«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ * رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری * وَ یَسِّرْ لی‏ أَمْریَ * وَ احْللْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی‏ * یَفْقَهُوا قَوْلی‏»[۱].

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمینَ وَ الصّلَاهُ عَلَی خَاتَمِ الْمُرْسَلِینَ طَبِیبِنا حَبیِبنَا شَفِیعِ ذُنوبِنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْمَعْصُومِینَ سِیَّمَا الْحُجَّهُ بَقِیَّهِ اللهِ فِی الْعَالَمِینَ عَجَّلَ اللهُ فَرَجَهُ وَ رَزَقَنَا اللهُ صُحبَتَهُ وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ».

مقدّمه

«إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ ۖ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ».[۲]

پرچمداری آخرین علمدارِ الهی در عرصه هدایت بشر و در عرصه ریاست عالَمِ کون به خلافت حضرت حق سبحانه تعالی را تبریک عرض می‌کنم، امام زمان ارواحنا فداه سیّد عالم هستند، علاوه بر اینکه سیّد اهل بیتشان هستند، شاید آخرین جمله‌ای که امام حسن عسکری علیه السلام با امام زمان ارواحنا فداه صحبت کردند این بود که فرمودند: «سَیِّدَ أَهْلِ بَیْتِهِ اِسْقِنِی».[۳]

Sadighi-14000724-Jashnvare Mirdamad-Pajoohesh-Thaqalain_IR (2)

امامت امام زمان ارواحنا فداه

امروز امام زمان ارواحنا فداه سکّاندار کشتی عالم آفرینش هستند، و این نقطه‌ی عطفی در تاریخ خلافت الهی و تاریخ هدایت بشر است که خدای متعال آخرین ذخیره را… همیشه آنکه خاتم است جامعِ هستیِ معنوی و نورانیِ همه‌ی گذشتگان است، لذا وقتی امام زمان ارواحنا فداه تشریف می‌آورند به اهل عالم اعلان می‌کنند که هرکه می‌خواهد آدم را ببیند بیاید و من را ببیند، هرکه می‌خواهد نوح را ببیند، هر که می‌خواهد ابراهیم را ببیند، هر که می‌خواهد رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلّم را ببیند بیاید و من را ببیند.

امام زمان ارواحنا فداه وارث همه‌ی انبیاء و وارث همه‌ی صلحا و سنگرنشینانِ نورافشانیِ گذشتگان هستند.

«بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»،[۴] مابقی من الله از گذشتگان، این آقای ما حضرت حجّت ارواحنا فداه هستند که خیرٌ لَکُم، اگر مؤمن باشید برای شما خیر است.

لذا امروز که روز آغاز خلافتِ الهیّه است، ولایتِ مطلقه‌ی کلّیه‌ی الهیّه‌ی امام زمان ارواحنا فداه است، محفل ما هم اقتضاء می‌کند که در جمع افسران آن بزرگوار، پرچمداران ترویج و تبلیغ امامت و ولایت، به اجرای منویات امام زمان ارواحنا فداه و سربازان آن حضرت، در این محفل با یاد آن حضرت، با توصیف آن حضرت دلشان روشن بشود و شارژ بشوند.

وجود مقدّس همه‌ی امامان و حضرت حجّت ارواحنا فداه که هرچه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم دارند به ارث به این بزرگواران رسیده است، یکی از آن‌ها تعلیم است، «یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ»[۵]  که قرآن کریم رسالتِ نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم را تعلیمِ کتاب و حکمت معرّفی فرموده است، و این رسالت بعد از نبی مکرّم اسلام بعهده‌ی دوازده امام ماست، که «أنَا مَدینَهُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها»، که «وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ»،[۶] این توضیحی که وجود مقدّس کشّاف حقائق امام صادق علیه السلام دادند، این علم غیر از علوم رسمی و حوزوی هست، علوم رسمی و حوزوی هم اگر به آن مقصد علامتگذاری نکنند و فلشِ تعلیم و تعلّمِ حوزوی به سوی آن علم نباشد نتیجه‌ای نخواهد داشت.

Sadighi-14000724-Jashnvare Mirdamad-Pajoohesh-Thaqalain_IR (3)

علم حصولیه باید به علم حضوری تبدیل شود

علوم حصولیه باید به علوم حضوری تبدیل بشود، معالِ این آن باشد که انسان از مرحله‌ی علم ذهنی به علم وجودی تبدیل بشود، علوم حصولیه قابل زوال است، «مَنْ یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لَا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئًا».[۷]

این زوال و حدوثی که در علوم حوزوی و دانشگاهی هست، نشان می‌دهد که گوهرِ انسان تا خودِ گوهر وجود و حقیقتِ وجودی آدم «علم الهی» نشود… یکی از اسماء حسنی خدای متعال «حلیم» است، تا زمانی که انسان رنگ خدا نگیرد و وجود او علم نشود به مقصد نرسیده است، و بحمدالله همه‌ی شما اهل تحقیق هستید، این آیه کریمه سوره مبارکه طلاق، «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا»،[۸] اصلاً ما همه‌ی کائنات را آفریدیم تا شما عالِم بشوید.

ولی کدام علم؟ خدای متعال دو علم را در این آیه کریمه مقصدِ آفرینشِ همه‌ی کائنات معرّفی کرده است، یکی علم به قدرتِ مطلقه‌ی خداست، یکی علم به علم لایتنهی پروردگار متعال است، «لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْمًا».

Sadighi-14000724-Jashnvare Mirdamad-Pajoohesh-Thaqalain_IR (9)

انسان چه زمانی می‌تواند به قدرت لایزال و علم نامحدود و لایتنهی علم پیدا کند؟

از این حدیث شریف که در مورد علم الکتاب و مقایسه‌ی آن با علمٌ مِنَ الکتاب آمده است، نشان می‌دهد که اساساً حقیقتِ آن علم با این علومی که در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها رایج است متفاوت است. در آنجا علم علمی است که همراه با قدرت است.

«قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ»،[۹] این یک نوع قدرتِ محیط است و استقرار یافتن در کرسی کن فیکون است که همینکه چیزی را اراده می‌کند می‌شود، اما منشأ اراده یک علم است، یک حقیقت دیگری است، یک نوری در وجود است، علم او کتاب باز نمی‌کند، به لغت‌نامه و دایره المعارف مراجعه نمی‌کند، این کتابِ درونِ اوست که پُر است، «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ»،[۱۰] همینطور که کتاب آفاقی عینیت‌ها هستند، ولی همه در حدّ خودشان عالم هستند، شعور دارند، مبدأ را نشان می‌دهند، شاهد بر وحدانیت پروردگار متعال هستند، مسبّح هستند، ساجد هستند، به سوی او روان هستند، «أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ»،[۱۱] هم مبدأ را می‌شناسند، هم مسیر را می‌شناسند، هم مقصد را می‌شناسند، و دائماً هم در حال سیرورت هستند، وجود در حال تعالی پیدا کردن است، وجود در حال تکامل پیدا کردن است، در یک سیر جوهری به سوی خدا شدن هستند، به سوی مظهریت هستند.

Sadighi-14000724-Jashnvare Mirdamad-Pajoohesh-Thaqalain_IR (1)

منقلب شدنِ ساحرهای فرعون

ساحرهای فرعون گفتند: «إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ»،[۱۲] خیلی عجیب بود، این‌ها این علم را از کجا آوردند؟ و این تعبیر بلند که عرفای ما باید زانو بزنند. این‌ها ساحرهای فرعون بودند و مشغولِ دنیا بودند، یکمرتبه چه شد؟ این چه معرفتی است؟ این چه علمی است؟ قرآن کریم تعبیر را نقل می‌کند وگرنه ما نمی‌توانستیم چنین تعبیری را در مورد آن‌ها ابداء کنیم، ولی این خیلی عجیب است، «إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ»، این انقلاب چه انقلابی است؟ چطور مبدأ و مسیر و مقصد را پیدا کردند و متوجه شدند که این سیر سیرِ ذهنی نیست، سیرِ قراردادی نیست، سیرِ وجودی است، «إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ».

Sadighi-14000724-Jashnvare Mirdamad-Pajoohesh-Thaqalain_IR (4)

علم امام زمان ارواحنا فداه

حضرت آصف وصی علیه السلام حضرت سلیمان علیه السلام یک درجه را دارد، یک روح دارد، یک حقیقتِ نوری در وجود خود دارد، این در مرحله‌ی وجودی یک علم است، این علم تصوّر نیست، تصوّر و تصدیق نیست، این علم یک حقیقتی است که هم خدای متعال ر