این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که شیعه از فرهنگ ادعیه و زیارات بسیار غنی برخوردار است، به طوری که هیچ یک از فرق اسلامی از این مقدار ادعیه و زیارات، بهرهمند نیستند. این نشان از چهره معنوی تشیع و عرفان شیعی است که خلوص دینی و تزکیه نفس را در جامعه تشیع قوّت میبخشد.
دعا جایگاه والایی در میان امامان علیهم السّلام داشته و از برخی از آنان ادعیه فراوانی نقل شده است.[1]. اینک به چند نمونه از مسائل مطروحه در این دعاها اشاره میکنم:
1- ایجاد پیوند میان مردم و اهل بیت علیهم السّلام
افزون بر صلواتهای مکرر بر محمد آل محمد علیهم السّلام- که در این دعاها و تقریبا تمامی ادعیه ائمه اهل بیت علیهم السّلام وجود دارد- نسبت به ارتباط محکم و ناگسستنی میان امّت و آل محمد علیهم السّلام تأکید خاصّی شده است. به عنوان نمونه، قطعهای از یک دعا را ملاحظه فرمایید:
اللّهمّ فصلّ علی محمّد و آله و لا تقطع بینی و بینهم فی الدّنیا و الآخرة و اجعل عملی بهم متقبّلا.[2]
پروردگارا! درود فرست بر محمد و آل محمّد علیهم السّلام و ارتباط میان من و ایشان را در دنیا و آخرت قطع مفرما و اعمال مرا به خاطر ایشان قبول فرما.
2- تأکید بر مقام والا و رهبری اهل بیت علیهم السّلام
در زیاراتی که از امام هادی علیه السّلام روایت شده، به طور مکرر بر این معنا تأکید شده و اهل بیت رسول خدا علیهم السّلام به معنای خاص آن، با تعبیرهایی همچون: «معدن الرّحمة، خزّان العلم، قادة الامم، ساسة العباد، امناء الرحمن، ائمة الهدی، ورثة الانبیاء، و حجج اللّه علی أهل الدنیا و الآخرة و الاولی» وصف شدهاند،[3] همچنین در همین زیارت، خطاب به ائمه هدی علیهم السّلام آمده:
أشهد أنّکم الائمّة الرّاشدون، المهدیّون المعصومون، المکرّمون، المقرّبون، المتّقون، الصّادقون، المصطفون، المطیعون للّه …
گواهی میدهم که شما امامان مرشد، هادی، معصوم، بزرگوار، مقرب نزد خدا، پرهیزگار، راستگو، برگزیده و مطیع خداوند هستید.
ادامه این فقرات، علاوه بر آن که خصایص ائمه طاهرین علیهم السّلام را بیان کرده، شیعیان را با تعریف دقیق امام و خصوصیاتی که باید دارا باشد آشنا میسازد.
3- تأکید بر مکتب اهل بیت علیهم السّلام
در بخشی دیگر به شیعیان میآموزد که امامان خود را در جایگاهی بدانند. در شهادت نسبت به آنها، میگوید:
و جاهدتم فی اللّه حقّ جهاده حتّی أعلنتم دعوته و بیّنتم فرائضه و أقمتم حدوده و نشرتم شرائع أحکامه و سننتم سنّته … و فصل الخطاب عندکم و آیات اللّه لدیکم و عزائمه فیکم و نوره و برهانه عندکم و أمره إلیکم. (شهادت میدهم) که شما آنگونه که سزاوار بود جهاد کردید، تا آنجا که دعوت خداوند را آشکار نمودید، احکام الهی را روشن ساخته، حدود الهی را اقامه کردید، شریعت الهی را نشر دادید و سنتهای خداوندی را استوار نمودید … فصل الخطاب و آیات الهی نزد شماست، استوانههای خداوند در میان شماست، چنان که نور و برهان خداوند هم نزد شماست و امر خداوند به شما واگذار شده. بدین ترتیب از دید امام، معارف حقه الهی را تنها در مکتب اهل بیت پیامبر علیهم السّلام میتوان یاد گرفت. در این صورت تنها کسانی بر حقّند که پیروی از مکتب و تعلیمات این خاندان پاک کرده باشند وگرنه مارق و از جادّه حق کنار افتادهاند؛ فالرّاغب عنکم مارق و اللّازم لکم لاحق.[4]
4- مبارزه با ظلم و ستم
از آشکارترین مفاهیم مقبول شیعه، مبارزه با ستم است. این مطلب به روشنی در دعاهای رسیده از امام هادی علیه السّلام به چشم میخورد. دعایی مانند «دعاء المظلوم علی الظالم» به طور مستقل، دعایی است که از خداوند بر ضد ستم ستمکاران و جباران استمداد شده است. این درست است که در دعای مذکور، از میان بردن ستم به خدا واگذار شده، ولی در واقع، میتواند هدف از آن، آگاه کردن مردم از وجود ستم و وجوه مختلف آن در جامعه باشد که این خود قدم اساسی برای از میان بردن آن است. این دعا به دنبال ستم و اهانتی که از طرف متوکل نسبت به امام علیه السّلام روا داشته شد، از سوی آن حضرت انشا شد که آشکارا جنبه سیاسی دارد. متن دعا ذیلا از نظر خواننده محترم میگذرد.
فها أنا ذا یا سیّدی مستضعف فی یدیه مستضام تحت سلطانه مستذلّ بعنائه مغلوب مبغیّ علیّ مغضوب و جل خائف مروّع مقهور … فأسئلک یا ناصر المظلوم المبغیّ علیه إجابة دعوتی، فصلّ علی محمّد و آل محمّد و خذه من مأمنه أخذ عزیز مقتدر و افجأه فی غفلته مفاجئة ملیک منتصر و اسلبه نعمته و سلطانه و افضض عنه جموعه و أعوانه و مزّق ملکه کلّ ممزّق …
و اقصمه یا قاصم الجبابرة و اهلکه یا مهلک القرون و ابره یا مبیر الأمم الظّالمة و اخذله یا خاذل الفئات الباغیة …[5]
منبع: کتاب حیات فکری و سیاسی ائمه از صفحه521تا 524/رسول جعفریان
[1] فهرستی از آثار دعایی شیعه را در مقدمه کتاب نزهة الزاهد و نزهة العابد (تهران، نشر اهل قلم، 1376) آوردهایم.
[2] مصباح المتهجّد، ص 239؛ مسند الامام الهادی علیه السّلام، ص 187
[3] کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 60؛ عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج 2، ص 272؛ تهذیب، ج 6، ص 95؛ مسند الامام الهادی علیه السّلام، ص 247
[4] مسند الامام الهادی علیه السّلام، ص 249
[5] مسند الامام الهادی علیه السّلام، صص 190- 189





