علی علیه السلام و خلفا در فتح دژهای خیبر 1

خيبر، منطقه اي است وسيع و حاصلخيز در ۳۲ فرسنگي شمال مدينه منوره و در عصر رسول خدا صلّی الله علیه و آله اين ناحيه در اختيار يهوديان قرار داشت. يهوديان خيبر با پناه دادن به يهوديان فتنه جوي مدينه و همكاري و همدستي با ساير دشمنان اسلام، خطري براي مسلمانان بودند. بدين جهت، پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله متوجه يهوديان ساكن خيبر گرديد. قابل ذكر است خيبر هفت قلعه داشت كه يهوديان براي حفاظت و كنترل خارج دژها، در كنار هر دژي، برج مراقبت ساخته و با گماشتن نگهباناني در آن، جريان خارج دژ را به داخل گزارش ميكردند. پيامبر صلّی الله علیه و آله براي نشان دادن مقام و موقعيت حضرت علي علیه السّلام نزد خداوند متعال و اثبات جانشيني حضرت بعد از خودش و رد غاصبان خلافت، ابوبكر و عمر را به قصد باز كردن قلعهها فرستاد اما هر دوي آنها بدون فتح بازگشتند.
در این نوشتار در ابتدا به روایات اهل سنّت در مورد به میدان رفتن ابوبکر و عمر اشاره می کنیم و سپس نکاتی در نقد این سخنان بیان می کنیم.
عکس العمل نجاشی به نامه پیامبر صلّی الله علیه و آله

«نجاشی» لقب پادشاه حبشه بود. اسم وی اضحم بن ابجر بود. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نامهای برای او نگاشتند که برخورد ایشان با نامه پیامبر جالب و مایه پند برای تمام سلاطین و پادشاهان عالم است. نجاشي، پادشاهي عادل و سلطاني دانشمند و فاضل بوده، هميشه دست معدلتش به سوي ستمديدگان دراز بوده و چشم پرعطوفتش به جانب مستمندان نگران. در این نوشتار به اختصار به چگونگی برخورد نجاشی با نامه و دعوت پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله به اسلام اشاره می کنیم.
پیامبر و گریه بر جعفربن ابیطالب

جعفر بن ابی طالب بن عبدالمطلب مشهور به جعفر طیار و ذوالجناحین، دارای مقام و منزلت بسیاری نزد پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بود و رسول خدا او را به عنوان سرپرست کاروان مسلمانان در مهاجرت به حبشه برگزید. پیامبر پس از بازگشت جعفر از حبشه به او نمازی آموخت که به نماز جعفر طیار مشهوراست. جعفر در جنگ موته توسط پیامبر به فرماندهی سپاه اسلام منصوب شد که در آن به شهادت رسید. رسول خدا برای جعفربن ابی طالب احترامی ویژه قایل بود. سخنانی که از پیامبر درباره ی وی باز گفته اند، همه از جایگاه والای جعفر نزد ایشان خبر می دهد و مقام و منزلت او را نماینان می سازد. شهادت جعفر، حضرت رسول صلّی الله علیه و آله را سخت داغ دار و گریان کرد.
در این نوشتار به اختصار به رفتار پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله پس از شهادت جعفربن ابیطالب اشاره می کنیم.
صاحبان فدک

فدک، دهکدهای در منطقه حجاز عربستان با مزارع و نخلستانهای وسیع در نزدیکی خیبر بوده است. طبق منابع تاریخی، مدتی پس از تصرف قلعههای خیبر به دست مسلمانان، نیمی از مزارع و باغات دهکده فدک بنابر یک مصالحه از سوی مالکان یهودی آن، به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله واگذار شد. چون فدک بدون جنگ فتح شده بود، به حکم قرآن، مختص پیامبر گردید. درآمد حاصل از فدک، به دستور پیامبر صلّی الله علیه و آله به مستمندان بنی هاشم و دیگر نیازمندان میرسید. بنابر منابع، پیامبر صلّی الله علیه و آله آن را، به دختر خود فاطمه سلام الله علیها بخشید. پس از درگذشت پیامبر صلّی الله علیه و آله، ابوبکر، فدک را به زور غصب کرد.
در این نوشتار به روایت فتح فدک از دیدگاه اهل سنّت و حدود و صاحب فدک می پردازیم.
بررسی موضوع شهادت رسول خدا صلّی الله علیه و آله

بی شک یکی از موضاعات مهم قابل بررسی بحث شهادت رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله است که هم روایات اهل سنّت و هم در روایات شیعه به آن پرداخته شده است. در برخی روایات آمده است که زنی یهودی رسول خدا صلّی الله علیه و آله را مسموم کرد؛ در برخی روایات آمده است که رسول اکرم صلّی الله علیه و آله به وسیله یکی از زنانش مسموم و شهید شد؛ و موارد دیگر که در این نوشتار به خاطر اختصار به برخی از آن ها اشاره ای می کنیم و در پایان جمعبندی خود را ذکر می نماییم.
برخورد پیامبر با یهودیان وادی القری

زمـانـی که نور اسلام بر جامعه عربستان پرتو افکند، یهودیان مدینه تاب نیاورده و بر آن شدند تا این چراغ هدایتگر بشری را خاموش سازند. آنان در این راه از هیچ دسیسه افکنی و فتنه انگیزی کوتاهی نـنـمـوده، بـا انـواع روشـهـا از جمله: لجاجت و عناد با پیامبر، شبهه افکنی، ایجاد تـفـرقـه، اختلاف و تحقیر و تمسخر رسول الله صلّی الله علیه و آله و پیروانش، تحریک مشرکان جهت حمله به مدینه؛ بـه مـقـابـله بـا دیـن اسـلام روی آوردند. راهکار اصلی پیامبر صلّی الله علیه و آله در مقابل یهودیان بر پایه مدارا و نرمش استوار بود، اما یهود عهدشکن نقض پیمان نموده و تمام اصول معاهده را زیر پای می نهادند.
در این نوشتار به چگونگی فتح وادی القری و برخورد پیامبر صلّی الله علیه و آله با ایشان می پردازیم.
انتخاب بلال برای اذان

مردمان عرب جاهلی از دادن هرگونه نقشی به بردگان گریزان بودند و همواره آنان را تحقیر میکردند و نه تنها در برخورد با موالی بدرفتاری بلکه آنان را از سادهترین حقوق انسانی محروم میکردند. در تعالیم اسلام و آموزههای دین مبین، بنده و ارباب با هم برابرند. به همین خاطر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله با دادن سمت اذان گویی به بلال بن ریاح که یک غلام سیاه پوست بود، عملاً درس یکسان بودن برده و آزاد، سیاه پوست و غیر آن به همه دادند و بردهها و سیاهان شخصیت و عزّت و کرامت احساس کردند.
نقدی بر مسئله ی امامت از دیدگاه اهل سنت

مورخ 06 / 10 / 1394 حجت الاسلام کاشانی در دانشگاه امام صادق علیه السلام به مبانی امامت نزد اهل سنت بویژه اشاعره پرداختند و گزاره های آنان را نامعقول دانست.
پیشگوییهای پیامبر (صلی الله تعالی علیه و آله و سلم) درباره تسلط بنی امیه

با توجه به ماهیت دین ستیزانه بنی امیه و سابقه دشمنی ها و کارشکنی های آنان در برابر دعوت پیامبر (ص) و نیز نفاق خطرناک آنان که تصمیم گرفته بودند از درون به اسلام ضربه بزنند و بویژه در دستگاه رهبری اسلام نفوذ کنند این مسئله هرگز از نظر پیامبر اسلام (ص) پنهان نبوده و در هر مناسبتی به مسلمانان در این باره هشدار می دادند. در مآخذ تاریخی و حدیثی کهن و نیزدر تفاسیر شیعه و اهل سنت ،اخبار فراوانی مبنی بر زمامداری بنی امیه بر جامعه اسلامی و انحراف مسلمانان از مسیر اسلام حقیقی و ناب محمدی در آینده نزدیک وجود داشته است .
بررسی مسئلهی علم امام حسین علیه السلام به شهادت، و تلاش برای تشکیل حکومت

همه اندیشمندان شیعه معتقدند که امامان همانند پیامبر با اذن خداوند دانشی وسیع و فراتر از علم افراد عادی دارند و از اموری آگاهند که افراد عادی از آنها خبر ندارند سخن اینجاست که اگر امام (ع)به فرجام کار و سرنوشت خویش آگاهی کامل داشت چرا دانسته خود را به کشتن داد و به دست خویش زمینه را برای وقوع یکی از زشت ترین جنایت ها در طول تاریخ بشریت فراهم آور د ؟ در پاسخ باید گفت که امام معصوم دو گونه علم و آگاهی دارد علم ظاهری و علم باطنی که در مقام علم ظاهری مکلف به رعایت ظاهر است و وظایف اجتماعی خویش را بر اساس این تکلیف انجام می دهد اما در مقام آگاهی باطنی علم به لوح محفوظ است که تخلف ناپذیر می باشد و امام اختیاری ندارد تا خلاف آن علم عمل کند ،پس تناقصی به وجود نمی آید زیرا در این جا دو تکلیف با دو جهت مطرح است تکلیف به شهادت از جهت باطن و تکلیف به تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی از جهت ظاهریعنی حرکت امام (ع) از مدینه به سوی کوفه بر اسا س تکلیف ظاهری آن حضرت بوده اگر چه تکلیف باطنی آن بزرگوار شهادت در راه خدا بوده است از طرفی اعطای چنین علمی از جانب خدا به ولیِّ امرش نشان قرب و منزلت والا و شایستگی آن حضرت از آگاه شدن به اسرار و امور نهانی الهی است ولی از طرفی هم مسئولیت و تکلیف امام دشوارتر شده زیرا با وجود این آگاهی باید در مقام عمل از این آزمون بزرگ سرافرازبیرون آید و نهایت عبودیت و سرسپردگی را به معبود خویش نشان دهد و صد البته که اجر تحمل و موفقیت در چنین آزمون دشواری ،ماناوجاویدان ماندن این نهضت در طول تاریخ بشریت است.
غزوه بنی نضیر

قسمت سوم: اموال بنی نضیر
غزوه بنی نضیر از جمله غزواتی بود که بدون درگیری شکل گرفت. چراکه یهودیان بنی نضیر از سپاه اسلام هراسان شده و سپس قلعههای خود را ترک گزیدند. بنابرین میبایست همه غنائم، از آن رسول خدا صلیاللهعلیهوآله باشد. هرچند که رحمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله سبب شد تا بخشی از اموالشان را به اصحاب خویش عطا کنند. در این میان عثمان از سر سودجویی با علی علیهالسلام پیمانی میبندد که بعد، آن را به ضرر خود میبیند و از پرداخت حق امیرالمؤمنین علیهالسلام طفره میرود. اینجا بود که وحی به کمک علی علیهالسلام میآید و حق ایشان را از عثمان باز میستاند. این نگاره برگرفته شده از تحقیق علامه سید جعفر مرتضی عاملی در این موضوع است. تهیه و تنظیم: مرتضی میرکو.
غزوه بنی نضیر

قسمت دوم: ابوبکر فرمانده لشکر!
فضیلت سازیهای دشمنان اهل بیت، بسیار فاحشتر از آن است که به نظر میرسد. آنها حتی دست به دامان فضایل امیرالمؤمنین شده و در کثیری از موارد، آنها را به نفع خود تحریف کردهاند. از جمله جعلیات آنها نیز فرماندهی ابوبکر در غزوه بنی نضیر میباشد. فضیلتی که قاطبه مورخین اعم از شیعه و سنی آن را مختص امیرالمؤمنین میدانند. حال این شرذمه قلیل که گویا اصلاً هویت مشخصی در تاریخ اسلام ندارند، برآنند تا بگویند فتح بنی نضیر به دست ابوبکر صورت گرفته است. علامه سید جعفر مرتضی عاملی نیز در کتاب شریف الصحیح من سیرة الامام علی علیهالسلام، مفصلاً بدین نقل تاریخی پاسخ دادهاند. این نگاره اقتباسی از تحقیق ایشان است. تهیه و تنظیم: مرتضی میرکو.