جلسه ششم درس اخلاق حوزه علمیه امام خمینی(ره)

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» «رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري * وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏ * يَفْقَهُوا قَوْلي‏».[1] «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينِ وَ الصَّلَاةُ عَلَی خَاتَمِ الْمُرْسَلِین طَبِیبِ نُفوسِنَا أَبِی الْقَاسِم مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْمَعْصُومِینَ سِیَّمَا الحُجَّةِ بَقِیَّةِ اللهِ فِی الْعَالَمِینَ أَرْوَاحُنَا وَ أَرْواحُ مَنْ سِوَاهُ فِداهُ وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ […]

سيّدبن طاووس و آخوند ملاّ فتح على، ممتاز در مراقبه

يكى از اساتيد ما(ظاهرا مقصود مرحوم آقاى نائينى است و محتمل است ديگرى منظور باشد.) مى فرمود: دو نفر از بزرگان اهل معرفت، در مراقبه خيلى ممتاز و در درجه ى اعلى بودند: يكى سيّدبن طاووس ـ رحمه اللّه ـ كه لابدّ از دست نوشته هاى ايشان به دست آورده بود؛ و ديگرى آخوند ملاّ فتح على ـ […]

نماز آخوند ملاّ فتح على مرا نجات داد!

  نقل مى كنند مرحوم آخوند ملاّ فتح على در سامرّا براى اموات، نماز ليلة الدفن (نماز وحشت) خواند، يكى از بستگان ميّتى، او را در خواب مى بيند، ميّت به او مى  گويد: نماز آخوند ملاّ فتح على مرا نجات داد! وى از خواب بيدار مى شود و سراغ آخوند را مى گيرد و به […]

آخوند ملاّ فتح على سلطان  آبادى ـ رحمه اللّه ـ نامه ى ناديده را مى خواند!

در قضيّه ى تحريم تنباكو، علماى اصفهان نامه اى براى مرحوم ميرزا نوشتند كه مضمون آن اين بود كه مردم چندان از فتواى شما استقبال نكردند. حامل نامه، آقاى حاج آقا منير نزد آخوند ملاّ فتح على سلطان آبادى ـ رحمه اللّه ـ مى رسد، ايشان مى فرمايد: نامه  اى با خود دارى كه در آن چنين و چنان نوشته […]

آخوند ملاّ فتح على ـ رحمه اللّه ـ ادامه  ى خواب را مى گويد

مرحوم شيخ فضل اللّه   نورى مى گويد: خوابى ديدم و براى تعبير آن نزد مرحوم آخوند ملاّ فتح على سلطان آبادى رفتم.همين كه مقدارى از خواب را براى ايشان نقل كردم، فرمود: خوب مى دانم، بعدش هم اين بود و اين بود و تا آخر خواب را براى من نقل نمود و بعد تعبير كرد.آخوند شخصيّت عجيبى […]

من ضامنم، ايشان را رها كنيد

از ويژگى هاى آقا ميرزا على شيرازى ـ رحمه اللّه ـ اين بود كه شبانه( شب  هاى جمعه يا حتى غير آن.) براى خانه  ى فضلا و يا فقرا غذا مى  فرستاد. زمانى محتاجى به در منزل ايشان مى  آيد و ايشان چيزى نداشته كه به او بدهد، تا اين كه ساعت خود را به او مى  دهد […]

زود خود را به نجف برسانيد

آقازاده ى آقا ميرزا على شيرازى ـ رحمه اللّه ـ كه خودش در مشهد دستگاهى داشت و پدرش در نجف مرجع بود، نمى  دانم چه طور مى  شود كه به دلش خطور مى كند كه به صاحب جفرى مى رسد و از او مى پرسد: پدرم چه  قدر عمر خواهد كرد؟ او هم نگاه مى  كند و […]

مُصْحَفْ فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ رمز است

مُصْحَفْ حضرت فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ كه راجع به بيان حوادث است(ر.ك: اصول كافى، ج 1، ص 238؛ بصائر الدرجات، ص 150 و… )، معلوم نيست، كه نظير كتاب هاى متعارف باشد، بلكه احتمالاً به صورت رمز است مثلاً فلانى با ده يا بيست نفر در فلان مكان و فلان زمان قيام مى  كند و… نظير […]

داستان شريف مكّه و مرحوم شيخ فضل اللّه  نورى ـ رحمه اللّه ـو آقا شيخ حسن على اصفهانى ـ رحمه اللّه  

زمانى شريف حسين، شريف مكّه مريض مى شود، مرحوم شيخ فضل اللّه  نورى از آقا شيخ حسن على اصفهانى درخواست راه علاج و شفاى او را مى  كند. ايشان به مرحوم نورى خرما مى دهد كه براى او ببرد، وى آن را مى خورد و خوب مى شود، و هر دو را به ميهمانى و پذيرايى دعوت مى كند؛ ولى مرحوم […]

گويا نمى  دانستند كه در عالَم، ريا وجود دارد

علمايى را در حرم و مشاهد مشرّفه  ى نجف و كربلا و… ديديم كه با چه توسّلات و تضرّعات و حالات خوشِ عجيب و غريبى اقبال و گريه داشتند، گويا نمى  دانستند كه در عالَم، ريا هم وجود دارد، گويا خبرى از ريا كارى و خودنمايى نداشتند و نمى  دانستند كه آيا كسى در اطراف […]

ميرزا مهدى اصفهانى ـ رحمه اللّه ـ و توسّلات خاصّ او در حرم

آقاى حلبى كه در تهران اقامت دارند، هم نزد آقا ميرزا مهدى اصفهانى ـ رحمه اللّه ـ تلمّذ كرده، و هم نزد آقا شيخ حسن على اصفهانى ـ رحمه اللّه ـ . آقا ميرزا مهدى در نجف از شاگردان مرحوم نائينى بوده است. سؤال: آيا ايشان آقا سيّداحمد كربلايى ـ رحمه اللّه ـ را هم درك كرده اند؟ جواب: مثل اين كه […]

نمى  توانيد خراب كنيد و نخواهيد كرد!

مى گويند: مرحوم شيخ حسن على نخودكى اصفهانى دوايى يا دعايى براى همسر استاندار مشهد كه مريض بود مى دهد و خوب مى شود. او نزد آقا شيخ مى آيد و در ضمن از ايشان مى خواهد كه اگر فرمايش داريد بفرماييد؟ اتفاقا استاندار خيابانى را احداث مى كرده كه قبر معروف به گنبد سبز در مشهد در مسير آن بوده […]