اگر توفیق و دستگیرى خدا نباشد، مگر کارهاى اختیارى انسان انجام مى  گیرد؟! باید دستگیرى و توفیق از ناحیه  ى خدا باشد، تا با اِعمال اختیار و اراده از ناحیه  ى بنده، کارهاى اختیارى انجام گیرد. تازه انجام افعال اختیارى مشروط به بقاى حیات و صحّت و عدم موانع است. مثلاً براى انجام نماز باید بنده ساجد و… باشد و عنوان سجود به قیام مبدّل شود و شخص قائم، راکع و ساجد گردد، این ها همه از او تعالى و به او است؛ زیرا وجود و ایجاد، تا چه رسد به حرکات و سکنات، به او است؛ چنان که مى  فرماید:«وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـکِنَّ اللَّهَ رَمَى»سوره ى انفال، آیه  ى ۱۷٫ آن هنگام که [سنگریزه  ها را] پرتاب نمودى، این تو نبودى که انداختى، بلکه خدا انداخت.ما همین اندازه مى  دانیم که خداوند امر فرموده و نهى کرده و ما در فعل و ترک مضطرّ نیستیم و بین افعال مضطرّ و غیر مضطرّ فاصله است. همین مصحِّح عقوبت است. و نیز بالوجدان ثابت است که خود را در مورد تکلیف، فاعل ما یشا و مختار و خالق فعل مى  دانیم، حال این که همگى مخلوق خداست و اختیار بنده نیز بر فرض ابقاى خداست و باید خدا او را باقى بدارد تا فعل را عَنْ إِرادَهٍ وَ اخْتِیارٍ انجام دهد. و انسان « فاعل ما بِهِ » است نه « فاعل ما مِنْهُ » یعنى علت مُعِدّ و زمینه سازِ فاعل حقیقى است، نه فاعل حقیقى و ایجادى.ولى خیال مى  کند که « فاعل ما مِنْهُ » است و این که فعل از او صادر مى  شود، و حال این که نمى  داند چه  قدر طول مى  کشد و یا به آخر مى  رسد یا نه و یا موفّق به انجام کار تا به آخر مى  شود یا نه؛ با این که از اوّل قصد انجام فعل تا آخر آن را دارد.

منبع: کتاب در محضر حضرت آیت الله العظمی بهجت- جلد۱ / محمد حسین رخشاد