چو بر سپهر ولايت مه دو هفته درآمد

چو بر سپهر ولايت مه دو هفته درآمد رسيد دولت ديدار و انتظار سرآمد مجوي در پس ديوار دهر، سايه نشيني که آفتاب رخ مجتبي ز پرده برآمد سزد که خلق بر اين آستا نه جبهه بسايد کنون که آيت پروردگار در نظر آمد هلا که غنچه ي گلزار حق به خانه ي حيدر ز […]
آمد از کوچه هاي نوراني

آمد از کوچه هاي نوراني او که جسمش به پاکي جان بود در کفش مشعل هدايت داشت بر لبش گل سرود قرآن بود خويش را غرق در خدا مي ديد پاي تا سر فروغ ايمان بود صورتش جلوه ي جلال خدا سيرتش زيب لوح امکان بود در دلش عشق را رقم مي زد در سرش […]
جلوه ي گلشن دين سروچمن آمده است

جلوه ي گلشن دين سروچمن آمده است ازگلستان علي بوي سمن آمده است مي تراود همه جا نکهت زلف سيهش همره باغ صبا مشک ختن آمده است روح سرسبزنبي زينت گلزارعلي طرب افزاي دل وجان محن آمده است جزعقيق يمن ازلعل لبش هيچ مجوي گوهري هست که ازملک يمن آمده است از فراق رخ جانانه […]
مژده كز موهبت ايزد منان امشب

مژده كز موهبت ايزد منان امشب بيت عصمت شده چون روضهي رضوان امشب مژده كز مشرق عزّ و شرف و قدر وجلال ماه افلاك امامت شده تابان امشب بر در بيت ولايت پي تبريك و درود بسته صف حور و ملك خرم وخندان امشب گل گلزار نبوت به جهان پاي نهاد كه جهان ازقدمش گشته […]
صبا که در شکن زلف يار من پيچيد

صبا که در شکن زلف يار من پيچيد شميم نسترن و ياس و ياسمن پيچيد دوباره با مدد بامداد فروردين هزار خنده به اندام نسترن پيچيد مگر نسيم چه در گوش غنچه نجوا کرد که در خيال خوشش ميل گل شدن پيچيد به باغ آمدي و خود به چشم خود ديدي چه شور و هلهله […]
ديده ي چمن وا شد لاله در چمن آمد

ديدهي چمن وا شد لاله در چمن آمد بوي عطر گل يعني بوي ياسمن آمد روح آيهي والشمس، نور والقمر تابيد بزم جان بياراييد شمع انجمن آمد يوسف وجود آمد نور هست و بود آمد جان رفته از پيكر در حريم تن آمد سوره سوره تفسيرآفتاب دين است اين مي رسد كنون مژده عاشقان حسن […]
نيمه ي ماه نگو ماه تمام است امشب

نيمهي ماه نگو ماه تمام است امشب تازه از پرده برون ماه صيام است امشب نيمهي ماه مبين گر به تو رو آورديم اول ماه رخ ماه تو رؤيت كرديم ما به دنبال تو در آينهها جوشيديم در هلال مه نو نور تو را ميديديم ذرّه در حال و هوايش به ملك ميبالد كلبهي كوچك […]
ميرسد باز به گوش دل ما اين آواز

ميرسد باز به گوش دل ما اين آواز چه نشستيد! كه درهاي عنايت، شد باز جاري از بحر ولايت شده سرچشمهي نور چشم دل خيره شد از ديدن اين چشم انداز تا كه از چرخ چهارم شنود «روح الله» سخني روح فزا، زان دو لب روح نواز گفت «يا محسن» و از وجه «حسن» پرده […]
باز، لوح آرزو، نقش و نگاري تازه يافت

باز، لوح آرزو، نقش و نگاري تازه يافت مصحف وحي و نبوت، يادگاري تازه يافت از جمال «مجتبي»، در نيمهي «ماه خدا» پرتو قرآن و عترت، انتشاري تازه يافت «ليلة القدر ولادت» شد، شب ميلاد نور آن كه حق با گردش چشمش، مداري تازه يافت آسمان فرياد زد: «يا لَيتَني كُنتُ تُراب» تا كه از […]
دوباره فصل گل آمد، بهارِ گلها شد

دوباره فصل گل آمد، بهارِ گلها شد بهار آمد و آيينهدارِ گلها شد خجسته پيك بهاران، قدم به باغ گذاشت گذشت فصل دي و روزگار گلها شد به آرزوي دلش، باغبان رسيد امروز كه چند روزي، چشمانتظار گلها شد تمام روي زمين، سبزه پوش و گلفرش است زمان سير و سفر، در ديار گلها شد […]
شيعيان مژده كه ميلاد شه دين حسن است

شيعيان مژده كه ميلاد شه دين حسن است نورچشم نبي آن پادشه مؤتمن است ز قدومش به جهان شاد ، دل مرد و زن است آنكه خورشيدِ فروزندهي هر انجمن است آينهدار رخش يوسف گل پيرهن است ♦ ♦ ♦ ميدهد هاتف غيبي به من آواز امشب كه گل گلشن زهرا بشود باز امشب تو […]
كمال يافت مرا در زمانه طبع سخن

كمال يافت مرا در زمانه طبع سخن زمولد پسر بوالحسن، امام حسن صلاي دشمنش از چار اُم، وَ لا فرُّخ نداي دوستش از هفت اَب، و لا تَحزن عزيزِ قائمهي عرشِ خالق سرمد بزرگْ واسطهي فيض قادر ذوالمن به پيش خوان مدامش گشوده چشم فلك به طرف سفرهي عامش، گشاده چرخ دهن نموده امر سريع […]