«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ * رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری * وَ یَسِّرْ لی‏ أَمْریَ * وَ احْللْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی‏ * یَفْقَهُوا قَوْلی‏»[۱].

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمینَ وَ الصّلَاهُ عَلَی خَاتَمِ الْمُرْسَلِینَ طَبِیبِنا حَبیِبنَا شَفِیعِ ذُنوبِنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْمَعْصُومِینَ سِیَّمَا الْحُجَّهُ بَقِیَّهِ اللهِ فِی الْعَالَمِینَ عَجَّلَ اللهُ فَرَجَهُ وَ رَزَقَنَا اللهُ صُحبَتَهُ وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ‏».

مقدّمه

«وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ»،[۲] «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ».[۳]

تسلیت عرض می‌کنم به وجود مبارک مبارک صاحب این کشور، ولی نعمتمان، آقا علی بن موسی الرضا علیه آلاف التّحیّه و الثّناء.

حضرت رضا صلوات الله علیه به «ریّان بن شبیب» فرمودند پدرم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام وقتی هلال محرّم وارد می‌شد، هم دیده نمی‌شد که خودشان بخندند، و هم شیعیان را به عزادار بودن تشویق می‌نمودند.

ماه ماهِ ماتم است، ماهِ حزنِ آل رسول است، لذا این ایام حزن و اندوه را در قدم اول به امام زمان ارواحنا فداه و در قدم دوم به همه‌ی موالیان و دلدادگان که خودشان را عزادار می‌بینند، و جمع نورانی حاضر در این مسجد تسلیت عرض می‌کنیم.

Sadighi-14000518-Shabe 01 Moharram-Masjede Emam Khomeini Mahalati-Thaqalain_IR (1)

نصرت از آنِ خدای متعال است

ما در قرآن کریم کلماتی داریم که این کلمات در تربیت و تنبّه و هدایت ما رسالتی دارد، یکی از آن کلمات «نصرت» است، نصرت از آنِ خدای متعال است، «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»،[۴] کمک فقط از ناحیه‌ی خدای متعال است، اگر کسی خیال کند کسی را غیر از خدای متعال دارد اشتباه می‌کند، همه‌ی ما بی‌کس هستیم، نه اینکه در قبر بی‌کس باشیم که فرزندانمان ما را به آنجا می‌برند و می‌گذارند و برمی‌گردند، همه‌ی دوستان و عزیزانمان که ما فکر می‌کردیم این‌ها می‌توانند کاری برای ما کنند، وقتی به آنجا می‌رسد هیچ کاری از هیچ کسی ساخته نیست، آنجا ما بر خدای متعال وارد می‌شویم. در این نماز میّت به خدای متعال عرضه می‌داریم که خدایا! این بنده‌ی توست که «انَّکَ قَبَضتَ رُوحَهُ الَیکَ وَقَد ‏ ‏احْتاجَ الی رَحْمَتِکَ واَنتَ غَنِیٌّ عَنْ عَذابِهِ»، ما به رحمت خدا محتاج هستیم، خدایا! این بنده‌ی توست، روح او را گرفتی، تو از عذاب او بی‌نیاز هستی ولی او به رحمت تو سخت محتاج است، غیر از تو دیگر کسی را ندارد، «نَزَلَ بِکَ وَاَنْتَ خَیْرُ مَنْزُولٍ بِهِ»، این بنده‌ی تو بر تو وارد شد، تو هم بهترین کسی هستی که کسی به تو وارد بشود.

Sadighi-14000518-Shabe 01 Moharram-Masjede Emam Khomeini Mahalati-Thaqalain_IR (7)

لذا نصرت و یاوری و کمک و دست‌گیری و گره‌گشایی، فقط و فقط برای خداست، اگر بنده‌ای هم کمکی می‌کند و گره‌ای باز می‌کند خدا وسیله قرار می‌دهد، خدا بدونِ او هم می‌تواند گره‌ی بنده را باز کند، ولی این لطفی است که بندگان خدا مظهریتی برای صفات الهی پیدا کنند، خدا واسطه قرار می‌دهد تا این‌هایی که به یکدیگر کمک می‌کنند، این‌ها را مورد لطف خود قرار بدهد، وگرنه خدا در روزی دادن و شفاء دادن و کمک کردنِ در برابرِ دشمن احتیاجی به بندگان خود ندارد. خدای متعال در جنگ با دشمنان احتیاجی به سلاح و قشون ما ندارد، خدای متعال ابرهه را با گنجشک‌های کوچک و قشون خود نابود کرد، یک تیری از دست یک بشری به سوی آن لشگرِ جرارِ جسوری که قصد تخریب کعبه را داشتند، حتّی یک موحد هم مقابله نکرد، پیشاپیش حضرت عبدالمطلب هم اعلان کرد که من جنگی با تو ندارم و من اصلاً از خانه‌ی خدا دفاع نمی‌کنم، من از مالِ خدا دفاع می‌کنم، این خانه‌ی خدا هم برای کس دیگری است، صاحبخانه از خانه‌ی خودش دفاع خواهد کرد، «أَنَا رَبُّ اَلْإِبِلِ وَ إِنَّ لِلْبَیْتِ رَبّاً سَیَمْنَعُهُ».[۵]

Sadighi-14000518-Shabe 01 Moharram-Masjede Emam Khomeini Mahalati-Thaqalain_IR (6)

خدای متعال در طول تاریخ فراوان از این کارها کرده است، که اگر زمانی کسی رزمنده است گمان نکند که اگر او به جبهه نرفته بود امروز مملکت نابود بود، نه، خدای متعال کارِ خود را بلد است، اما این عزّتی بود که به رزمنده داده است، این درجه‌ای بود که به شهید داده است، خواسته است عدّه‌ای که دلِ پاک و نفس زکیّه دارند، این‌ها را به ملأ اعلی ببرد و در اعلی علییّن مقام «عندیّت» بدهد و خودِ خدای متعال از این‌ها پذیرایی کند، خدای متعال این‌ها را دوست دارد، خدای متعال کسی را که دوست دارد، این‌ها را جبهه‌ای می‌کند، «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ»،[۶] چون رزمنده محبوب خدای متعال است، لشگری که از دین دفاع می‌کند، از ولایت دفاع می‌کند، از کشور اسلامی دفاع می‌کند، از نظام اسلامی دفاع می‌کند، این کسب محبوبیت در محضر خدای متعال است، این لطفی است که خدای متعال به رزمنده کرده است، نه اینکه رزمنده لطفی به خدای متعال کرده باشد و منّتی بر خدا داشته باشد، نه! خدای متعال احتیاج ندارد، دینِ خدا هم احتیاجی ندارد، قرآنِ خدا هم احتیاجی ندارد.

Sadighi-14000518-Shabe 01 Moharram-Masjede Emam Khomeini Mahalati-Thaqalain_IR (5)

به یاد داشته باشیم که قرآن کلام خداست

خدای متعال پیشاپیش هم با قاطعیت اعلان فرموده است که «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»،[۷] ما خودمان این ذکر را… این تعبیر خیلی عجیبی است، قرآن کریم اسامی مختلفی در خودِ قرآن دارد، یکی از آن‌ها «قرآن» است، ما توجه نداریم که قرآن است، اگر توجه داشتیم قرآن خواندنِ ما، یا حمد و سوره‌ای که در نماز می‌خوانیم حالِ دیگری پیدا می‌کرد، قرآن قرائت خداست، خدای متعال هیچ کتابی از کتب آسمانی را قرائت نکرده است، کتاب بوده است، نوشته بوده است، لوح بوده است، ولی خودِ خدای متعال این آخرین کتاب را برای پیغمبر خود قرائت کرده است، و خدای متعال این قرائت را دائماً دارد، یکی از صفات الهی «متکلّم» است، این کلام الله است و خدای متعال دائماً کلام خود را می‌گوید، این قرائتِ خدای متعال است، قرآن است یعنی قرائت خداست، لذا هر وقت قرآن می‌خوانید به یاد داشته باشید که کلام کلامِ خدای متعال است و خدای متعال می‌گوید، من بلندگوی خدا هستم و کلام خدا را به زبان می‌آورم، گوینده خودِ خداست، اگر انسان احساس کند که خدای متعال با من حرف می‌زند، ولی مانند بچه‌ای که مادر به او حرف زدن یاد می‌دهد و مدام به دهان او می‌اندازد که فلان کلمه را بگو، درواقع مادر می‌گوید و طفل از مادر تقلید می‌کند و آرام آرام حرف زدن یاد می‌گیرد، خدای متعال قرائت می‌کند، خدای متعال حرف می‌زند و ما کلامِ خدا را از خودِ خدای متعال اخذ می‌کنیم و افتخار داریم که خدا می‌گوید و من هم می‌گویم، این «اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین»[۸] را که من نمی‌گویم، خدای متعال به من می‌گوید که من به تو می‌گویم و تو بگو که «اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین».

اگر انسان این معرفت را داشته باشد چه حالی برای انسان پیش می‌آید؟ وقتی در محضر قرآن کریم می‌نشیند باور داشته باشد که در محضر خدای متعال نشسته است و وقتی می‌خواند باور داشته باشد که خدای متعال می‌خواند، این کلام کلامِ اوست، این قرائت قرائتِ اوست، این افتخار به من داده شده است که در محضر او باش