امیرالمؤمنین علیه السلام و مالک اشتر

امّا نگران اشتر نباشید. عبارت حضرت را ببینید: «لَستُ أَخَافُهُ عَلَى ذَلِكَ»، من آن‌طور که شما می‌ترسید از اشتر نمی‌ترسم، اشتر کسی نیست که با من مخالفت کند، اگر بگویم باید، در هر صورت تکلیف این است، گوش می‌کند. کسی که مطیع باشد تندروی نمی‌کند، به حرف گوش می‌دهد، نقطه‌ی اصلی این‌جا است. بعد یک […]

مالک اشتر و حکمیت

وقتی حکمیّت امضاء شد، مالک اشتر گفت: من قبول ندارم، من نمی‌پذیرم – دور از محضر شما- خاک بر سر شما که وا دادید! دنیا و آخرت خود را باختید. «لَستُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّي»،[1] من نمی‌توانم قیامت جواب بدهم اگر از این روش شما پیروی کنم و بپذیرم. «وَ مِن ضِلَالِ عَدوّي»، این گمراهی […]

پیشنهاد مغیره به امیرالمؤمنین علیه السلام

دیشب عرض کردیم امیر (سلام الله علیه) گفت: این که مغیره شب اوّل آمده به من گفت: یا علی بروید با معاویه عهد ببینید، یک استان به او بدهید، یک ماه او را تأیید کند. به معاویه بگویید شام و مصر برای تو. او هم همین را می‌خواست. می‌گفت: اگر شام و مصر را به […]

خطر معاویه

فرمود: من خیلی بررسی کردم. این بررسی کردم مظلومیّت حضرت است که بگوید من سر و ته بحث را دیدم، پشت و روی آن را سنجیدم. جز جنگ فایده‌ای ندارد. چون این معاویه قدرت تبلیغاتی دارد و این جرثومه‌ی فساد است. «فَلَمْ أَرَ لِي فِيهِ إِلَّا الْقِتَالَ» باید بجنگم «أَوِ الْكُفْرَ بِمَا جَاءَ بِهِ‏ مُحَمَّد» […]

مذاکره با معاویه

در مورد معاویه چطور؟ خود او فرموده است. آمدند گفتند شما که 50 استان را در دست دارید، یکی را به معاویه بدهید، دو سال از مذاکره استفاده کنیم، اقلّ آن این است که یک استان دادیم رفته است. حضرت فرمود: شما نمی‌فهمید معاویه کیست. ثانیاً تأیید معاویه یعنی من تمام این جریانی که با […]

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خطای خالد بن ولید

 در حکومت پیغمبر یک خالد بن ولید پیدا شد، به عنوان نماینده‌ی حکومت پیغمبر رفت خونریزی و ظلم کرد، پیغمبر اکرم گریه کرد گفت: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا فَعَلَ خَالِدٌ»[1]، «إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ خَالِد»[2] من بیزار هستم از این کاری که خالد کرده است. منتها چون خیال کرده است که کار او […]