گریه ی فرشتگان 6

شیخ کلینی با سند خود از حریز نقل می‌کند: به امام صادق (ع) عرض کردم بقای شما اهل بیت چه کم و عمرهای شما هر کدام کوتاهتر از دیگری است، با آن‌که این مردم به وجود شما نیاز دارند. فرمود: هر یک از ما نوشته‌ای داریم که همه‌ی آنچه را که باید به آن در مدّت […]

سوگواری در مدینه 1

سیّد بن طاووس نقل می‌کند: امام سجّاد (ع) با خانواده و اهل بیت به سوی مدینه کوچ کردند. حضرت به خانه‌های خویشان و مردان رو کرد؛ خانه‌هایی که با زبان حال، نوحه‌گری می‌کردند و گریان بودند، چرا که حامیان و مردان خود را از دست داده بودند. گریه‌ی داغداران بر آنان نوحه‌گر بود و بادیه‌نشینان […]

خطابه‌ی امام سجّاد علیه السلام در مجلس یزید 3

 خوارزمی می‌گوید: یزید دستور داد سر مطهّر را بر در خانه‌اش بیاویزند و به اهل بیت امام حسین دستور داد تا وارد خانه‌اش شوند. چون زنان وارد خانه‌ی یزید شدند، همه‌ی زنان آل معاویه با گریه و شیون و ناله بر حسین از آنان استقبال کردند و همه‌ی لباس‌ها و زینت‌های خود را درآوردند و […]

بردن اهل بیت علیه السلام به شام 4

خوارزمی گوید: ابن زیاد، زحر بن قیس را فراخواند و سر امام حسین (ع) و سرهای برادران و خاندان و پیروانش را به او سپرد. علیّ بن الحسین (ع) و عمّه‌ها و خواهرانش و همه‌ی زنان را هم همراه او نزد یزید فرستاد. آنان اهل بیت (ع) را بر محمل‌هایی بی‌پرده و سایه‌بان، شهر به […]

بردن اهل بیت علیه السلام به شام 3

طبری شیعی با سند خویش از حارث بن وکیده نقل می‌کند که می‌گوید: من در میان کسانی بودم که سر حسین (ع) را می‌بردند. شنیدم که سوره‌ی کهف می‌خواند. در خودم شک کردم که آیا من صدای ابا عبدالله را می‌شنوم؟ که شنیدم به من گفت: ای پسر وکیده! آیا نمی‌دانی که ما امامان زنده‌ایم […]

شنیده شدن ندای امام حسین علیه السلام 2

حسین بن احمد بن مغیره با سند خویش نقل می‌کند که: امام سجّاد (ع) به زائده فرمود: ای زائده! شنیده‌ام که گاهی قبر ابا عبدالله الحسین را زیارت می‌کنی. گفتم: همین‌طور است. فرمود: چرا چنین می‌کنی؟ با آن‌که تو نزد خلیفه موقعیت والا داری که کسی را با محبّت ما و اعتراف به فضایل ما […]

اسیران اهل بیت علیه السلام 2

 ابن نما گوید: عمر سعد بقیه‌ی روز عاشورا و روز دوم را ماند، آن‌گاه به حمید بن بکیر گفت مردم را ندا دهد برای کوچ به سوی کوفه. دختران، خواهران و کودکان اهل بیت و علیّ بن حسین را که به شدّت بیمار بود با خودش برد.     قال ابن نما: ثُمَّ إِنَّ عُمَرَ […]

دفن امام حسین علیه السلام و یاران ایشان 1

 شیخ مفید گفته است: چون عمر سعد کوچید، گروهی از بنی اسد که در غاضریه ساکن بودند، نزد جسد امام حسین (ع) و اصحاب او آمدند و بر آنان نماز خواندند و حسین (ع) را در جایی که اکنون قبر اوست به خاک سپردند، پسرش علی اکبر را پایین پای او دفن کردند و برای […]

شهادت شیر خواره 3

شیخ مفید گوید: سپس امام حسین (ع) در مقابل خیمه نشست. فرزندش عبدالله را –که کودکی بود- آوردند. او را در دامان خود نشاند. مردی از بنی اسد تیری به سوی او افکند و کودک را ذبح کرد. حسین (ع) خون او را با مشت برگرفت. چون مشتش پر از خون شد آن را به […]

شهادت عون بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب علیه السلام

 به نقل ابن اعثم: پس از او برادرش عون بن عبدالله بن جعفر به مبارزه پرداخت، در حالی که چنین می‌گفت: اگر مرا نمی‌شناسید، من پسر جعفرم، شهید راستی در بهشتی درخشان. در آن بهشت، با بال سبز پرواز می‌کند. همین شرافت برای گروه ما بس است. سپس حمله کرد و جنگید تا به شهادت […]

 شهادت محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب علیه السلام

به گفته‌ی ابن اعثم: پس از او برادرش محمّد بن عبدالله بن جعفر به میدان رفت، در حالی که چنین می‌گفت: به پیشگاه خداوند شکایت می‌برم از تجاوز، از کار گروهی گمراه و کوردل، آنان که نشانه‌های قرآن و آیات محکم آن را دگرگون ساختند و کفر و طغیان را آشکار نمودند. پس جنگید تا به […]

شهادت عبدالله بن مسلم علیه السلام 4

از ابی مخنف روایت است: پس از او عبدالله بن مسلم بن عقیل (ع) برون آمد و در برابر حسین (ع) ایستاد و گفت: سرور من! آیا رخصت میدان می‌دهی؟ امام فرمود: پسرم! شهادت پدر برای تو و خانواده‌ات کافی است! گفت: ای عمو جان! چگونه جدّت محمّد (ص) را دیدار کنم، در حالی که […]