آداب طلبگی – 3

حجت الاسلام رنجبریان؛

«أَعُوذُ بِاللَّهِ‏ مِنَ‏ الشَّيْطَانِ‏ الرَّجِيمِ»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی مُحمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ».

مسئله‎ی صله‎ی رحم در ارتباط با شئونات طلبگی

بعد از بحث احترام و احسان و تکریم والدین بحث دیگری که در ارتباط با شئون طلبگی و رفتارهای عمومی طلبگی مطرح کردیم، مسئله‎ی صله‎ی ارحام است که جلسه‎ی گذشته یک مقدّمه‎ای گفتیم و حالا هم ادامه‎ی آن را می‎گوییم. عرض شد در قرآن مجید آیات فراوانی در این ارتباط داریم بعضی با همان تعبیر ارحام و بسیاری با تعبیر ذوی القربی مطرح کردند.

دو باب در ارتباط با صله‎ی رحم در کافی شریف

روایات هم عرض که باز هم در این باب در کافی شریف فراوان است گفتیم دو باب ما در این ارتباط داریم یک باب در ارتباط با صله‎ی رحم که 33 روایت داشت و چند مورد را جلسه‎ی گذشته خواندیم. یک باب هم در باب آثار قطع رحم بود که این هم جداگانه آمده است و هشت روایت هم در این باب است.

تفاسیر متعدّد درباره‎ی عطف به الله بودن ارحام

خود این‎که دو باب، از دو حیث به این موضوع هم پرداخته است، خود این هم باز کاشف از اهمّیّت آن است. یک آیه را هم جلسه‎ی گذشته گفتیم که دوستان از لحاظ ادبی هم یک توجّهی داشته باشند خوب است آیه‎ 1 سوره‎ی نساء بود که می‎فرماید: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ» ارحام منصوب آمده است، گفتیم اگر فرصت شد دوستان یک نگاهی داشته باشند که تحلیل ادبی آن چیست.

–‎ بحث عطف شدن این‎که به الله است یا به ضمیر «بِهِّ» است نکته‎ی اوّل این است اسم ظاهر به ضمیر هیچ وقت عطف نمی‎شود و بعد خود منصوب است و آن ضمیر، ضمیر مجروری «الْأَرْحامَ» آمده است. در تفسیر فخر رازی ما نگاه کردیم از این جهت است.

– حالا کسانی که به ضمیر می‎گویند در واقع به محل آن می‎گویند. به المیزان مرحوم علّامه‎ی طباطبایی نگاه کردید؟

– بله. آقای بهره‌مندی بفرمایید.

– ایشان کامل‎تر است ولی اعراب قرآن 03:14؟..؟ بیان کرده بودند.

– احسنتم. آقای شهشهانی. آقای جلالی.

– من تفسیر نسیم حیات ابوالفضل بهرام‎پور را نگاه کردم عطف را به الله گرفته بودند نه عطف به «بِهِ»؛ گفته بودند منصوب به الله است.

– تفاسیر را که ملاحظه کردید اولویّت‎بندی هم کنید مثلاً المیزان و مجمع در اولویّت قرار دهید همین‎طور تفسیر تسنیم آقای جوادی آملی (حفظه الله) نمونه است و همین‎طور به ترتیب سراغ تفاسیر دیگر بروید. حالا بحث‎های ادبی مثلاً مجمع البیان قوی بحث کرده است، تبیان هم همین‎طور. حالا این‎که می‎فرماید: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ» یک اجماعی شد که مرحوم علّامه هم در نهایت همین را تأیید می‎کنند که ارحام عطف به همان الله است. یعنی «اتَّقُوا» هم برای الله آمده است و هم برای ارحام آمده است. تقریباً همین است.

سفارش به نگه داشتن حریم ارحام

مرحوم علّامه می‎گوید تصوّر نشود که «اتَّقُوا» همیشه برای خدا می‎آید. «وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتي»[1]‏ هم ما در قرآن داریم، موارد زیادی است که الآن به یاد ندارم. می‎گوید: همان‎طور که حریم خدا را نگاه می‎دارید، حریم ارحام خود را هم نگه دارید، مراقب باشید آداب و دستورات و وظایفی که نسبت به ارحام دارید آن‎ها را پیاده کنید. خود این‎ها کاشف از اهمّیّت بحث ارحام است که عطف به همان الله شده است.

در باب روایات هم عرض شد الحمدلله گفتیم در کافی است، من الآن رفتم کافی را نگاه کنم دیدم نیست احتمالاً علامت این است که دوستان برداشتند و من مجبور شدم از روی مرآة العقول که جلسه‎ی گذشته هم ذکر خیری از آن شد که گفتیم یکی از شروح معتبر کافی همین مرآة العقول مرحوم مجلسی است که بیش از 20 جلد است. ما الحمدلله دو دوره را در کتابخانه داریم، هر دو هم چاپ آخوندی است، چاپ نسبتاً بدی نیست. حالا إن‎شاء‎الله چاپ‎ جدید شود و زیبا باشد.

روایاتی در باب قطعیة الرّحم

این باب قطیعة الرّحم هشت روایت دارد. روایت اوّل می‎فرماید: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّی الله علیه و آله و سلّم)‏ فِي حَدِيثٍ أَلَا إِنَّ فِي التَّبَاغُضِ الْحَالِقَةَ لَا أَعْنِي حَالِقَةَ الشَّعْرِ وَ لَكِنْ حَالِقَةَ الدِّينِ»[2] حالقه یعنی بنیان‎کن، از ریشه می‎کَند. حالا این روایت که الآن خواندیم مطلق است، می‎گوید: «فِي التَّبَاغُضِ» این‎که دو نفر نسبت به هم دیگر بغض پیدا می‎کنند حالقه وجود دارد. می‎فرماید: حالقه یعنی اصلاً دین را از بین می‎برد.

روایت دوم «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام)‏ اتَّقُوا الْحَالِقَةَ فَإِنَّهَا تُمِيتُ الرِّجَالَ قُلْتُ وَ مَا الْحَالِقَةُ قَالَ قَطِيعَةُ الرَّحِمِ»[3] این هم از روایت دوم.

مقیّد بودن صله‎ی رحم به تقوا در عالم

روایت هفتم: «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السّلام) فِي خُطْبَتِهِ‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِي تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ فَقَامَ إِلَيْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْكَوَّاءِ الْيَشْكُرِيُ‏ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَوَ تَكُونُ ذُنُوبٌ‏ تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ فَقَالَ نَعَمْ وَيْلَكَ قَطِيعَةُ الرَّحِمِ إِنَّ أَهْلَ الْبَيْتِ»[4] اهل یک خانه‎ای «لَيَجْتَمِعُونَ وَ يَتَوَاسَوْنَ وَ هُمْ فَجَرَةٌ» اهل یک خانواده‎ای، یک فامیلی با هم متحّد هستند، با هم ارتباط دارند، با هم مواسات دارند، چیزی که به دست می‎آورند با همدیگر تقسیم می‎کنند، تک خوری نمی‎کنند «وَ هُمْ فَجَرَةٌ» در حالی که آن‎ها آدم‎های متدیّنی نیستند، فاجر هستند «فَيَرْزُقُهُمُ اللَّهُ» خدا روزی آن‎ها را می‎دهد «وَ إِنَّ أَهْلَ الْبَيْتِ لَيَتَفَرَّقُونَ وَ يَقْطَعُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً» اهل خانه‎ای را می‎بینید که با هم قطع رابطه کردند، واجبات دینی خود را در این ارتباط به جا نمی‎آورند «فَيَحْرِمُهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ أَتْقِيَاءُ» پس صله‎ی رحم از قواعدی در عالم است که مقیّد به تقوا نیست، خیلی از موارد را ما داریم که می‎گوییم اگر می‎خواهید اثر کند باید تقوا داشته باشید چون «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ».[5]

باز شدن در روزی با صله‎‎ی رحم

امّا این از قواعد جاذبه‎ی زمین است مثل این‎که با سر به دیوار بروید سر می‎شکند و خیلی طبیعی است و این ربطی به تقوا ندارد، این قاعده‎ی عالم است که اگر جمعی با همدیگر ارتباط این‎چنینی صله‎ی ارحام را داشته باشند خدا در روزی را باز می‎کند و در مقابل اگر قطع رابطه داشته باشند ولو این‎که اهل نسک و سجاده و عبادت و این‎ها هم باشند امّا خدا آن‎ها را محروم می‎کند.

نکاتی در باب صله‎ی رحم از دید اهل بیت (علیهم السّلام)

روایت دیگر «جَاءَ رَجُلٌ فَشَكَا إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) أَقَارِبَهُ»[6] الآن نوروز نزدیک است، فصل ارتباطات است، این‎ها را در ارتباطات خود مدنظر قرار بدهید «جَاءَ رَجُلٌ فَشَكَا إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) أَقَارِبَهُ» شخصی نزد حضرت شکایت کرد که فامیل و خویشاوندان ما چنین هستند «فَقَالَ لَهُ اكْظِمْ غَيْظَكَ وَ افْعَلْ» اوّل کاظمین الغیظ باشد، خشم خود را فرو بخور بعد با آن‎ها رفت و آمد کن. «فَقَالَ إِنَّهُمْ يَفْعَلُونَ وَ يَفْعَلُونَ» گفت آقا فلان می‎کنند، چنین می‎کنند. حضرت جواب داد: «فَقَالَ أَ تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُمْ فَلَا يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ» تو هم می‎خواهی مثل آن‎ها باشی، می‎خواهی خدا تو را نگاه نکند؟! حالا این دو مأخذی که عرض کردیم آن باب صله‎ی رحم، این باب قطع رحم این‎ها را ملاحظه کنید چند نکته‎ای که عرض می‎کنم به وفور در آن‎ها موجود است.

راه‎های رسیدن به خدا

یکی «يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ» اگر کسی می‎خواهد با خدا سر و سرّی داشته باشد یکی از راه‎ها صله‎ی رحم است. یکی خیر و برکت است، نمو اعمال است. در روایتی هم که در جلسه‎ی گذشته خواندیم این هم آمده بود. پس اگر در مسیر طلبگی خود، در مسیر بندگی خود، در مسیر ارتباط با خدا می‎خواهیم یک راهکارهایی پیدا کنیم، گاهی نگاه کنیم فقط در مفاتیح نگردیم، امّا فقط آن نباشد.

غفلت نکردن از منابع فیض الهی پیرامون خود

گاهی یک نگاهی به اطراف خود داشته باشید مثلاً می‎بینید خاله‎ی پیر تنهایی دارید نذر کن خدایا اگر من توفیق نماز شب پیدا کنم مثلاً سه روز برای خاله‎ی خود نان تازه می‎گیرم برای صبحانه‎ی او می‎رسانم. می‎شود چنین نذرهایی را هم کرد یا مثلاً سه شب جمعه به خانه‎ی او می‎روم و برای او غذا درست می‎کنم. این‎ها در واقع فرصت‎هایی هستند که گاهی پیرامون ما هستند و ذخایری هستند مثل منابع فیضی که گاهی ما از آن‎ها غفلت می‎کنیم و سراغ جاهایی برای رزق و رزوی معنوی می‎رویم که آن‎جا برای ما چیزی نیست. امّا این‎جا پر است. إن‎شاء‎الله خدا به این معنا هم به ما بصیرت بدهد و ما را متوجّه اطراف خود بکند که چه نعمت‎ها و چه فرصت‎هایی در اختیارمان است و إن‎شاء‎الله از همه بهره ببریم. حالا حدود و ثغور ارحام کمی بحث دارد که اگر توفیق بود جلسه‎ی آینده بحث می‎کنیم و نحوه‎ی صله‎ی با این ارحام را باز شاید دو جلسه، سه جلسه دیگر کار داشته باشیم.


 

[1]– سوره‎ی آل عمران، آیه 131.

[2]– الكافي، ج ‏2، ص 346.

[3]– همان.

[4]– همان، ص 348.

[5]– سوره‎ی مائده، آیه‎ 27.

[6]– الكافي، ج ‏2، ص 347.