مشعل فروزان

امام رضا علیه السلام به روایت علمای اهل سنت در قرن چهاردهم

شیخ یاسین بن ابراهیم سَنُهوتی شافعی (حدوداً 1344 هـ. ق)

الإمام علي الرضا (ع) عَقْدٌ جَیِّدٌ، جلالةٌ الرسالة و وَشاحٌ عطف سلالة الشَرَف و شرف السلالة، جعل الله تعالی وجوده العزیز علی قدرته أعْظم دلالة، فلا یُسْمَع ساعیاً في إطْرائه براعة عبارة و لا یُدْرِکه عرفانه إلّا بلسانِ الإشارة، و کان عظیم الشأن و القدر، مشهورُ الفَضْل، حَمیدُ الذِکْر، أحَلَّه المأمون محلَّ مَهْجته و أشْرکه في مَمْلَکته و عَقَد له علی ابنته و عَهَد إلیه بالخلافة مِنْ بعده بعد ما أراد أن یَخْلَع نفسه و یُفَوِّضها في حیاته إلیه فمنعه بنو العباس فمات قبله، فأسف کلّ الأسف و له کرامات کثیرة[1]؛

امام رصا (ع) گوهر گران‌بهایی از سلاله‌ی با جلالت نبوّت است، وجودش را شرافت نبوی فرا گرفته است. خدای، عزّ و جلّ، وجود کم نظیر وی را از بالاترین و روشن‌ترین ادله بر توانایی و قدرت خود قرار داده است (آفرینش شخصیتی چون علی بن موسی الرضا، مظهر توانایی و قدرت خداوند است). وصف آن حضرت در قالب عبارات و الفاظ نمی‌گنجد و زبان عاجز از آن است. وی شخصیتی عظیم الشأن و جلیل القدر و فضایل او مشهور است و به نیکی از وی یاد می‌شود. مأمون، او را در جایگاه والایی قرار داد و در ملک و مملکت خویش شریک گرداند و تصمیم داشت خلافت را به امام واگذارد و خود از قدرت، کناره‌گیری کند، ولی بنی عبّاس او را از این کار باز داشتند [و با دسیسه] و قبل از واگذاری خلافت به وی، رحلت کرد و مأمون بر این ضایعه [به ظاهر] ابراز تأسف می‌کرد [البته این ترفند سیاسی مأمون بوده در صورتی که خود، قاتل امام بود]. آن حضرت صاحب کرامات بسیاری هستند…

یوسف بن اسماعیل نَبْهانی شافعی (1350 هـ. ق)

عليّ الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق أحد أکابر الأئمّة و مصابیح الأمّة مِنْ أهل بیت النبوّة و معادن العِلْم و العرفان و الکرم و الفتوّة، کان عظیم القدر، مشهور الذِکْر و له کرامات کثیرة…[2]؛

علی بن موسی از امامان بزرگ و مشعل‌های فروزان امّت، از اهل بیت نبوّت و معدن علم و عرفان و بخشش و جوانمردی است. وی بلند جایگاه و نامش شهره است و کرامات بسیاری دارد.

قاضی بهجت اَفندی شافعی (1350 هـ. ق)

پس از امام موسی کاظم فرزند ارشد آن حضرت امام رضا (ع) بنا به وصیت وی، امام بوده است. مقام و منزلت این امام هُمام به اندازه‌ای است که تفصیل آن در این کتاب نمی‌گنجد. امام رضا (ع) وارث علوم نبوت و امامت بود، به همین ترتیب امواج اندوه و بلا نیز بر آن حضرت بسیار وارد شد.

وی در ادامه، امام رضا (ع) را دارای علم غیب می‌داند و می‌گوید:

آن حضرت، عالم به اسرار مکنونات و عواقب امور است و در نهایت، از ظلم و اذیّت و آزار و عوام فریبی مأمون به آن بزرگوار پرده برمی‌دارد[3].

آن‌گاه به نقل جریان ورود امام رضا (ع) به نیشابور و حدیث سلسلة الذهب می‌پردازد.

علی بن محمّد عبدالله فکری حسینی قاهری شافعی (1372 هـ. ق)

وی شخصیت امام (ع) را از نظر علمی و اجتماعی و عبادی بررسی می‌کند و چنین می‌گوید:

عِلْمُه و فَضْلُه: قال إبراهيم بن العباس: ما رأيت‏ُ الرضا سُئِل‏ عن‏ شي‏ء إلّا عَلِمَه و لا رَأيْتُ أعْلَمُ منه بما كان في الزمان إلى وقت عصره، و كان المأمون يَمْتَحِنه بالسؤال عن كل شي‏ء فَيُجيبُه الجواب الشافي الكافي.

تعبدُه: و كان قليل النوم، كثير الصوم، لا يفوته صوم ثلاثة أيام من كل شهر و يقول: ذلك صيام الدهر.

معروفه و تَصدُّقه: و كان كثير المعروف و الصدقة و أكثر ما يكون ذلك منه في الليالي المُظْلِمة.

كَرَمُه وجودُه: مِنْ كَرَمه أنّ أبا نواس مَدَحه بأبيات فأمر غلامه بأنْ يُعْطِيه ثلاثمائة دينار كانت معه، و مدحه دِعْبل الخُزاعي بقصيدة طويلة فأنْفَذَ إليه صُرّة فيها مائة دينار و اعتذر إليه.

زُهْدُه و وَرَعُه: كان زاهداً ورعاً و كان جلوسه في الصيف على حصير و في الشتاء على مسح[4]؛

ابراهیم بن عباس درباره‌ی علم و فضل آن حضرت می‌گوید: هر پرسشی از امام رضا (ع) شد، حضرت پاسخ آن را می‌دانست و آگاه‌تر از آن حضرت کسی را ندیدم، مأمون وی را با پرسش‌های خویش می‌آزمود و آن حضرت نیز با پاسخ کافی و وافی مأمون را مجاب می‌ساخت.

عبادت آن حضرت: آن حضرت کم می‌خوابید و بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز از هر ماه را انجام می‌داد و می‌فرمود: معادل روزه‌ی یک سال است.

کارهای نیک آن حضرت: بسیار نیکی می‌کرد و بسیار صدقه می‌داد و بیشتر این کارها را در شب‌های تاریک انجام می‌داد [تا شناخته نشود].

کرم و بخشش ایشان: از جمله بخشش‌های وی این بود که روزی ابو نُواس قصیده‌ای در مدح اهل بیت سرود و امام نیز دستور داد سیصد دینار به وی پاداش دهند.

هم‌چنین دِعبل خُزاعی نیز قصیده‌ی طولانی در مدح امام رضا (ع) سرود که امام نیز صد دینار به وی هدیه داد و از وی به علّت کم بودن آن پوزش طلبید.

زهد و پرهیزکاری امام: آن حضرت بسیار زاهد و پرهیزکار بود به گونه‌ای که در تابستان روی حصیر و در زمستان روی پوستینی می‌نشست.

محمّد فرید وجدی (1373 هـ. ق)

الرضا هو أبو الحسن عليّ الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن علي زین العابدین، هو في اعتقاد الشیعة أحد الأئمّة الاثنا عشر، زَوَّجه المأمون ابْنته و جَعَله وليّ عَهْده و ضَرَب إسمه علی الدینار و الدرهم…[5]؛

… به اعتقاد شیعه، او یکی از پیشوایان دوازده‌گانه‌ی آنان می‌باشد که مأمون دخترش را به عقد وی در آورد و او را ولی‌عهد خویش قرار داد و نام آن حضرت را بر درهم و دینار ضرب کرد.

و در پایان شعر ابونراس در مدح امام رضا (ع) را نقل می‌کند.

عبد المتعال صعیدی مصری شافعی (1377 هـ. ق) استاد زبان عربی دانشگاه الازهر

وقد وُلِدَ عليّ الرضا سنة 150 هجری / 767 میلادي و کان علی جانب عظیمٍ من العِلْم و الوَرَع[6]؛

علی بن موسی در سال 150 هجری مصادف با 767 میلادی به دنیا آمد و در دانش و تقوا، جایگاه والایی داشته است.

جای دیگر می‌گوید:

و کان إماماً في الزهد[7]؛

در پارسایی، پیشوای همگان بود.

خیر الدین زرکلی دمشقی (1396 هـ. ق)

أبو الحسن الملقّب بالرضا ثامن الأئمّة الاثنا عشر عند الإمامیّة و هو من أجلّاء السادة أهل البیت و فُضَلائهم…[8]؛

علی بن موسی (ع) ملقب به رضا و بنا به اعتقاد شیعه هشتمین امام از پیشوایان دوازده‌گانه‌ی آنان و از بزرگواران و دانشوران اهل بیت شمرده می‌شود.

منبع: کتاب امام رضا علیه السلام به روایت اهل سنت – محمدمحسن طبسی


[1]– الأنوار القدسیة، ص 29.

[2]– جامع کرامات الأولیاء، ج 2، ص 311.

[3]– تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمّد، ص 157 159.

[4]– أحسن القصص، ج 4، ص 289 290.

[5]– دائرة المعارف القرن العشرین، ج 4، ص 251.

[6]– المُجَدَّ دون فی الاسلام، ص 69.

[7]– همان،‌ ص 77.

[8]– الأعلام، ج 5، ص 26.