خواب دیدم

شهید احمدعلی نیّری

سوار یک ماشین شدیم. ما پشت ماشین نشسته بودیم و خودرو با سرعت حرکت می‎کرد. این ماشین هیچ حفاظی در اطراف خود نداشت. در سر هر پیچ دو نفر از کسانی که سوار شده بودند به پایین پرت می‎شدند! جاده خراب بود. ماشین هم با سرعت می‎رفت. یک باره به اطرافم نگاه کردم و دیدم فقط من در پشت ماشین مانده‎ام! سر پیچ بعدی آن‎قدر با سرعت رفت که دست من هم جدا شد و نزدیک بود از ماشین پرت شوم. اما در آن لحظه آخر فریاد زدم: یا صاحب الزمان (عج).

در همین حال یک نفر دستم را گرفت و اجازه نداد به زمین بیفتم. من به سلامت توانستم آن گردنه‎ها را رد کنم. در همین لحظه از خواب پریدم. فهمیدم که باید در سخت‎ترین شرایط دست از دامن امام زمان (عج) بر نداریم؛ و گرنه تندباد حوادث همه‎ی ما را نابود خواهد کرد.


منبع: کتاب «عارفانه» – شهید احمدعلی نیّری، انتشارات شهید ابراهیم هادی، چاپ 1392؛ به نقل از خود شهید، ص 38.