فرزندان امام حسین علیه السلام 1

شیخ مفید گفته است: امام حسین (ع) شش فرزند داشت: 1- علیاکبر که کنیهاش ابومحّمد و مادرش شاه زنان دختر یزگرد بود 2- علیاصغر که با پدرش در کربلا به شهادت رسید، مادرش لیلی دخترِ ابی مرهی ثقفی بود 3- جعفر بن حسین که از او نسلی نمانده است 4- عبدالله که در کودکی همراه […]
نقش انگشتر امام حسین علیه السلام 2

شیخ کلینی گفته است: از امام صادق (ع) روایت است که بر دو انگشتر امام حسن و امام حسین (ع) نوشته شده بود: «حَسْبِيَ اللَّهُ». روی شیخ الکلینی: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) أَنَّهُ مَکْتُوبٌ فِي خَاتَمِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ (ع) «حَسْبِيَ اللَّهُ».[1] [1]– الکافی 6: 473 ح 3، البحار 43: 258 ح […]
نقش انگشتر امام حسین علیه السلام 1

شیخ صدوق گفته است: امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) روایت کرده که فرمود: حسین بن علی (ع) دو انگشتر داشت. نقش یکی از آنها «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، عُدَّةٌ لِلِقَاءِ اللَّهِ» بود و نقش دیگری «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ». نقش انگشتر امام سجّاد (ع) چنین بود: «خَزِيَ وَ شَقِيَ قَاتِلُ الْحُسَيْنِ بْنِ […]
نام، کنیه و لقب های امام حسین علیه السلام 2

اربلی گفته است: کمال الدّین گفته است: کنیهاش تنها «ابو عبدالله» است، لیکن لقبهای او بسیار است: رشید: طیّب، وفیّ، زکیّ، مبارک، تابع رضای خدا، سبط. همهی این لقبها بر او اطلاق میشد. زکیّ مشهورترین لقب اوست ولی والاترین لقبش آن است که رسول خدا (ص) دربارهی او و برادرش فرموده است که این دو […]
نام، کنیه و لقب های امام حسین علیه السلام 1

ابن شهر آشوب گفته است: نامش حسین است. در تورات «شبیر» و در انجیل «طاب» است. کنیهی او ابو عبدالله و کنیهی خاص او ابوعلی است. لقبهای او عبارت است از: شهید رستگار، نوادهی دوم، پیشوای سوم، مبارک، پیرو رضای الهی، تحقّقبخش صفات خدا، راهنمای ذات پروردگار، برترین اعتماد شدههای خدایی، روز و شب پیوسته […]
شخصیت امام حسین علیه السلام 2

سیّد محسن امین گفته است: سرور و مولای ما، امام فرزند امام، برادر امام و پدر امامان، حسین شهید، پسر امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) یکی از دو دسته گل پیامبر (ص) و دو نوادهی او و جانشین او در میان امّت پیامبر، از بزرگترین شخصیتهای اسلام، بلکه از بزرگترین شخصیتهای عالم وجود است. وی […]
شخصیت امام حسین علیه السلام 1

سیّد بن طاووس در ضمن حدیثی روایت کرده است: پیامبر خدا (ص) به مسجد آمد و به بلال دستور داد تا مردم را فرا خواند. مردم در مسجد گرد آمدند. رسول خدا (ص) روی دو پای خود ایستاد، در حالی که آن دو (حسن و حسین (ع) بر دوش او بودند. فرمود: ای مردم! آیا […]
چرا ای غرق خون! از خاک صحرا بر نمی خیزی؟

چرا ای غرق خون! از خاک صحرا بر نمی خیزی؟ حسین آمد به بالینت تو از جا بر نمی خیزی؟ نمـاز ظـهر را با هم ادا کردیم در مَقتل بُود وقت نماز عصر، آیا بر نمی خیزی؟ خیام کودکان خالی از آب است و پر از افغان چرا سقای من! از پیش دریا […]
وعدهای دادهای و راهی دریا شدهای

وعدهای دادهای و راهی دریا شدهای خوش به حال لب اصغر! که تو سقّا شدهای آب از هیبت عبّاسی تو میلرزد بیعصا آمدهای، حضرت موسی شدهای به سجود آمدهای یا که عمودت زدهاند؟ یا خجالتزدهای؟ وه! که چه زیبا شدهای «یا اخا» گفتی و ناگه کمرم درد گرفت کمر خم شده را، غرق تماشا شدهای؟ […]
جان عمو! برای حرم، فکر آب کن

جان عمو! برای حرم، فکر آب کن رفع عطش، ز عترت «ختمیمآب» کن سقّای تشنگان حریم خدا تویی از بهر تشنگان حرم، فکر آب کن ای یادگار فاتح خیبر! عنایتی راه شریعه بسته بُوَد، فتح باب کن هرگز مباد از سر ما، سایهی تو کم! «یا رب! دعای خستهدلان مستجاب کن» در خیمهها ز تشنگی […]
میان ماه بنیهاشم و مه تابان

میان ماه بنیهاشم و مه تابان تفاوت است ز حدّ وجوب تا امکان مه سپهر شود گاه بدر و گاه هلال ولی نمیرسد این بدر را دمی نقصان مزیّن است از آن ماه، عرصهی غبرا منوّر است از این ماه، کشور ایمان حریم اوست، شفاخانهی خدا که ز خلق در این مقام شود درد بیدوا، […]
قسمت این بود که با عشق تو پرواز کنم

قسمت این بود که با عشق تو پرواز کنم و خدا خواست که بی دست و سر آغاز کنم چشمم از عشق و خجالت زدگی پر شده بود شرم اینگونه خدا قست کافرنکند! دست من باشد و راهی نشود باز کنم سر و سریست میان من ومشک و سر و دست کاش می […]