ثقلین
TasvirShakhesEmamHasan

ای مه که عیان روی تو در هر دیده است

مدح امام حسن مجتبی علیه السلام؛ شاعر: سید محمد رستگار

ای مه که عیان روی تو در هر دیده استهر دیده تو را به وجه دیگر دیده استپنهان ز خدا نیست تو هم می‌دانیامشب دل ...

TasvirShakhesEmamHasan

ریحانه ی زهرا و علی بود حسن

مدح امام حسن مجتبی علیه السلام؛ شاعر: سید محمد رستگار

ریحانه‌ی زهرا و علی بود حسندُردانه‌ی زهرا و علی بود حسنقربان جمالش که گل سرسبدِگلخانه‌ی زهرا و علی بود حسن شاعر: سید محمد رستگار ...

TasvirShakhesEmamHasan

زخم جگر تو بس که کاری شده است

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام؛ شاعر: هادی ملک پور

زخم جگر تو بس که کاری شده استچشمان من از غصه بهاری شده استخونی که ز داغ کوچه بر دل کردی!از گوشه ی لبهای تو ...

TasvirShakhesEmamHasan

در عشق چرا به جان و تن فکر کنیم

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام؛ شاعر: محمود سنجری

در عشق چرا به جان و تن فکر کنیمتا اوست چرا به خویشتن فکر کنیمگل کرد حماسه ی حسینی تا مایک لحظه به غربت حسن ...

TasvirShakhesEmamHasan

پیش تو اگرچه صبراز پاافتاد

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام؛ شاعر: حسین دارند

پیش تو اگرچه صبراز پاافتادباشیعه بگوکه تشت پیش تونهاد؟صلح تواگرچه تلخ اما یک روزدر قامت لاله گون قاسم گل داد شاعر: حسین دارند ...

TasvirShakhes-HamidBakeri05

کوله‌پشتی

صفحاتی از زندگی شهید حمید باکری

قدش نسبت به او کوتاه بود؛ دست‌هایش را حلقه کرد دور گردنش و روی پنجه‌ی پا بلند شد؛ می‌خواست دعا را درست توی گوشش خوانده ...

TasvirShakhes-HamidBakeri06

عکس دو نفره

صفحاتی از زندگی شهید حمید باکری

چادرهای بچّه‌های تفحص معلوم بود. به او گفته بودند که حاج رحیم صارمی –که از دوستان حمید بود- برای تفحص همین طرف‌ها است. ماشین ایستاده ...

TasvirShakhes-HamidBakeri02

شما مهدی را نمی‌شناسید!

صفحاتی از زندگی شهید حمید باکری

آقا مهدی، با این‌که فقط یک سال از حمید بزرگ‌تر بود، یک نوع حالت پدری نسبت به او داشت. رفتار حمید هم در مقابل او ...

TasvirShakhes-HamidBakeri01

معلّم خوب

صفحاتی از زندگی شهید حمید باکری

وقتی به حمید جواب مثبت دادم، یقین داشتم که یقین دارد به اسلام. احساس می‌کردم یک راهی است، می‌خواهم بروم؛ احتیاج به یک هم‌راه؛ یک ...

TasvirShakhes-HamidBakeri04

زیباترین پاسدار روی زمین

صفحاتی از زندگی شهید حمید باکری

«آن موقع‌ها، شماها یادتان نمی‌آید، مُد بود هر کس مذهبی است لباسش نامرتب و چروک باشد؛ موهایش یکی به شرق یکی به غرب… یعنی که ...

صفحه 158 از 158« بعدی...102030...154155156157158