نقدی بر منهج محدثان اهل سنّت

برگرفته از کتاب «اختلاف فی اللفظ» ص 35
آیه “اولئک هم خیر البریه” در منابع اهل سنت

آیا منابع اهل سنت نیز آیه “اولئک هم خیر البریه” را در مورد امام علی(ع) و پیروان حضرتشان میدانند و آیه قبلش را در مورد دشمنانشان؟
شباهت عقاید شیعه و اهل سنت با آیات قرآنی

چرا به نظر میرسد نسبت به عقاید شیعیان، عقاید اهلسنت، همخوانی بیشتری با ظاهر آیات قرآن دارد؟!
چرا ما بر خلاف اهل سنت، گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» را جزو حمد و سوره می دانیم؟

ما شیعیان در نمازهایمان در ابتداي حمد و سوره «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» قرائت می کنیم، ولي اهل تسنن و امام جماعت آنها يا اصلاً نميگويند و يا برخي از آنها كه ميگويند آهسته ميگويند. حال در این نوشتار سعی شده است تا نظر شیعیان قدری واکاوی شود.
مناقب خوانی دردوره آل بویه

دوره آل بویه ازمهمترین دوره های رشد وشکوفایی تشیع است . در این دوره شیعیان اقدام به مدح ورثای امامان و ذکر مناقب آنان دراماکن عمومی می کردند که ازآن به عنوان مناقب خوانی یاد شده است . این کار فرهنگی که با مقابله به مثل و واکنشهای اهل سنت مواجه شد، کم وبیش قبل ازاین دوره نیز مرسوم بود و در دوره سلجوقیان نیز به حیات خود ادامه داد . منظور از مناقب خوانی معنای عام آنکه شامل سرایش شعر ونثر در مدح امامان شیعه و مثالب برخی از صحابه ونقل آن درمحافل واماکن عمومی است، میباشد.
ملاحظاتی چند در نظریه ی اهل سنت در باب خلافت

گیب، در مقاله حاضر، که هدف از آن بازخوانی نظریه اهل سنت در باب خلافت است، بر مبنای چهار نکته اساسی به بحث میپردازد:
1. در وهله نخست به مخالفت با نظر کسانی می پردازد که معتقدند ماوردی به تدوین نظریه ی نهایی اهل سنت در باب خلافت پرداخته است؛
2. به نظریه ی اشعریان در باب خلافت و سرنوشت این نظریه در پی تحولات مترتب بر آن می پردازد؛
3. جنبه های مختلف نظریه ی خلافت و نسبت آن با امامت را در امپراطوری عثمانی مورد بازبینی قرار می دهد؛
4. در آخر به بیان این نکته می پردازد که در جوامع اهل سنت، نظریه ی مقبول و عامی در خصوص خلافت وجود نداشته است.
نظریۀ استيلاء در فرايند نصب امام از ديدگاه اهل سنت و جماعت

سه شیوۀ انتخاب اهل حلّ و عقد، استخلاف و قهر و غلبه، در اندیشۀ سنّتی اهل سنّت و جماعت بهعنوان راههای استقرار حاکم و انعقاد حکومت در نظر گرفته شده است. شیوۀ قهر و غلبه در استقرار حاکم در حالی ازنظر برخی اندیشمندان اهل سنّت بدون هیچ قید و شرطی با استناد به برخی احادیث و سیرۀ برخی صحابه پذیرفته شده که به نظر میرسد این نظر با آیات قرآن، احادیث نبوی و سیرۀ برخی دیگر از بزرگان صحابه و تابعین منافات دارد. بعضی متفکران اهل سنّت برای توجیه شیوۀ قهر و غلبه، به قاعدۀ «الضرورات تُبیح المحظورات» و یا قاعدۀ «لا ضرر» تمسّک نمودهاند؛ اما به نظر میرسد استناد به این قواعد نیز ناتمام است. علاوه بر آن، معتزله نیز این شیوه را در نصب امام نپذیرفتهاند. بر این اساس، در این مقاله تلاش خواهد شد ضمن اشاره به ادلۀ مورد استناد برای توجیه شیوۀ قهر و غلبه در اندیشۀ سنّتی اهل سنّت، این ادلّه مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.
دلیلی نوین بر امامت دوازده امام شیعه

در این نوشتار بر اساس مبنای قرینه گرایی و با ضمیمه سه قرینه به یکدیگر به ارائۀ دلیلی نوین بر امامت دوازده امام شیعه پرداخته شده است. نویسنده نخست به تبیین شیوۀ قرینه گرایی در معرفت شناسی پرداخته، سپس قرائن سه گانه را ذکر کرده است. قرینه اوّل بشارت به تولد دوازده سرور از نسل اسماعیل در تورات است؛ قرینه دوم بشارت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم به ظهور دوازده جانشین پس از خود در میان امت است که در معتبرترین منابع اهل سنت آمده است؛ قرینه سوم که واقعیتی خارق العاده و بی نظیر در تاریخ حیات بشر می باشد و تاکنون به آن استناد نشده است، ظهور دوازده انسان بزرگ در یک نسل پیوسته است که مخالفان آنها به عظمت ایشان در علم و اخلاق و عبادت اذعان کرده اند. وجود قرینه سوم موجب می شود که مصداق واقعی و منحصر به فرد دو بشارت نخست، آشکار شود.
بررسی لعن در قرآن و سنت

معنای لعن در فرهنگ اسلامی درخواست دوری از رحمت الهی است. این دعاء در آیات قرآن و روایات عامه و خاصه در سیره عملی رسول خداصلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله فراوان یافت می شود. همچنین در ادبیات علماءِ پیرو مکتبِ خلفاء و همچنین علمای شیعه نیز در موارد متعددی لعن وجود دارد. به صورت عمده در میان عامه برخی تلاش ها برای تبرئه اشخاصی که هدفِ لعن از سوی قرآن کریم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام بوده اند انجام شده است که ادله این تبرئه نمودن و حمایت ها مخدوش به نظر می رسد.
بررسی و نقد دیدگاه سلفیان در خصوص مجاز

از مهم ترین مبانی سلفیه، اعتقاد به فقدان مجاز در لغت و در قرآن است. آنها برای اثبات مدعای خود به ادله ای استناد می کنند و معتقدند تمامی الفاک، چه در قرآن و چه در لغت، همه حمل بر معنای ظاهری خود می شود و سلف امت نیز همین کار را انجام می دادند و ما سراغ نداریم که سلف حتی از لفظ «مجاز» در گفتار و نوشتار خود استفاده کرده باشند. اما با بررسی آیات قرآن و ادله عقلی و لغوی به دست می آید که اعتقاد به نفی مجاز در لغت و قرآن اعتقاد باطلی است. زیرا ادلهٔ اثبات مجاز به گونه ای است که حتی سلفیه نیز نمی توانند منکر آن شوند. به همین دلیل، ایشان برای توجیه نظریه خود راه حل هایی را به کار بسته اند. ابن تیمیه قائل به «مشترک معنوی» شده محمدامین شنقیطی قائل به «اسلوب» در زیان عربی شده ودیگران نیز قائل به «توسعه در لغت عرب» شده اند. البته این راه حل ها در عمل با اعتقاد به وجود مجاز در قرآن در لغت عرب یکی است. به همین دلیل، محققان معاصر سلفیه به این نتیجه رسیده اند که دعوای بین منکران مجاز و قائلان به مجاز، نزاعی لفظی بیش نیست.
ردی بر کتاب «متی یشرق نورک ایها المنتظر»

ایم مقاله نقدی است مستند بر کتاب متی یشرق نورک ایها المنتظر، اثر عثمان خمیس، که حاوی شبهاتی چند درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. وی در کتاب خود کوشیده است اعتقاد به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را که اصلی مشترک بین دو مکتب اهل سنت و شیعه محسوب می شود نقطه اختلاف تلقی کند. لذا واقعیاتی را که در منابع اهل سنت وجود دارد نادیده می گیرد و آنها را به روایات شیعه نسبت می دهد. ما به برخی از نمونه های آن در این مقاله اشاره می کنیم. همچنین، می کوشیم با ذکر نمونه ها نگاهی به برخی شیوه های ناصواب عثمان خمیس در کتابش داشته باشیم، از جمله: تحریف حقایق، مطرح کردن مفاد اخبار ضعیف به عنوان معتقد شیعه، سرپوش گذاشتن بر اشکالات روایات اهل سنت.
بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

از آثاری که در سال های اخیر بر ضد شیعه به نگارش درآمده و تبلیغات زیادی برای آن شده کتاب «اصول مذهب الشیعة الامامیة الاثنی عشریة»، نوشته دکتر ناصر عبدالله بن علی قفاری است. او در این کتاب اصول عقاید شیعه را بررسی می کند و طبق آنچه خود مدّعی است عقاید شیعه را با رجوع به کتب شیعه بررسی و نقد می کند. در این نوشته به روش های نادرستی که در رد عقاید شیعه استفاده شده، می پردازیم و نقدی کلی بر روش کتاب او خواهیم داشت. از جمله این نقدها می توان به تحریف و تقطیع و افتراء، استفاده از احادیث ضعیف، و اعتماد به منابع مخالفان شیعه اشاره کرد.