند، بررسی گـردیده است.
زيد بن موسی

زید یکی از فرزندان امام کاظم (ع) میباشد که درباره وفات وی اقوال مختلف ابراز شده است و دو بارگاه در ایران به وی منسوب است. یکی در افریزقارن خراسان و دیگری در صلهد اصفهان. مهمترین مسأله درباره زید، زندگی سیاسی وی است که در قیام بزرگ محمد بن ابراهیم طباطبا در دوره مأمون، شرکت داشت. زید بعد از مرگ محمد بن ابراهیم از جانب محمد بن محمد بن زید به ولایت بصره گمارده شد و آنجا را از چنگ عباسیان درآورد. بعد از سرکوبی قیام و شکست آن، زید دستگیر شد و او را به مرو نزد مأمون بردند. مأمون کار او را به امام رضا (ع) واگذار نمود. امام رضا (ع) زید را در ظاهر مورد توبیخ قرار داد و او را آزاد نمود.
بررسی تاریخی و آماری فرزندان امام کاظم علیه السلام

تعداد و اسامی فرزندان امام کاظم (ع)، یکی از مسائل اختلافی بین تاریخنگاران و سیرهنویسان است که گاه شاهد ارائه آمار بسیار متفاوتی در این زمینه هستیم. پژوهش حاضر با مراجعه و بررسی 33 کتاب تاریخی، روایی و انساب بین قرن سوم تا دوازدهم هجری، تمام نامهای ذکرشده برای فرزندان ایشان را که 90 تن هستند، به تفکیک دختران و پسران استخراج و به ترتیب حروف الفبا و ذکر منبع بیان نموده است. در ادامه فراوانی هر نام در منابع گوناگون مشخص گردیده و سیر تطور آماری فرزندان بررسی شده است. تأثیر مذهب، اعتقادات و سلایق دینی نویسندگان و تاریخنگاران شیعه و سنی و تصحیفات و اشتباهات نسخهنویسان، ازجمله مسائلی است که در این نوشتار بدان پرداختهشده است. در بخش پایانی این نوشتار، با جمعبندی اطلاعات، نظری بیانشده با واقعیت تطابق بیشتری دارد.
بررسی تاریخی دختران امام کاظم علیه السلام

درباره تعداد دختران امام کاظم (ع) اختلاف زیادی وجود دارد. آنان عموماً دارای فضل و دانش بودهاند، در میان آنان، فاطمه معصومه (س) که در شهر قم مدفون است از ویژگی خاصی برخوردار است، درباره فضیلت زیارت آن حضرت، چند حدیث از امام رضا (ع) و امام جواد (ع) بیانشده است، بهجز فاطمه معصومه (س) که مختصر شرححال وی در منابع تاریخی و حدیثی آمده، شرححال سایر آنها مشخص نیست. در بسیاری از شهرهای ایران بارگاههایی به آنان نسبت دادهاند که مدرک معتبر ندارد؛ این بارگاهها در قرون متأخر به آنان نسبت دادهشده است. تنها بارگاه معتبر از دختران امام هفتم (ع)، بارگاه فاطمه معصومه (س) است که در شهر قم وجود دارد. این نوشتار درصدد بررسی انتساب این بارگاهها به آنان است.
ازدواج دختران امام کاظم علیه السلام

گفته میشود دختران امام کاظم (ع) ازدواج نکردند. این به دلیل وصیت آن حضرت بود. منشأ این سخن، گزارشی از یعقوبی مورخ است که در این مقاله به نقد و بررسی آن میپردازیم. آنگونه که از مجموع گزارشهای تاریخی و روایات منابع اسلامی برمیآید، میتوان سخن یعقوبی را تأیید کرد؛ هرچند امام معصوم برخلاف سنت نبوی وصیت نفرموده، بلکه آن حضرت بر اساس روایتی، به ازدواج کردن فرزندانش تأکید میکنند.
مناسبات امام کاظم علیه السلام با ایرانیان (با تکیه بر برمکیان)

فرایند و چگونگی مناسبات هر یک از اهلبیت (ع) با ایرانیان، از مباحث مهم و اساسی در تاریخ ایران دوره اسلامی است. در این میان، امام کاظم (ع) نیز بهرغم محدودیتهای بسیار، با شیعیان ساکن در ایران و نیز ایرانیان ساکن در عراق مانند کوفه و بغداد از طرق مختلف ارتباط داشتند. مقاله حاضر، این مهم را در محورهایی چون مناسبات امام با ایرانیان در مدینه، عراق و نیز بهطور خاص مناسبات آن حضرت با برمکیان بررسی و واکاوی میکند و به این پرسش پاسخ میدهد که مناسبات امام کاظم (ع) با ایرانیان چگونه بود؟ تحقیق حاضر به دلیل نگاه خاص و ریز به موضوع و گزارش اجمالی از سیر مناسبات امام کاظم (ع) با ایرانیان، میتواند برای شیفتگان آن حضرت مفید تلقی شود.