«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ * رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری * وَ یَسِّرْ لی‏ أَمْریَ * وَ احْللْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی‏ * یَفْقَهُوا قَوْلی‏»[۱].

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمینَ وَ الصّلَاهُ عَلَی خَاتَمِ الْمُرْسَلِینَ طَبِیبِنا حَبیِبنَا شَفِیعِ ذُنوبِنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْمَعْصُومِینَ سِیَّمَا الْحُجَّهُ بَقِیَّهِ اللهِ فِی الْعَالَمِینَ عَجَّلَ اللهُ فَرَجَهُ وَ رَزَقَنَا اللهُ صُحبَتَهُ وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ».

عرض سلام و ارادت به برادران عزیز، دانشجویان ارجمند، آینده‌سازان باکرامت دارم.

بحثی که به حول و قوه‌ی خدا در خدمت عزیزان خواهیم داشت بحث آیات الأحکام است.

خدای متعال قرآن کریم را پاسخگوی همه‌ی نیازهای بشر معرّفی فرموده است. در آیه ۸۹ سوره مبارکه نحل فرمود: «وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ»[۲] این کتاب را بر تو تنزیل کردیم، و وصف این کتاب این است که «تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ» است، جامِ جهان‌نماست، آنچه هست و آنچه باید باشد، هم هستی‌ها را، هم بایستگی‌ها را، هم شایستگی‌ها را در این کتاب ارائه فرموده است، تجلّیِ خدای متعال است، نسخه‌ی زندگیِ بشر است و خدای متعال این کتاب را بر قلب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نازل کرده است، «لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ»،[۳] این کتاب که «تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ» است، البته اینطور نیست که از خودش بتواند اسرار عالم را، بایدها و نبایدهای زندگی بشر را از این کتاب استخراج کند، بلکه «بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ»،[۴] پروردگار حکیم در میان امییّن به هر معنایی که باشد، رسولی را برانگیخت و مبعوث فرمود، یک رستاخیزی را ایجاد کرد که کار و رسالتِ این پیامبرِ عظیم الشأن در ابتدا آدم‌سازی بود، «وَیُزَکِّیهِمْ»، آنچه را که لازمه‌ی آدم بودن است و آن شکوفاییِ استعدادِ انسان است، برای بشر زمینه‌ی رشد و نمو فراهم کردن است، و زوائد و فضولات را از بین بردن، به تعبیر آیه دیگر «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ»،[۵] آنچه که بر دوشِ بشر سنگینی می‌کند و با آن وزر و وزنه، زندگی برای بشر سخت می‌شود، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم آمده است تا بار را از روی آدمیان بردارد، سنگینی را به سبک‌بالی تبدیل کند، «وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ»، زنجیرهای اسارت و تعلّقات و آنچه که کندِ پای بشر است و زنجیرِ بالاهای اوست و او را زمین‌گیر می‌کند را از پر و بالِ بشر باز کند تا او بتواند رشد کند.

تزکیه دو معنی دارد، یک معنا «رستن» است و یک معنای دیگر هم «رها شدن».

«رستن» یعنی روییدن، یعنی نمو کردن. این مبتنی است بر اینکه رها بشود، تا زمانی که آزاد نشود نمی‌تواند رشد کند و به مقاصد عالی برسد.

رسالت دوم نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم برای عصرها و نسل‌ها و شهرها این است که پیغمبر معلّم است، «یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ»، این کتابی که تبیان کلّ شیء است به معلّم نیاز دارد، معلّمِ این کتاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند، بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هم کتاب عدل دارد، «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی»،[۶] که در سوره مبارکه آل عمران، آیه مباهله یک مصداق را بیان کرده است که او خودِ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و حقیقت و نفسِ نفیسِ پیامبر اسلام است، «وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکمْ»،[۷] «عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِی»، «أنَا مَدینَهُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها»، این احادیث هم متواتر است، هم علمای عامّه و هم امامیّه در مجامع حدیثی آورده‌اند و جای تردید و شک در صدورِ این حدیث و در دلالتِ این حدیث وجود ندارد.

لذا مرجعیتِ علمیِ حضرات ائمه علیهم السلام را منصفان از اهل سنّت هم قبول دارند، اختلاف در مرجعیت سیاسی و حکومت است، وگرنه «أنَا مَدینَهُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها» ابهامی باقی نگذاشته است.

بعد هم «کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» توسعه می‌دهد، تنها امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نیستند، بلکه تا زمانی که کتاب الله باقی است عترت پیغمبر هم در کنار کتاب الله است، هم نیازهایی را که بشر لازم دارد را تبیین می‌کنند که چگونه کتاب الله پاسخگو هست، آن هم به اعتبارِ هر عصری و هر زمانی و هر ملّتی و هر قومی و هر نژادی. اما آن کسی که استنباط می‌کند و آن کلّیات را بر مصادیق به مرور زمان تغییر می‌کند و تغییر می‌دهد و تطبیق می‌کند حضرات ائمه معصومین سلام الله علیهم أجمعین هستند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هم کتاب را و هم حکمت را تعلیم می‌دهد، و تکمیلِ این تبیان کل شیء به وجود نازنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و ترجمان‌های قرآن کریم در طول زمان است و هیچ زمان هم بشریت بدونِ حجّت و معلّم و مرزبانِ ارزش‌های انسانی و محافظِ کتاب الله نیست.

چون قرآن کریم پاسخگوی نیازهای بشری است در بُعدِ اعتقادات، جهان‌بینی، تفسیرِ زندگی و هستی، در بُعدِ اخلاق و ایجادِ ملکاتِ فضیلتی و زدودنِ ملکاتِ رذیلتی، و در مرحله‌ی سوم سبک زندگی، تعلیمِ رفتار در بُعدِ حکومتی و مدیریتی و سیاسی و اقتصادی و تجارتی و عقود و در بُعدِ قضائی و دادرسی و داوری در منازعات، در همه‌ی این‌ها آیه و سوژه و سرفصل دارد و تبیینِ آن را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین واگذار کرده است، «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»[۸] که در سوره مبارکه حشر آمده است.

آیه‌ای که جامعِ این ابعاد است در سوره مبارکه حدید آمده است، «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ۖ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ»،[۹] می‌فرماید ما رسلِ خودمان را ارسال کردیم، ما رسولان خودمان را فرستادیم، ولی با دست خالی نیامدند، برای ایجادِ اطمینان و تحصیلِ یقین در قلوبِ آدمیان، ما این‌ها را با بیّنات فرستادیم، که مصداقِ بیّنات، هر چیزی است که بشر را به یقین می‌رساند، حجّت را بر بشر تمام می‌کند، یا ایجادِ پذیرش می‌کند و بهانه را از بشر می‌گیرد، که مصداقِ بارزِ آن معجزات پیامبران بوده است، انبیاء علیهم السلام بدونِ استثناء به قدرت غیبی مجهز بودند و در زمان خودشان خوارق عادتی را برای بشر ایجاد می‌کردند و به ظهور می‌رساندند، هیچ کسی قادر نبود چنین کاری را انجام بدهد، راه طبیعی هم نداشت که با دیدنِ دوره‌های مهارتی و کارگاهی، یا با آزمایشگاه‌ها و رصدخانه‌ها و میکروسکوپ‌ها بشود به آن چیزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم رسیده است رسید و بشود کسی کاری بکند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در مقامِ ارائه‌ی قدرتِ خدا آن کار را کرده است، در هر زمان پیغمبر متناسب با آن زمان اعجازی را ارائه فرموده است و بشر عاجز بوده است، اینکه اعجاز است برای این است که عجزِ دیگران در کار است و احدی نمی‌تواند چنین کاری را کند و کار کارِ آموزشی و تجربی و مهارتی نیست، بلکه خارق عادت است و این کار به مشیّت و اراده‌ی الهی انجام می‌شود، جزو اختیارات پیغمبران هم نبود که هر وقت خواستند بتوانند هر معجزه‌ای را ارائه کنند، بلکه مصلحتی که خودِ خدا آن مصلحت را می‌دانست، خدای حکیم بر حسب مصلحت در مواقعی که لازم بود پیغمبر را مأمور می‌کرد که برای مظهریتِ قدرتِ خدا، آن کار از وجود او به مردم ارائه می‌شد.

«رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ»، قدم اول دارا بودنِ اقتدارِ ما فوقِ عادت بود که پیغمبران مجهز بودند و این قدرتنمایی را به اذن الهی انجام می‌دادند، حضرت موسی کلیم علیه السلام با عصای خود همین کار را می‌کردند، هم کارِ فرهنگی می‌کردند و هم کار اقتصادی می‌کردند و هم کار نظامی با این عصا انجام می‌دادند، حضرت عیسی بن مریم سلام الله علیه فرمودند: «أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ»،[۱۰] من یک مجسمه‌ی پرنده‌ای را درست می‌کنم و در آن می‌دمم، دم عیسی دم عیسی نبود، بلکه دم خدا بود، باذن الله این بصورت یک موجود زنده پر می‌کشید و پرواز می‌کرد. یا اینکه «أُحْیِی الْمَوْتَى» مرده را به اذن الهی زنده می‌کنم، و همینطور می‌توانستند بیماری‌های لاعلاج مانند کور مادرزاد را شفاء بدهند.

این بیّنات برای حصولِ اطمینان بود و در برابرِ افرادِ لجوج نوعی خلع سلاح بود.

«وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ»، آن مقدّمه بود تا این فرهنگی را که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم برای بشر از جانب خدا تدارک دیده است، این کتاب را، این تمدّن را، این قانون را، این فرهنگ را، این انسجام را، این وحدت را، و این زندگی خوب را برای مردم بصورت کتاب، «وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ»، این‌ها شریعت آوردند، این‌ها قانون آوردند، این‌ها فکر آوردند، این‌ها اخلاق آوردند، این‌ها روشِ رفتار را با خودشان همراه داشتند که این مجموعه‌ی اندیشه و انگیزه و عمل را بصورت کتاب مطرح فرموده است، «وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ».

«وَالْمِیزَانَ»، حال که خدای متعال قانون نازل کرد، هم قانونِ فکری و اعتقادی، هم قانونِ اخلاقی، و هم قانونِ عملی. قهراً وقتی قانون آمد و چارچوب‌ها مشخص شد، ریل‌گذاری شد که بشر راهِ زندگی را به نحوی که سعادت او را تأمین کند، از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به بشر ارائه شد، همه این راه را نمی‌روند و گاهی علاوه بر اینکه طی طریق نمی‌کنند و با آدرس صحیح حرکت نمی‌کنند، بلکه