آداب طلبگی – 5

حجت الاسلام رنجبریان؛

«أَعُوذُ بِاللَّهِ‏ مِنَ‏ الشَّيْطَانِ‏ الرَّجِيمِ»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ».   

واجب بودن و محذوراتی که در ارتباط با صله‎ی رحم پیش می‎آید

بحث در ارتباط با صله‎ی رحم دو جلسه در مورد روایات اصل و ضرورت، یک جلسه درباره‎ی شعاع ارحام و مصادیق آن گذشت. این جلسه هم در مورد بحث صله است. ما ارحام را گفتیم و مشخّص کردیم وقتی می‎خواهیم با این ارحام ارتباط برقرار کنیم تا چه حد واجب است و محذورات مختلفی که ممکن است پیش بیاید.

متأسّفانه در کتب فقهی ما باب مستقلی در این باب وجود ندارد، امّا یک کتابی که به تازگی کار شده است و موسوعة الفقه الاسلامی طبقاً لمذهب اهل البیت (علیهم السّلام) که جمعی از پژوهشگران کار کردند و ظاهراً ترتیب الفبایی هم دارد در جلد 9 که بحث الف را بحث می‎کند، در قسمت ارحام آمده است و در ارتباط با صله‎ی رحم و ابعاد مختلف آن بحث کرده است.

صله‎ی رحم از دیدگاه فقه

این‎جا یک عنوانی تحت عنوان «مَا تَتَحقَّقُ بِه الصِّلَة‌»[1] یعنی آن حداقلی که صله‎ی رحم می‎خواهد محقّق شود. اوّل می‎فرماید: «صلة الرحم هِيَ بِرُّه وَ الإحسانُ إِليه» نکته‎ی مهم «وَ ذَلِكَ مِنَ الامور العُرفيَّة فَيُرجَع فيها إلى العُرف فَتَصدُقُ بِكُلِّ مَا يُسَمَّى برّاً و إحساناً عرفاً» عرف هر چیزی را که بگوید این احسان است، این برّ است آن از افراد صله‎ی رحم می‎شود «وَ لو بِالسَّلام وَ الزِّيارة» به شرط داوری عرف.

سلام کردن و زیارت یکی از مصادیق صله‎ی رحم

یعنی اگر عرف بگوید سلام کردن مصداقی از مصادیق صله است، می‎شود با یک سلام به تنهایی هم صله‎ی رحم را هم انجام داد. یا زیارت یعنی برویم شخص را ببینیم «وَ مَا شابه ذَلك نَعَم تَكُونُ أَعظَم إِذَا كَانَت بِالمَال أَو بِالنَفس أَو بِدفع الضَرَر أَو بِجَلبِ النَفع وَ مَا إِلى ذَلِك كَما صَرَّحت بِذَلِك الرِّوايات» حد بالاتر این است که صله‎ی رحم به مال باشد یعنی مثلاً شما یک چیزی به آن‎ها بدهید یا یک ضرری را دفع کنید یعنی به تنهایی نباشد. حالا باز روایت را بخوانیم بعد توضیح  می‎دهیم. یک روایت می‎آورند که «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السّلام)‏ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ‏ وَ لَوْ بِالتَّسْلِيمِ»[2] -این روایت را از وسائل نقل می‎کنند- این روایت می‎فرماید: ولو در حد یک سلام کردن. «إِنَّ اللَّهَ يَقُول‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ» که آیه‎ی اوّل سوره‎ی نساء بود که جلسه‎ی اوّل عرض شد.

روایت دوم «إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) يَقُولُ‏ إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ وَ الْبِرَّ لَيُهَوِّنَانِ الْحِسَابَ وَ يَعْصِمَانِ مِنَ الذُّنُوبِ» امّا آن چیزی که مربوط به بحث ما است «فَصِلُوا أَرْحَامَكُمْ وَ بَرُّوا بِإِخْوَانِكُمْ وَ لَوْ بِحُسْنِ السَّلَامِ وَ رَدِّ الْجَوَابِ» یعنی ولو این‎که شما سلام خوبی می‎کنید یا خوب جواب آن‎ها را می‎دهید، وقتی سلام کردند خوب علیک می‎گیرید، خشک و عبوس جواب نمی‎دهید، به اصطلاح خود ما تحویل می‎گیرید.

اذیّت نکردن یکی از مراتب صله‎ی رحم

روایت سوم «أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السّلام) قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام)‏ صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ»[3] این‎جا به تعبیر صله‎ی رحم شما مایه داشته باشد، خشک نباشد «وَ أَفْضَلُ مَا تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الْأَذَى عَنْهَا» یک مرتبه‎ی خوبی از صله‎ی رحم این است که آن‎ها را اذیّت نکنید. این‎جا سوء برداشت نشود که بگوییم همین که ما سال به سال آن‎ها را نمی‎بینیم، پس کف الاذی از آن‎ها محقّق شد. نه این مراد نیست این برای زمانی است که زندگی‎ها جمعی بوده و دور هم زندگی می‎کردند ای بسا که می‎گویند به هم نیش نزنید، زخم زبان نزنید، ولی این برای ما نیست که  اصلاً به هم سر نزنیم و بگوییم کف الاذی این‎جا محقّق شد.

سلام کردن به ارحام به قصد قربت

بعد عبارت را از مرحوم شهید می‎آورند «قَالَ الشَهيدُ الأوَّل: وَ أَعظمُ الصِّلَة مَا كَانَ بِالنَّفس وَ فيهِ أخبارٌ كَثيرَة ثُمَّ بِدفعِ الضَّرر عَنها ثمَّ بِجلبٍ النّفع إليها ثُمَّ بِصِلَةِ مَن يُجِب وَ إِن لَم يَكُن رَحماً لِلواصِل كَزوجَةِ الأَب وَ الأخ وَ مُولاه وَ أدناها السَّلامُ بِنفسه ثُمَّ بِرَسولِه وَ الدُّعاء بِظَهرِ الغَيب وَ الثَّناء فِي المَحضر»[4] آن شاهد بحث این‎جا است. می‎فرماید: کمترین رتبه‎ی صله‎ی رحم این است که خودت به او سلام کنی. اگر محذور داری پیکی بفرستی، همین که می‎گوییم سلام برسان منتها آن را به قصد قربت می‎گوییم. دیدید حاج آقای صدیقی در درس اخلاق چقدر نکات عملیّاتی زیبا می‎گفت که وقتی سلام می‎کنید به قصد شکر است، خدا این دوستان و این چهره‎های ولایی که اطراف شما قرار داده است اقلّ مراتب شکر این است که به آن‎ها سلام کنید.

دعا کردن و خشنود کردن در ارتباط با ارحام

حالا می‎فرماید: در این سلام کردن حواس شما جمع باشد که عادی نباشد، وقتی می‎گوییم سلام برسان گاهی تعمیرکار به خانه‎ی ما می‎آید و کار او تمام می‎شود می‎گوییم سلام برسان، این‎طور‎ نباشد به قصد قربت باشد. حواس ما جمع باشد که من می‎خواهم صله‎ی رحم کنم نمی‎توانم آن فامیل را ببینم عموی من آمده است می‎گویم بچّه‎ها را دیدی سلام برسان. «وَ الدُّعاء بِظهرِ الغَيب» پشت سر برای آن‎ها دعا کردن «وَ الثَّناء فِي المَحضر» در حضور به آن‎ها احترام بگذاریم و حرف‎هایی بزنیم که آن‎ها را شاد و خوشحال می‎کند، فضایل آن‎ها را بیان کنیم.

کمک مالی کردن به خویشان خود در صله‎ی ارحام

 عبارات خوبی آورده است «وَ فِي التُحفَةِ السَنيَّة وَ صِلَتَهُ الرحم بِرّهُ وَ الإحسانُ إِليه بِالتَزَاور وَ حُسنُ اللِقَاء وَ التَّعاون وَ المُواسَاة وَ كُلُّ مَا قُدِرَ عَليه مِن الخَيرات وَ لو بِالسَّلام هَذا وَ قَد ذَهَبَ بَعضُ الفُقهاء إلى وجوبِ الصِّلة بِالمَال فيما إِذَا كَان الرَحمُ مُحتاجاً بِحيث لا تَندفِع حَاجَتُه بِدونِها» نظر بعضی از فقها این است که صله حتماً باید یک مالی در آن باشد، به شرطی که طرف مقابل شما نیازمند است و شما توانا هستید. «لِعدمِ تَحقُّق الصِّلَة بِدون ذَلِك عُرفاً». در مسالک عبارتی را از مرحوم شهید می‎آورند «قَال الشَهيدُ الثَّاني مُعلّقاً عَلى عبارةِ الشَّرائع… وَ قَد يَتَوقَّفُ ذَلِكَ عَلَى المَعُونَة بِالمَال حَيثُ يَكُونُ الرَّحِم مُحتاجاً وَ الآخرُ غَنيًّا» عباراتی از بزرگان دیگر است.

واجب شدن ترک صله‎ی رحم ذیل عنوان قطع رحم

 عنوان عبارتی از سیّد یزدی در عروة می‎آورند «بَل قَد تَجِبُ الصِّلة» عبارت سیّد یزدی خیلی دقیق است. «بَل قَد تَجِبُ الصِّلة بِالمَال كَما إِذَا كَان الرَّحِمُ مُحتاجاً وَ كَان تَركُها موجباً لِدخولِه فِي عنوان قَطعِ الرَّحم» می‎گوید در واقع صله باید بالمال باشد و به شرطی ما می‎گوییم واجب است که ترک صله‎ی مالی ذیل عنوان قطع رحم باشد. چه کسی می‎خواهد قضاوت کند که این قطع رحم شد؟ باز این عرف است. یعنی عرف می‎گوید: اگر این‎جا به این بنده خدا پول دادید صله رحم می‎شود اگر ندادید مصداق قطع صله‎ی رحم می‎شود.

تعیین حد وجوب شرعی صله‎ی رحم توسّط عرف

پس می‎فرماید: صله‎ی رحم آن حد وجوب شرعی، چون گفتیم صله واجب است، حد وجوب شرعی را عرف تعیین می‎کند یعنی عرف بگوید این آقا قطع رحم نکرده است. حالا کلّ بحسبه یک موقع است عموی شما است همین که او را ببینید عرف می‎گوید او قطع رحم نکرده و ارتباط دارد. ولی یک موقع است خدا به شما یک توانایی مالی داده است، عموی شما و برادر شما در عسرت زندگی می‎کند اتّفاقاً اگر این‎جا فقط به قصد صله‎ی رحم یک سلام و علیکی کنید اصلاً عرف از دست شما عصبانی می‎شود، می‎گوید دینداری شما فایده‎ای ندارد، این چطور صله‎ی رحمی است. آن بیچاره نیازمند است تو یقه‎ی خود را بستی مثلاً شب عید یک سلام و علیک می‎کنید، یک مقدار به او کمک کن این‎جا عرف می‎گوید قطع رحم شد.

مصادیقی از صله‎ی رحم در بین اقوام و خویشاوندان

حالا در بین افراد و مصادیقی که برای ما پیش می‎آید. اوّل اقوام و فامیل‎هایی که ما داریم و خیلی از آن‎ها مذهبی هستند، حالا ما زود سراغ موارد حاد نرویم خیلی از آن‎ها مذهبی هستند الحمدلله شما طلبه شدید و عموی شما متدیّن است، می‎گوید الحمدلله شما طلبه شدید، خدا رو شکر. یا اگر هم الحمدلله نگوید تفکّر او به یک شکلی است وگرنه آدم متدیّنی است، اهل نماز جماعت است، شما به خانه‎ی او می‎روید، رفت و آمد می‎کنید، گرم می‎گیرید و یک فضای خوبی ایجاد می‎کنید صله‎ی رحم به این شکل محقّق می‎شود. حالا همین عموی متدیّن شما، همین خاله‎ی متدیّن شما دختر جوانی دارد که ازدواج نکرده است، اگر شما با او به صورت مستقل ارتباط برقرار نکنید عرف نمی‎گوید قطع رحم کردید، اصلاً انتظاری ندارد این‎جا کلّ بحسبه، صله‎ی رحم با او همین است که ارتباط دارد. به خانه‎ی عموی خود می‎روید حالا او هست یا نیست، در همین حد این مقدار صله‎ی رحم محقّق می‎شود. ولی اگر فرزندان عموی شما ازدواج کردند و به خانه‎های خود رفتند و مستقل زندگی می‎کنند باز بر فرض این‎که ما طبق عرف بگوییم فرزندان عمو و فرزندان خاله جزو ارحام هستند که ظاهراً هستند بالاخره شما با آن‎ها هم یک حساب صله‎ی استقلالی باز کنید. باز آن به حسب خودش است ممکن است به این باشد که عید به خانه‎ی آن‎ها بروید، ممکن است به این باشد که ماه رمضان افطار دعوت کرد به خانه‎ی او بروید، ممکن است به این باشد که سلامی برسانید و امثال این‎ها. حالا شما فرض کنید 25 سال دارید، دختر عموی شما 24 سال دارد، تازه ازدواج کرده است این‎طور نیست که بگویید صله‎ی رحم من این است که مستقلاً به او پیامک تبریک نوروز بدهم، نه این‎ها ممکن است مفسده داشته باشد.

ملاک کلّی در مسیر انجام واجب

ملاک کلّی این است ما نمی‎توانیم در مسیر انجام واجب مرتکب حرامی شویم. باید به گونه‎ای برنامه‎ریزی کنیم که هیچ حرامی پیش نیاید. حالا دوستان می‎پرسند مصداق آن کم است،  ولی وجود دارد. می‎گویند در بین فامیل از ما انتظارات غیر شرعی دارند ما آیات را خواندیم که می‎فرماید: حتّی ابوین که آن‎قدر احترام آن‎ها واجب است اگر از شما انتظار غیر شرعی داشتند، انتظار غیر شرعی آن‎ها را لازم نیست برآورده کنید.

مفسده نبودن در صله‎ی رحم‎ها

نکته‎ دیگر مثلاً فرض کنید می‎گوید عموی من، دایی من، خاله‎ی من اهل رعایت شرعیّات نیستند، من حقّ قطع رحم دارم؟ باز عرض می‎کنیم حق قطع رحم نداریم، امّا این‎که صله‎ی رحم در چه حدی باشد عرض شد، لازم نیست حتماً به خانه‎ی آن‎ها برویم و مفصّل بمانیم. وقتی هم که می‎روید به هر حال عید دیدنی است، باز خود شما می‎دانید موارد آن فرق دارد بعضی از عید دیدنی‎ها در حد عصر است، یک ربع، 20 دقیقه می‎نشینند چایی می‎خورند وضع هوا را بررسی می‎کنند و خداحافظی می‎کنند معمولاً روی آن مفسده‎ای مترتّب نیست. امّا گاهی نه بعضی رسم دارند که در این دید و بازدیدها یک شام و نهاری هم باشد، نگاه کنید اگر موردی است که حرامی در آن اتّفاق نمی‎افتد شما هم شرکت کنید، در آن مجلسی هم که شرکت می‎کنید سعی کنید حضور گرم و شادابی داشته باشید، «عَبُوساً قَمْطَريراً»[5] نباید باشید.

گشاده‎رویی بهترین تبلیغ و جذب

همین که محبّت کنیم مدام هم اصرار نداشته باشیم باز آن روز حاج آقا صدیقی اشاره کردند:

«شَيئان عَجيبان هُمَا أَبرَدُ مَن يَخ             شيخ يَتصَبّى وَ صَبيٌّ‏ يَتَشَيَّخ»[6]‏

حالا یک جوانک 17، 18 ساله می‎خواهد بزرگ‎تر خود را نصیحت کند اصلاً سازگاری ندارد، اصلاً همه گارد می‎گیرند می‎گویند شما ادب ندارید، او بزرگ‎تر است، ریش او سفید است. نه همین که شما یک روی گشاده داشته باشید، محبّت کنید، فضا را گرم کنید خود این بهترین تبلیغ و دعوت و جذب است. امّا از آن بالاتر این‎که حواس ما جمع باشد که برای صله‎ی رحم آمدیم که خود بالا برویم. چون روایات را خواندیم کسی که صله‎ی رحم می‎کند خدا به او توجّه می‎کند، خدا به او نظر می‎کند.

تأثیر گذاشتن صله‎ی رحم بر شعاع پیرامونی خود

به تعبیر علّامه‎ی طباطبایی (رحمة الله علیه) که فرمود: (او که می‎رفت مرا هم به دل دریا برد) وقتی شما به قصد عبادت خود به آن‎جا می‎روید، صله‎ی رحم به جا می‎آورید خود به خود در شعاع پیرامونی خود هم تأثیر می‎گذارید. ولی این‎که آدم از اوّل قصد ارشاد و هدایت داشته باشد و این طرف و آن طرف بگوید می‎خواهم آن‎ها را هدایت کنم این ارزشی ندارد و معمولاً هم اثری بر آن مترتّب نیست. موارد خاصّی که در خانواده‎ها و فامیل‎های خود سراغ دارید و با این اطلاقات و عموماتی که عرض شد، فرمول آن به دست نمی‎آید به اساتید و مشاور محترم مدرسه خود و کسانی که ارتباط نزدیکی دارید مراجعه کنید و بگویید یک چنین مسئله‎ی خاصّی ما داریم به آن‎ها مراجعه کنید و حکم آن را بپرسید.

جلوه کردن امدادهای الهی در دفاع مقدّس

این برنامه‎ای که امروز برگزار می‎شود اوّلاً همه توجّه کنیم دفاع مقدّس یک ظرفی بود که بسیاری از امدادهای الهی در این ظرف به طور خاص جلوه کرد. آیه‎ی شریفه‎ی «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ»[7] در دفاع مقدّس خیلی برجسته جلوه کرد. همه دیدند که اگر خدا را یاری کنید و لو این‎که تخصّص نداشته باشید، ولو این‎که امکانات نداشته باشید «يَنْصُرْكُمْ» او شما را کمک می‎کند. نکته‎ی دیگری که باز خیلی خوب دیده شد شما این چهره‎های نورانی را نگاه کنید آن‎ها عالم نبودند، آن‎ها فقیه نبودند، آن‎ها همه مصادیق «مَنْ‏ عَمِلَ‏ بِمَا عَلِمَ‏»[8] بودند، آنچه را که می‎دانستند به همان عمل کردند و خدا آن فتوحات معنوی را برای آن‎ها به بار آورد که بعضی از آن‎ها در دوره‎ی حیات خود اهل کرامات بودند و بعضی از آن‎ها بعد از شهادت کراماتی از آن‎ها دیده شده است. در واقع بحث دفاع مقدّس، یادواره‎ی شهدا و بزرگداشت آن‎ها برای خود ما خوب است.


 

[1]– موسوعة الفقه الإسلامي طبقا لمذهب أهل البيت، ج ‌9، ص 438.

[2]– وسائل الشيعة، ج ‏21، ص 539.

[3]– همان.

[4]– موسوعة الفقه الإسلامي طبقا لمذهب أهل البيت، ج ‌9، ص 439.

 [5]– سوره‎ی انسان، آیه 10.

[6]– معاني الأخبار، ج ‏2، ص 428.

[7]– سوره‎ی محمّد، آیه 7.

[8]– التوحيد (للصدوق)، ص 416.