«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ * رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری * وَ یَسِّرْ لی‏ أَمْریَ * وَ احْللْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی‏ * یَفْقَهُوا قَوْلی‏»[۱].

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمینَ وَ الصّلَاهُ عَلَی خَاتَمِ الْمُرْسَلِینَ طَبِیبِنا حَبیِبنَا شَفِیعِ ذُنوبِنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْمَعْصُومِینَ سِیَّمَا الْحُجَّهُ بَقِیَّهِ اللهِ فِی الْعَالَمِینَ عَجَّلَ اللهُ فَرَجَهُ وَ رَزَقَنَا اللهُ صُحبَتَهُ وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ‏».

«قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَهٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی».[۲]

به عزیزانی که سهمی در برگزاری این وبینار نورانی و ان شاء الله مفید دارند و به همه‌ی عزیزانی که در استماع و دلگرم کردنِ برگزار کنندگان با حضور و ارتباط و تشویق و نقدشان مشارکت دارند تبریک عرض می‌کنم، سراسرِ این ایّام، تجلّیاتِ حق است، جلوات حق، یکی بعد از دیگری، دل‌ها را در این ماه عزیز روشن کرده است و این ایامی هم که توفیق داریم در محضر فرهیختگان و اساتید بزرگوارمان مشرّف هستیم، هم ایام مباهله است، که مهم‌ترین حادثه بعد از غدیر در مسئله‌ی ولایتِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و شایستگی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و هم در معرّفی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و امام حسن مجتبی صلوات الله علیه و حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه است، که این حضرات حجّتِ بالغه هستند و اهلِ مباهله هستند و اهل نفس هستند و اهل سوز هستند و دعای این حضرات مستجاب است، حقِ محض هستند و در مقابلِ باطلِ محض، اهل جبهه هستند و حضور پیدا می‌کنند. نزول آیه‌ی ولایت و مقامِ جمع الجمعیِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، که نماز و زکات را همراه با هم انجام دادند، دو عبادت را ادغام کردند و در حالِ رکوع موجبِ رضای خدا شدند و آیه‌ی ولایت، صریح‌ترین آیه در بابِ ولایت و حاکمیت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم دارد.

همینطور نزولِ آیه‌ی تطهیر، که از غررِ آیات است و مقامی که این آیه برای اهل بیت عصمت و طهارت اثبات می‌کند، مقامی بالاتر از مقام حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت موسی علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام است، هم در آیه‌ی ولایت و هم در آیه‌ی تطهیر، کلمه‌ی «إنَّمَا» نقشِ خودش را دارد.

این مناسبت‌ها و مناسبت‌های دیگر را با همه‌ی وجود به امام زمان ارواحنا فداه و امّت شریف و رهبر عزیز و رئیس جمهور منتخب و شما بزرگواران تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.

آیه‌ای که به محضر شما تلاوت کردم از سوره مبارکه یوسف است، اواخر سوره مبارکه یوسف که وجود نازنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم مخاطب حق قرار گرفته است و مأمور شده است که بگوید «هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَهٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی» مسیرِ من این است، یعنی مسیرِ حکومتِ من، مسیرِ ارتباطات و تعاملات من، مسیرِ سیاسی من، مسیرِ اقتصادیِ من، مسیرِ فرهنگی و اجتماعی من «دعوت به خدای متعال» است، هر آنچه در زندگی هست، همه‌ی این‌ها فلشِ به سوی خدای متعال هستند و من مأمور هستم که این فلش‌ها را جهت‌دار کنم و همه‌ی مردم را به توحید دعوت کنم.

«وَمَنِ اتَّبَعَنِی»، ظاهرِ آیه این است که هر کسی هم که تابعِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، اولی کار و باطن و ظاهرِ کارِ او هم باید دعوت به خدای متعال باشد.

در حکومتِ نبوی، دعوت به شخص، دعوت به گروه، دعوت به نژاد، دعوت به صنف خاص، معنی پیدا نمی‌کند، تکلیف و وظیفه‌ی حکومت هدایتِ جامعه به سوی خدای متعال است.

بر حسب روایت «وَمَنِ اتَّبَعَنِی»… که وقتی از امام جواد علیه السلام سؤال شد که چطور می‌شود که شما با سنِ کم امام باشید و صاحبِ ولایتِ مطلقه‌ی کلّیه‌ی الهیّه باشید؟ ایشان جواب فرمودند که چطور امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در سنِ کودکی بر حسبِ آیه‌ی قرآن این سمت را داشتند و هادی الی الله بودند و حجّت بودند، بعد این آیه را تلاوت کردند که تأویل و مصداقِ بارز «وَمَنِ اتَّبَعَنِی» امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هستند، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در ایمان و صبر و تقوا و عدالت و دانش و ایثار و همه‌ی خوبی‌ها اول هستند.

این «وَمَنِ اتَّبَعَنِی» که مصداقِ بارزِ آن وجود نازنین امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است، سبک حکومتی ایشان در رفتار و گفتار، دعوت به خدای متعال است، مطلقا دعوت به شخص وجود ندارد، «مَا رَأیْتُ شَیْئًا إلاَّ وَ رَأیْتُ اللهَ قَبلَهُ وَ بَعدَهُ وَ مَعَهُ».

در این ارتباط امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمایشاتی دارند که هر حکومتی اگر مسئول است اقتصاد جامعه را در حدّی که همه در رفاه باشند و فقیری در جامعه پیدا نشود… که در حکومتِ فرزندشان امام زمان ارواحنا فداه اینطور خواهد بود… اگر باید مواسات رعایت بشود و اگر باید اخلاق حاکم باشد و اگر باید مهربانی با مردم فضای عمومی را پوشش بدهد، همه‌ی این‌ها برای هدایتِ مردم به سوی خدای متعال است، ما از خدا هستیم و به خدا برمی‌گردیم، تکلیفِ ما در این عالم «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»،[۳] این عبادت، عبودیت، تسلیمِ خدا بودن، با خدا نفس کشیدن، با خدا حرف زدن، با خدا رفت و آمد داشتن، با خدا سیاست و تدبیر را به نفع مردم قرار دادن، همه‌ی این‌ها مقدّمه‌ی این است که انسان خدا را راضی کند و سبقه الله بشود و رنگ خدا بگیرد و آنچه انجام می‌دهد بجز برای خدا نباشد.

این اولین چیزی است که حکومت‌ها باید به تبعِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه حکومتی خدامحور داشته باشند و هدف و مقصد و جهادِ آن‌ها در قدم اول نجاتِ مردم از اسارتِ نفس و در قدم دوم هم نجات مردم از اسارتِ طاغوت‌ها و در قدم سوم هم نجات مردم از اسارتِ جهل و خرافات است. حکومت در همه‌ی این‌ها وظیفه و تکلیف دارد.

لذا در این فرمایشِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اینطور است که فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَهً فِی سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاسَ شَیْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ، وَ لَکِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ، فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَهُ مِنْ حُدُودِکَ».[۴]

باید مسیرِ حکومت این باشد، اولاً باید تابلوهای دین را در مسیرِ حرکتِ جامعه نصب کند تا مردم ورودممنوع‌ها را بشناسند، یک‌طرفه‌ها را بشناسند، به راه انحرافی نروند که به جهنّم برسند، مسیر بهشت را، مسیر رضوان الهی را، مسیر تخلق به اخلاق الله را، مسیر عرفان و معرفت را دقیق بدانند و برای آن‌ها اتمام حجّت رخ دهد.

اولین کارِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در آن سیزده سالِ مکه «دعوت و هدایت و روشنگری و مقابله‌ی با جهل و مقابله با شرک» بود، تا اینکه در مدینه حکومت تشکیل دادند و آنچه را که سیزده سال با عمل تبلیغ کرده بودند و به زبان خویش آورده بودند، آن را در مدینه در شکلِ حاکمیتِ دین به نحو احسن ایفاء کردند.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این فرمایش خویش می‌فرمایند: اولین کارِ حکومت «روشنگری» است، حکومت باید با مردم حرف بزند و بگوید که من برای خدا خدمت می‌کنم و منّتی بر شما ندارم، من مأمورِ خدای متعال هستم، من تکلیف دارم، من وظیفه دارم در خدمتِ شما باشم.

فرمودند: «سَیِّدُ القَومِ خادِمُهُم»، در قاموسِ دین و حکومتِ علوی، آن کسی که در رأس است از همه بنده‌تر است و به خدمت افتخار می‌کند.

در آن نامه‌ی زنده‌ی گویای تابوی دلنشینی که افتخارِ ماست، نوشتند که «إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَهٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَهٌ»،[۵] این حکومت برای شما طعمه نیست که فکر کنید لقمه‌ی چربی بدست آورده‌اید و باید استفاده کنید، بلکه امانتی را به دوش گرفته‌ای، «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا»،[۶] تو امینِ مردم شده‌ای، خلافت امانت است، اداره‌ی امورِ جامعه از برترینِ امانت‌هاست، در آن آیه ۷۲ سوره مبارکه احزاب می‌فرماید: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ ۖ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا»، می‌گویند امانت همان ولایت و حکومت و حکمرانی است.

وجود مقدّس امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مسئولیت حکومت را در صیانتِ مردم از افتادنِ در گودال‌های جهنّم و تباه شدنِ از عمرِ آن‌ها، صیانتِ از جوان‌ها، از عمرِ فرهیختگان، از عمرِ آحادِ مردم، که عمر ضایع نشود و ذخیره‌ی آخرت بشود، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه این کار را در رأس برنامه‌ها می‌دانند، اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، همه‌ی این‌ها فرعِ معرفت و بینش و دانش است، و وجود مقدّسِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این منشوری که از حکومتِ خودشان به همه‌ی حاکمانی که ادّعای پیروی از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را دارند، اول «لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ»،[۷] این دین الهی که سبک زندگی ماست و ضمانت اجرای آن هم با حکومت‌ها و با ولایت است، باید این را برای مردم تبیین کنند، باید شبهات را برطرف کنند، باید این دین را که مطابق با فطرت است، همانگونه که لوله‌کشی به خانه‌ها برای تأمینِ حیاتِ مردم است، این دین مهم‌تر از آب گواراست، باید برای مردم مانند آب گوارا باشد، قابل هضم باشد، و این شبهاتی که تحمیل شده است و دین برای بعضی از مردم ترسناک شده است، حکومت باید در قدم اول این موضوع را حل کند و به مردم باور ایجاد کند که دین پاسخگوی نیازهای شماست، دین برای آباد کردنِ دنیای شماست، و دین برای تأمینِ سعادتِ ابدی شماست، دنیای شما برای ساختنِ ابدیت است، شما باید مرگ را بمیرانید، شما برای همیشه زنده هستید، پس باید برای همیشه کار کنید نه برای چند روز، کسی که با اعتقاد به ابدیت ایفای رسال