علل تداوم حکومت سادات آل کيا در گيلان

آل کيا حکومتي محلي بود که در فاصله سده هاي هشتم تا دهم هجري قمري، در بخشي از گيلان موسوم به «بيه پيش» قدرت را به دست گرفت. فرمانروايان اين حکومت، جملگي از سادات بودند و نسب خود را به امام سجاد (ع) مي رساندند. شاه عباس اول، بنابر مطامع سياسي و اقتصادي، بساط حکومت کيايي را از گيلان برچيد. از آنجا که آل کيا در بين حکومت هاي محلي گيلان پس از ورود اسلام طولاني ترين حکومت را دارد، پژوهش حاضر تلاش دارد عوامل ماندگاري اين حکومت شيعي را مورد بررسي قرار دهد. جمع آوري مطالب در اين نوشتار بر اساس روش کتابخانه اي است. تجزيه و تحليل مسائل بر اساس روش تاريخي و با تکيه بر توصيف، تطبيق و تحليل محتواست و تفسير رويدادهاي تاريخي، بر اساس تقدم زماني رويدادها صورت پذيرفته است.

علل و عوامل ناپايداري حکومت شيعي فاطميان در مغرب

حاکميت و نفوذ فاطميان در مغرب اسلامي، کوتاه و گذرا بود. کوشش هاي آنان براي اشاعه عقايد اسماعيليان در مغرب با موفقيت چشمگيري همراه نبود. پژوهش حاضر در صدد است علل و عوامل عدم گسترش عقايد اسماعيلي و علل ناپايداري نفوذ فاطميان در مغرب را مورد بررسي قرار دهد. فاطميان با وجود آنکه پايگاهي نسبتا قدرتمند در دوران قيام و دعوت در مغرب به دست آوردند، بعد از رسيدن به حکومت، در اثر سياست هاي خاصي که در پيش گرفتند، نتوانستند اين نفوذ را حفظ کنند.

امام صادق عليه السلام نقش بی بدیل ایشان در اعاده حیثیت، تبیین جایگاه و تثبیت فهم مقام ملکوتی امامت در مکتب تشیع

بازشناسی عملی مساله امامت
امام صادق عليه السلام و نقش بی بدیل ایشان در اعاده حیثیت، تبیین جایگاه و تثبیت فهم مقام ملکوتی امامت در مکتب تشیع
سخنرانی حجت الاسلام کاشانی در دفتر امام جمعه بزرگوار و انقلابی کرج؛ 9 مرداد 1395

تجلي فرهنگ انتظار در قيام هاي دو قرن اول هجري در ايران

فلسفه انتظار، علاوه بر ابعاد معنوي و دعوت انسان ها به خير و صلاح، در بعد اجتماعي، تلاشي براي برقراري ساختار اجتماعي بر مبناي عدالت و برابري است. در طول تاريخ، منتظران اديان و آيين ها چشم به ظهور منجي و مصلحي اجتماعي داشته اند. آموزه هاي قرآني بشارت جامعه اي را مي دهد كه انسان هاي صالح، وارث آن هستند. احاديث و روايات تاكيد دارند كه منجي مورد نظر، از خاندان پيامبر بوده، با نام «مهدي» شناخته مي شود.
مقاله حاضر قيام هاي دو قرن اول هجري را كه با رويكرد فلسفه انتظار و به نام مهدي (عجل اله تعالي فرجه الشريف) صورت گرفته و در تحولات سياسي و اجتماعي ايران تاثيرگذار بوده است را در سه گروه: قيام هايي با توسل به انديشه موعودگرايي شيعه به نام مهدي؛ قيام هاي مسلمانان، عليه خلافت اموي و عباسي به نام الرضا من آل محمد؛ قيام هاي ايرانيان بر اساس افكار مذهبي التقاطي اسلام و باورهاي پيش از اسلام مورد بررسي قرار مي دهد. اين قيام ها در نهايت، موجب آشنايي مردم ايران با حقوق انساني و اسلامي شان شد.

بررسي نقش حسينيه اعظم زنجان در ترويج دينداري اين شهر

پديده دسته روي در ايام محرم الحرام در جهت تعظيم و تکريم شهادت حضرت سيدالشهدا (ع) امام سوم شيعيان، امري کاملا مرسوم در ايران و ساير جوامع شيعي جهان به شمار مي رود. درحاليکه دسته روي عموما در روزهاي نهم و دهم (تاسوعا و عاشورا) محرم و به صورت محلي و جدا جدا انجام مي گيرد. دسته روي مهم شهر زنجان، در روز هشتم محرم، با عنوان «يوم العباس»، به صورت يکپارچه، متشکل از يک دسته عظيم که از ادغام ده ها دسته کوچک محلي در يکديگر، پديد آمده، انجام مي شود. مقاله حاضر، در ابتدا، اين مراسم سوگواري جمعي مهم کشوري را به شيوه مردم نگارانه شرح و توصيف مي کند و سپس زواياي مختلف کارکردهاي اجتماعي اين آيين عزاداري را در جهت ارتقا همبستگي ديني مردم اين استان و نيز تقبل آسيب هاي اجتماعي آن جامعه در ايام سوگواري مذکور، با استناد به مشاهدات و تجربيات و شنيده هاي معتبر، تحليل و تفسير مي کند.

آزادانديشي در حوزه هاي علميه شيعي: شخصي يا نهادين؟

اگرچه مساله آزادانديشي از ديرباز در آموزه هاي ديني مورد تاکيد و توجه بوده است، اما همواره با دشواري هايي روبرو بوده است. اينکه چگونه اين مشکل در نهاد روحانيت شيعه و حوزه هاي علميه پا گرفت و چرا بسياري از عالمان آزادانديش با دشواري مواجه شدند، موضوع اين مقاله است. مدعاي نگارنده اين است که آزادانديشي در سازمان روحانيت شيعي، همواره دغدغه اي شخصي بوده، به دغدغه اي نهادي تبديل نشده است؛ از اين رو آزادانديشي توسط معدودي از عالمان مورد توجه بوده است. با اين وصف، سازمان روحانيت شيعه بايد ضمن آسيب شناسي اين مساله، با حمايت رسمي و نهادي از آزادانديشي، زمينه هاي بسط و رونق دانش هاي اسلامي را پديد آورد و مساله آزادانديشي را در سازمان روحانيت نهادينه سازد و آن را از يک مساله شخصي به مساله اي نهادي و سازماني، ارتقا و تعالي بخشد.

التباس فضل بن شاذان شيعي و سني از قرن سوم هجري

فضل بن شاذان نيشابوري، متکلمي شيعي و فضل بن شاذان رازي، دانشمندي سني است. اشتراک در نام، معاصر بودن و همساني عناوين برخي تاليفاتشان، سبب شده از زمان ابن نديم بغدادي (م 380ق) به بعد، التباسي پديد آيد و نام يکي با ديگري اشتباه گرفته شود.
در اين مقاله به ايجاز، به تسلسل تاريخي خلط و مصاديق آن، اشاره شده، براي تمايز آن دو شخصيت، از راهكارهايي همانند بازشناسي کنيه، جد، استادان، شاگردان، تخصص و تصنيفات هر يک، استفاده شده است. تخصص اصلي «ابوالقاسم فضل بن شاذان بن عيسي رازي» (م 290ق)، در علوم قرآني و علم تفسير، به ويژه دانش قرائات بوده و با دانش فقه نيز آشنا بوده است. مشايخ و شاگردان وي، همگي جزو اهل سنت به شمار مي آيند. اما ابومحمد فضل بن شاذان بن خليل نيشابوري (م260 ق)، در دانش هاي حديث، فقه و کلام شيعي نامبردار است. وي نظريه پرداز ارشد علم كلام و مولف ده ها رديه، بر گرايش هاي کلامي عصر خويش مي باشد.