قصیده ی فاطمی از «ناد علی كربلايی»

به انتخاب جواد هاشمی؛ ایام فاطمیه سال 1396

گوهر ارزنده

كيست به جز فاطمه حبيبه‌ي داور؟[1]

كيست به جز فاطمه شفيعه‌ي محشر؟

 

مريم و سارا كجا و دختر طاها؟

هاجر و حوّا كجا و زهره‌ي اطهر؟

 

مادر گيتي عقيم[2] مانده كه زايد

گوهر ارزنده‌اي چو فاطمه ديگر

 

دختر اگر اين بُوَد به عالم دنيا

كاش نبودي به غير خلقت دختر!

 

خلقت حيدر اگر نبود به عالم

لايق شأنش كسي نبود ز همسر

 

من چه بگويم؟ به مدح و وصف كسي كه

ختم رسل مدح او نموده مكرّر

 

با كه توان گفت اين مصيبت عظمي؟

فاطمه امّ الائمه كشته شد آخر

 

دخت پيمبر كجا و سيلي امّت؟

بيت الهي كجا و سوختن در؟

 

«كرببلايي»! از اين مصيبت جان‌سوز

سوخت دل مصطفي و ساقي كوثر


[1]. ياد ناد علي، ص 86 ـ 87؛ 8 بيت (به نقل از ارمغان كربلا، ج 2، ص 7 ـ 75).

[2]. نازا، زني كه فرزند نمي‌آورد.