اگر مصیبت علی اصغر بر امام حسین سنگین بود، پس چه طور ایشان فرمودند چون خدا می بیند بر من آسان است؟

پاسخ به سؤالی پیرامون وقایع عاشورا

بادقت نظر درمورد موضوع فوق، مي توان پي برد كه هيچ تعارضي ميان آنچه گفته ايد به چشم نمي خورد . چه آنكه انسان با نظر به طبيعت انساني او از دلبستگي هاي عاطفي برخوردار بوده و از دست دادن ياران و دوستان و فرزندان, برايش سخت و گران مي آيد و در اين جهت هيچ فرقي بين اولياء الهي و ديگران نيست؛ جز اينكه بگويند: عواطف اولياء نسبت به ديگر انسان ها بسيار برتر و بيشتر نيز مي باشد. مواردي خاصي همچون سخت گريستن پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بر ياران شهيدش در اُحد و بر حمزه سيد الشهدا ء و بر جعفر بن ابيطالب و گريستن علي علیه‌السلام بر پيامبر و فاطمه و ياران شهيدش در صفين و بر مالك اشتر و ديگران و گريه پيامبر و علي و زهرا علیهم‌السلام و ديگران بر مصيبت كربلا که هنوز حادث نشده؛ همگی از این قسم است.

اما آنچه كه اولياء الهي و اهل معرفت را از ديگر انسان ها متمايز مي كند. آن است كه در نظر به اهداف و مسئوليتها و تكاليف تمام اموري كه بلحاظ دنيوي مصيبت آفرين مي شود بر ايشان بسيار شيرين و قابل تحمل در مي آيد چرا كه همه اين محنت و مصيبت در راه معبود و محبوب براي جلب خشنودي او و سرانجام به لقاء او تحمل مي شود .

خلاصه: آنكه امام حسين علیه‌السلام از حيث عواطف انساني حق است كه در برابر شهادت رقت بار فرزند بسيار متاثر شده و بگيريد ولي از حيث عمل به مسئوليت بندگي و طاعت خداوند همه اين امور برايش آسان گردد و از قضا ارزش كا ر اولياء آن است كه مصيبت هاي سخت و سنگين برايشان آسان گشته و برترين لذات معنوي و به هنگام تحمل آنها بدست آورند .

البته اين مسئله را به صورت ديگري نيز مي توان توضيح داد و آن اينكه در باطن آدمي دو نيروي عقل و احساسات و اينها نيروهاي طبعيي هستند, كه خداوند حكيم بنا بر مصالحي آنها را در وجود ما به وديعه نهاده است.

خداوند در قرآن كريم مي فرمايند : « يكي از نشانه هاي پرودگار آن است كه از جنس خود شما آدميان براي شما جفت و جور و همسر آفريده و ميان شما مودت و محبت ايجاد كرد . و در اين حقيقت نشانه هايي از تدبير و حكمت پرودگار است براي كسانيكه فكر مي كنند»[1].
حال اگر محبت بد بود و در اين آيه به عنوان يكي ازنشانه ها در آثار حكمت و تدابير حكيمانه خداوند ذكر نمي شد .

اما آنچه مذموم است, علاقه به معني بسته بودن و دلخوش بودن و قانع بودن به امور زندگي دنيايي است . فرق است بين علاقه به مال و فرزند و همسر و ساير شئون زندگي و بين قانع بودن و رضايت دادن و غايات آمال قرار دادن آنها و انبياء آمده اند, كه نگذارند دنيا و ماديات از جايگاه طبيعي خود يعني: مورد رغبت ميل و عاطفه بودن كه جايگاه طبيعي است و نوعي پيوند طبيعي ميان انسان و اشياء است خارج شده نقل مكان دهد. و در آن جايگاه مقدس كه قلب ناميده مي شود و كانون كشش عاطفي او به لايتناهي است بنشيند و بالطبع مانع پرواز انسان به سوي كمال لايتناهي گردد .

بنابر اين انبياء الهي اهداف عالي و مقدس انساني را براي او تشرع مي كنند و دست انسان را باز مي گذارند, تا  با تفكر و تدبر بهترين راه را بوسيله عقل و خرد خود انتخاب كنند و در اين ميان تنها كساني كه از ايمان قوي بر خوردارند مي توانند عقل را حاكم كشور و وجود خود كنند در اين هنگام است, كه عواطف تحت اختيار عقل قرار مي گيرند و عواطف و احساسات تحت نظارت با امضاء و عقل انجام وظيفه مي كنند .

آري؛ وجود ما يا در زير نفوذ عقل است و يا در زير نفوذ عواطف. تصور نكنيد هر گاه عقل يا عاطفه بر مسند حكمروايي نشست ديگري به طور كلي از كار مي افتند و در كنج انزوا مي نشيند. خير هر كدام كه قدرت را به كف گرفت استعداها و نيروهاي ديگر را در راه تحقق بخشيدن به مقاصد و اهداف خود به كار مي گيرد .

عقلي كه تابع و تحت تاثير عواطف باشد ناگزير است, كوشش كند و عواطف را در رسيدن به اهدافي كه دارد ياري كند . اينجا است كه كار عقل به صورت نيرنگ و پشت هم اندازي و حتي سياست ( به همان معناي امروزيش ) جلوه گر مي شود. جنايتكاران و سياستمداراني كه براي ادامه حيات سياسي و نفوذ و قدرت خويش هر روز دست به نيرنگ تازه اي مي زنند , عاقلاني هستند كه عقلشان محكوم عواطف و خود خواهيها و شهوات است[2].

و به همين جهت است كه علي علیه‌السلام فرمودند: «بسا عقلي كه اسير و تحت فرماندهي هوي و هوس مي باشد» [3].
حال امام حسين علیه‌السلام نيز به عنوان يك انسان داراي دو كانون عقل و احساسات مي باشد ؛
ازيك طرف فرزند خرد سالش را بسيار دوست دارد و از طرف ديگر عزت و اقتدار دين كه در سايه آن انسانها به حيات طيبه و زندگي سعادتمند انه مي رسند را در خطر نابودي مي بيند. بنابر اين سعادت را در شهادت خود و خاندان شريف خود مي بينند.

آري امام حسين علیه‌السلام در سايه ايمان نيرومند خويش عقل را حاكم كشور وجود خود مي كنند و احساسات در تحت فرماندهي عقل و به ميزاني كه عقل تشخيص ميدهد اعمال ميشوند .
منابع:
2- بيست گفتار , استاد مرتضي مطهري ( ره ) , ص 205 – 209

[1] قرآن كريم , سوره مباركه روم , آيه 21

[2] اسلام و حقوق كودك , دكتر احمد بهشتي , ص 45

[3] . «وَ كَم مِنْ عَقِل اَسِير تحت هوي امير» نهج البلاغه , ترجمه سيد جعفر شهيدي , حكمت 211