گوش به فرمان امام

… و اما مسأله‌ی منافقین. کار به آن‌جا رسید که توانستند به راحتی عناصری را آموزش بدهند که بهترین علمای ما را شهید کنند. از میان آن‌ها کسانی هستند که حاضرند برای هر کسی، حتی صدام یا آمریکا، جاسوسی کنند و هیچ چیز براشان مهم نیست. به نظر من کسی که این کار را می‌کند، […]

حرکت‌های موازی

یک روز در سپاه خبردار شدم که در جاهای مختلف تهران و با مجوزهای مختلف، نیروهای مسلح متفاوت، دارند حرکت‌های موازی با اسم‌های تقریباً یکسان انجام می‌دهند. شهید منتظری با حکمی از طرف شهید بهشتی توی گارد دانشگاه تشکیلاتی درست کرده بود به نام «پاسدار». تشکیلات ابوشریف در جمشیدیه با مجوز آیت الله اردبیلی به […]

جلسه هفتم درس اخلاق حوزه علمیه امام خمینی(ره)

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَ رَبَّانِيَّ آيَاتِه‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا تَالِيَ كِتَابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمَانَهُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُذِلَّ الْكَافِرِين السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَاي‏ یَا سَفِينَةُ النَّجَاةِ». «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَ احْلُلْ […]

اخلاق در قرآن 1

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ سِیَّمَا الْحُجَّةُ بَقِیَّةِ اللهِ فِی الْعَالَمِین أَرْوَاحُنَا وَ أرْواحُ مَنْ سِوَاهُ فِدَاهُ وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ‏ إلی یَومِ الدِّینِ».  «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ»[1]‏ هدایت باطنی و هدایت ظاهری […]

وعده نابودی اسرائیل

رهبر معظم انقلاب: اینقدر جوانان حزب‌اللهی و انقلابی را به اسم افراطی نکوبند / حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند: بعضی اصرار دارند شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ نجات وانمود کنند/ صهیونیست‌ها ۲۵ سال آینده را نمی‌بینند/ شورای نگهبان چشم بینای نظام و نظارت آن، استصوابی و بخشی از حق‌الناس است

این هفته تکلیفمون روشن می‌شه!

امام خیلی ضعیف شده بود. وقتی دست‌اش را به نرده می‌گرفت که سه طبقه را بیاید پایین، رگ‌های دست‌اش پیدا بود، حتی رگ‌های گردن‌اش پیدا بود، منتها سه طبقه را می‌آمد و باز می‌رفت بالا. یادم است تا یکی می‌آمد بگوید «حاج آقا کسالت دارن». امام در را باز می‌کرد می‌آمد پایین و نمازش را […]

فرمانده تیم حفاظت

امام تصمیم گرفت بیاید ایران. با سران انقلاب رفتیم مدرسه‌ی رفاه جلسه تشکیل دادیم. شهید بهشتی بود و شهید مطهری و آقای هاشمی و چند نفر دیگر و من. مسئولیت حفاظت از امام را گذاشتند گردن من و تیمی که قرار بود انتخاب بشود. دکتر یزدی از پاریس اصرار داشت که برای این کار از […]

ابوقراضه

محمد آمد ازم اسلحه خواست تا برود ساوه به هوای یک ساواکی خطرناک که بکشدش. گفت «نگران نباش. حکم اعدام‌اش رو از بزرگ‌ترها گرفته‌م.» گفتم «کی هست حالا؟» گفت «از اون شکنجه‌گرهای قاتل که رفته خودش رو یه گوشه زده به موش مردگی.» گفتم «تنها می‌خوای بری؟» گفت «اوساکریم هست، اسلحه رو هم که تو […]

یازده ساعت تا انفجار

بعد از حادثه‌ی پادگان لویزان که چند نفر از سران ارتش شاه در یک انفجار کشته شدند، یکی از آشناهای من که سرباز بود و چند روزی به پایان خدمت‌اش مانده بود، آمد به من گفت «نمی‌خواین یه کاری کنین که مثل اون دفعه آتیش بیفته به جون شاه و آدم‌هاش؟» گفتم «خواستن رو که […]

انفجار آمریکایی

*نقل اول: سر میرزا که به کارهای سیاسی گرم شد، دیگر هیچ کسی جلودارش نبود. یادم است رفته بودند توی یک کوچه‌ی بن بست، به اسم بروجردی، یک خانه اجاره کرده بودند به ماهی چهار هزار و پانصد تومان، که کارهای یواشکی‌شان را آن‌جا انجام بدهند. اسحه‌هاشان را هم همان‌جا توی دیوارهاش جاسازی کرده بودند. […]

بازم گردو داری؟

نیامده شیر فهم‌اش کردم «دوست دارم باهاتون همکاری کنم.» از قبل می‌دانست یا به‌اش گفته بودند چه کارهایی از دست‌ام برمی‌آید. صاف گذاشت کف دست‌ام «اگه می‌خوای همکاری کنی و کلی دعا بدرقه‌ت باشه، دست کن جیب‌ات و اسلحه برسون بهمون که خیلی لنگ‌ایم.» لبخندم مطمئن‌اش کرد که زده توی خال. گفتم «فکر کنم یه […]