آداب طلبگی – 8

حجت الاسلام رنجبریان؛

«أَعُوذُ بِاللَّهِ‏ مِنَ‏ الشَّيْطَانِ‏ الرَّجِيمِ»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ».

ارتباط ما با عموم افراد باید چگونه باشد؟

بحث ما بحث ارتباطات اجتماعی بود که از والدین شروع کردیم، بحث ارحام را مطرح کردیم، بحث علما و اساتید را مطرح کردیم دو جلسه‎ی گذشته هم بحث سلام را به طور خاص مطرح کردیم که آن هم یکی از جلوه‎های جدّی در ارتباطات است. حالا این جلسه بحث دیگر ما در همان مسیر است این‎که ارتباطات ما با عموم افراد چطور باشد؟ وقتی عموم افراد می‎گوییم یعنی آن‎ها لزوماً پدر و مادر ما نیستند، لزوماً ارحام ما نیستند، لزوماً از علما و اساتید ما نیستند، لزوماً از مؤمنین و اخیار هم نیستند. همین آدم‎های کوچه و خیابانی که زیاد هستند حالا بعضاً فامیل هستند، بعضاً بچّه محل هستند، دوست هستند، آشنا هستند.

آدم‌های متوسّط الحال چه کسانی هستند؟

فرض کنید الآن شما طلبه شدید قبلاً دبیرستان بودید، یک سری دوستان دبیرستانی دارید با آن‎ها گاهی قرارهایی داشتید، می‎رفتید و می‎آمدید الآن ارتباط با آن‎ها چطور باشد؟ بچّه محل‎های قدیم حالا الآن شما به فضای خوابگاهی آمدید کمتر با آن‌ها ارتباط دارید، یک موقع با آن‎ها خیلی گرم بودید، می‎رفتید و می‎آمدید. حالا آدم‎هایی هستند که به لحاظ دینی متوسّط الحال هستند یعنی نه آدم‎های بدی هستند و نه آدم‎های خیلی متدیّن آن‎چنانی هستند. متوسّط الحال هستند یعنی همین عمومی که ما در جامعه زیاد می‎بینیم.

بین خود و قوم چگونه باشیم؟

برای این منظور هم باز از روایات اهل بیت (علیهم السّلام) کمک می‎گیریم. باز در همان کتاب شریف کافی، در بخش بحث مربوط به معاشرت، همان باب اوّل «بَابُ مَا يَجِبُ مِنَ الْمُعَاشَرَة»[1] پنج روایت دارد. مثلاً روایت دوم می‎فرماید: راوی می‎گوید: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) كَيْفَ‏ يَنْبَغِي‏ لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِيمَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا وَ فِيمَا بَيْنَنَا» ما بین خود و قوم چگونه باشیم؟ «وَ بَيْنَ خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ» کسانی که بین ما قاطی هستند حالا شاید به این اشاره داشته باشد که «خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ» یعنی کسانی که دین و ایمان درستی هم نداشته باشند و اصلاً در خط ولایت و تشیّع هم حتّی نباشند. «قَالَ فَقَالَ تُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَيْهِمْ» نسبت به آن‎ها امین باشید «وَ تُقِيمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَيْهِمْ» یک موقع لازم شد برای آن‎ها شهادت بدهید، شهادت دهید «وَ تَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ» از بیمارها عیادت کنید «وَ تَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ» در تشییع جنازه‎ی آن‎ها هم شرکت کنید.

چگونگی رفتار با افرادی که متدیّن و ملتزم نیستند

باز روایت دیگر که صراحت بیشتری دارد روایت چهارم این باب است معاویة بن وهب می‎گوید: «قُلْتُ لَهُ»[2] به امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) عرض کردم: «كَيْفَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِيمَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا وَ بَيْنَ خُلَطَائِنَا مِنَ النَّاسِ» -تا این‎جا تعبیر روایت قبلی است- «مِمَّنْ لَيْسُوا عَلَى أَمْرِنَا» کسانی که در این خط ما نیستند. مستحضر هستید وقتی امر ما در روایات گفته می‎شود معمولاً «رَحِمَ الله أُمرَءَ عَرَفَ، ْ أَحْيَاءَ أَمْرَنَا» معمولاً ناظر به بحث ولایت و تشیّع است. می‎گوید ما با آن‎ها چه کنیم؟ بالاخره با هم هستیم در یک شهر، در یک محل، در یک فامیل زندگی می‎کنیم حالا فرد اصلاً شیعه هم نیست یا مخصوصاً در بین ما این زیادتر است شیعه است ولی خیلی متدیّن و ملتزم نیست با آن‎ها چه کنیم؟ «قَالَ تَنْظُرُونَ إِلَى أَئِمَّتِكُمُ» ببینید امامان شما چه می‎کنند «الَّذِينَ تَقْتَدُونَ بِهِمْ» همان کسانی که به آن‎ها اقتدا می‎کنید «فَتَصْنَعُونَ مَا يَصْنَعُونَ» حضرت توضیح می‎دهد آن‎ها چه می‎کنند. «فَوَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَيَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ» به عیادت بیمار می‎روند «وَ يَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ» در تشیع جنازه‎ی آن‎ها شرکت می‎کنند ‎«وَ يُقِيمُونَ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ عَلَيْهِمْ» یک موقع دعوایی شود شاهد بخواهند آن‎ها شهادت می‎دهند «وَ يُؤَدُّونَ الْأَمَانَةَ إِلَيْهِمْ» برای آن‎ها امین هستند.

ملاک‌هایی برای ارتباط گرفتن با دیگران

پس اگر ما بخواهیم این‎ها را جمع‎بندی کنیم و کمی هم اخباری‎گری نکنیم که فقط بگوییم پس تشیع جنازه و ادای امانت و شهادت دادن است، نه ملاک بگیریم یعنی با آن‎ها زندگی عرفی داشته باشید، ارتباط خود را حفظ کنید. قرار نیست با آن‎ها همنشین شویم و یک سفری با هم برویم. چون اصلاً ما به همنشینی با «مَنْ‏ يُذَكِّرُكُمُ‏ اللَّهَ‏ رُؤْيَتُهُ»[3] ترغیب شدیم، او را می‎بینید یاد خدا می‎افتید. قبل از این‌که شخص حرف بزند «وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُهُ» این آن نقطه‌ی آرمانی است. امّا در برخورد با آن‌ها ملاک می‌گیریم. شما با ماشین خود می‌روید می‌بینید یک چنین تیپ آدمی از کنار خیابان پیاده می‌رود او را سوار می‌‌کنید، نگویید این در روایت نیامده است. این همان ملاک است. یا شخص احتیاج به کمک دارد می‌روید به او کمک می‌کنید یک چایی با او می‌خورید. حالا نمونه‌هایی که در روایت ذکر شده است تشییع جنازه، ختم نیست. آن زمان شاید ختم به این شکل مرسوم نبوده که حضرات ذکر کنند امّا خیلی تأثیر دارد.

سفارش کردن برای حضور در تشییع جنازه و عیادت از مریض

مثلاً یک کسانی که فکر می‌کنند شما طلبه شدید و گارد گرفتید و شمشیر را از رو بستید و نمی‌خواهید با هیچ کس ارتباط بگیرید یک دفعه می‌بیند در تشییع جنازه‌ی پدر شما شرکت کرده است یا در ختم او شرکت کرده است، تأثیر مثبت دارد. او در صدد جبران برمی‌آید، او در صدد ارتباط‌ گرفتن برمی‌آید و همین سبب خیر می‌شود. «لَيَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ»[4] ما برای تشییع جنازه و عیادت مریض چقدر سفارش داریم. ضمن این‌که عرض کردیم در مناسبات اجتماعی در این ارتباطات ما طلبه‌ هستیم، می‌خواهیم هم خود را اصلاح کنیم و هم دل‌ها را متوجّه خدا کنیم این کارها و این رفتارها خیلی می‌تواند مؤثّر باشد و تأثیر داشته باشد.

مراسم عمامه‌گذاری در روز مبعث

إن‌شاء‌الله روز شنبه که مراسم مبعث است، روز جشن است و روز عمامه‌گذاری است و جمعی از دوستان مدرسه که بنا است به دست حضرت آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله) و حاج آقا صدیقی (حفظه الله) معمم شوند مراسم از غروب است. بنده این را به عنوان تجربه خدمت شما عرض می‌کنم مراسم‌ها اگر از نماز شروع شود آن مجری مراسم آسوده خاطر است همه به نماز می‌آیند و می‌نشینند امّا وای از آن موقع که مراسم از عصر بخواهد شروع شود یکی ساعت چهار می‌آید، یکی ساعت پنج می‌آید؛ چون یک مبداء شروع قطعی ندارد که همه تکلیف خود را بدانند و مجری مراسم اذیّت می‌شود. بعد مهمان‌های خوبی دعوت شدند حالا علاوه بر حضرت آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله) شخصیّت‌های دیگری هم دعوت شدند، شاعر داریم، مداح داریم برنامه‌ریزی کنیم إن‌شاء‌الله ساعت شروع دقیقاً چهار باشد. قرار شد از ساعت چهار مراسم باشد تشریف بیاورید. این نکته مهمی است که دوستان به چشم میزبانی نگاه کنند نه به چشم مهمانی. به عنوان میزبان در مراسم شرکت کنند و لابد خیلی از آن‌ها روزه هستند، روزه گرفتن در روز مبعث خیلی فضیلت دارد إن‌شاء‌الله تشریف بیاورید که بتوانیم آن‌جا یک مراسم باشکوه و آبرومند و امام زمان پسندی داشته باشیم.   


[1]– الكافي، ج ‏2، ص 635.

[2]– همان، ص 636.

[3]– همان، ج ‏1، ص 39.

[4]– همان، ج ‏2، ص 636.