نقش ابراهیم بن مالک اشتر نخعى در حوادث سیاسى عراق (66 – 72 هجرى)

این نوشتار، نقش ابراهیم پسر مالک اشعر نخعى را در تحوّلاتِ سیاسى عراق (66 – 72ق) بررسى مى‏کند. با وجود آگاهى اندک ما از زندگى ابراهیم پیش از قیام مختار، پیوستن او به آن قیام، مشروط بر صحّت نامه محمد حنفیه به او، و غلبه بر اشراف کوفه که مخالف مختار بودند، بسیار برجسته است. او هم‏چنین در نبرد خازر امویان را شکست داد و موجب تثبیت مختار در کوفه شد. پس از آن از مختار جدا شد و زبیریان و مروانیان در صدد جذب او برآمدند.
نویسنده، عامل جدایى ابراهیم از مختار را دو چیز دانسته است، نخست بدعت‏هاى دینى مختار و دوّم مبارزه ابراهیم بر اساس مبانى فکرى و دادخواهى نه عصبیت و مصلحت فردى. او در نهایت، با تعلّق خاطرى که به عراق داشت در نبرد مصعب بن زبیر بر ضدّ مروانیان شرکت کرد و در سال 72 قمرى کشته شد. گفتنى است مترجم برخى دیدگاه‏هاى نویسنده درباره مختار را نقد و بررسى کرده است.

شریح قاضى; زندگى نامه و عملکرد

شریح بن حارث کندى – مشهور به شریح قاضى – از چهره هاى اجتماعى ـ قضایى و تا حدى سیاسى صدر اسلام مى باشد. بنا به نوشته مورخان و نسب شناسان, سراسر تاریخ زندگانى این شخص پر از ابهام و تناقض بوده و همین عامل سبب گشته تا برخى از محققان وى را شخصیتى افسانه اى بپندارند.
در این مقاله ضمن رد این پندار و اثبات واقعى بودن این شخصیت, کوشش مى گردد تا زوایاى دیگرى از زندگى او همچون: ایرانى بودن, صحابى یا تابعى بودن وى, دلایل تداوم منصب قضاى او, بررسى اتهام مداخله در امضاى استشهاد نامه علیه حجربن عدى و از همه مهم تر, بررسى درستى یا نادرستى صدور فتوا از جانب او علیه امام حسین(ع) روشن گردد.

ریشه شناسى جریان هاى سیاسى کوفى در نیمه نخست قرن اول هجرى/هفتم میلادى

شناخت چگونگى بنیان شهر کوفه و روند تحول ساختار جمعیتى آن, از تإسیس در سال هفده هجرى قمرى تا ایام حکومت امام على(ع), نقش بنیادى در تبیین و معرفى جناح هاى سیاسى در نیمه سده هفتم میلادى/قرن اول هجرى دارد.
این جناح ها در حوادث منجر به قتل خلیفه سوم, و موضع گیرىهاى ایام حکومت امام على(ع) نقش اساسى ایفا کردند. به گمان نویسنده, خاستگاه اجتماعى ـ اعتقادى هسته مرکزى نیروهایى که قیام سال 35 هجرى را رهبرى کردند و سپس در طول حکومت امام على(ع) در موضوع حکمیت و انشعاب نهروان از مواضع متفاوت رویاروى شدند, در روند مطالعه جامعه کوفه به دست مى آید. بازشناسى اوضاع برآمدن و شکل گیرى این جناح ها و تبیین موضع گیرىهاى آن ها موضوع این مقاله است

جغرافیاى تاریخى کوفه

در دوره خلافت خلیفه دوم, مسلمانان که هدف فتح ایران را در سر داشتند, به دنبال محلى بودند که علاوه بر نزدیکى به مرز ایران, از نظر آب و هوایى, مطلوب ساکنین جزیره العرب باشد; از این رو سعدبن ابى وقاص پس از مکاتبه با خلیفه دوم, به سلمان فارسى و حذیفه بن الیمان مإموریت داد تا به دنبال محلى مناسب جهت اسکان خود و گله شترانشان باشند. در پى این مإموریت, منطقه اى در ساحل غربى رود فرات و نزدیکى شهر باستانى حیره انتخاب گردید, که بعدها کوفه نامیده شد, و این اولین شهرى بود که پس از ظهور اسلام, به وسیله مسلمانان ساخته شد.

امامت از ديدگاه انديشمندان اماميه در مدرسۀ کوفه

اندیشۀ امامت و ویژگی‌های امام به عنوان اصلی‌ترین وجه تمایز مکتب امامیه نسبت به سایر مکاتب اسلامی، از مهم‌ترین مسائلی است که‌اندیشمندان نخستین امامیه بر محور آن به بحث و گفتگو نشسته و دربارۀ آن نظریه‌پردازی کرده‌اند. اندیشمندان و محدثان شیعه در کوفه دربارۀ تعریف امامت، انگاره‌های مشترکی داشته و بر این باورند که امامت مقامی بسیار والا و حتی بسی بالاتر از مقام نبوت و رسالت است. آنان مهم‌ترین مؤلفۀ مقام امامت را وجوب پیروی و اطاعت مستقل از امام می‌دانستند که با تفویض دین، رابطه‌ای مستقیم دارد. از این‌رو لازم است که خداوند این حق اطاعت را برای امام جعل و نصب کند. البته بزرگان اصحاب امامیه در کوفه در پاره‌ای از خصوصیات امامت نظیر گسترۀ منابع علم امام به ویژه علم الهامی، گسترۀ ولایت و نوع نگاه به مسأله عصمت، با یکدیگر اختلافاتی داشته‌اند. بیشتر این اختلافات به نگرش اندیشمندان و روش کلامی آنان بستگی داشت. در این بین جریان کلامی هشام بن حکم به دلیل مستدل کردن مسائل امامت به استدلالات عقلی در نهایت دیدگاهی خاص ارائه کرد که نسبت به باور جریان اکثریت و محدثان امامیه، در غالب موارد دیدگاهی حداقلی محسوب می‌شود.

تقابل عالمان زيدى كوفه در نيمه اوّل قرن دوم با باور به امامت الاهى اهل‌بيت

ردر نيمه اوّل قرن دوم، جريان علمى و معرفتى زيدى در كوفه فعّال و تأثيرگذار شد. برخى شخصيّات مهم اين جريان در درس صادقين شركت مى‌كردند، ولى نسبت به امامت ايشان ترديدهايى ابراز مى‌نمودند و علم ايشان را كسبى مى‌دانستند. آنان امامت را نيز براى اهل سيف شايسته مى‌دانستند. متقابلاً اهل‌بيت نيز تلاش مى‌كردند كه موضع خود را نسبت به اين گروه براى شيعيان كوفه تبيين و با مراعات جنبه‌هاى تقيّه از آسيبهاى علمى ايشان بر شيعيان جلوگيرى كنند.

تجزیه و تحلیل ادبی خطبه حضرت زینب (سلام اللّه علیها) در کوفه

خطبه حضرت زينب(س) در اجتماع مردم كوفه با حمد و ستايش خدا و معرّفي خود به عنوان دختر پيامبر (ص) شروع مي‌شود و با توبيخ و سرزنش مردم كوفه ادامه و با همين مضمون خاتمه مي‌يابد. از اين رو، سياق كلّي خطبه توبيخ كوفيان است. حضرت زينب(س) گريه ظاهري مردم را زير سوîال مي‌برند و آنان را بسان احمقي فرض مي‌كنند كه رشته‌هاي ايماني خود را بعد از تابيدن محكم، پاره‌پاره كردند و همه اعمال نيك خود را در نزد خدا ضايع كرده و از اين رو، مستحقّ خشم خدا و جاودانگي در عذاب شده است. در جاي جاي اين خطبه زيبا، استفاده از ايجاز، مجاز، اقتباسات قرآني و ديگر شيوه‌هاي بياني، به خصوص استعاره تمثيليّه، بسيار چشمگير بوده و به زيبايي خطبه افزوده؛ به گونه‌اي كه با استفاده از مثلهاي قرآني و شيوه‌هاي بياني زيبا، اعمال زشت كوفيان به وضوح در نظرشان به تصوير كشيده شده است.فصاحت و بلاغت، ويژگي بارز اين خطبه است و مخاطبان آن تحت تاîثير بيان شيواي حضرت زينب (س) واقع شدند و ايشان با سلاح سحرآميز بيان، به افشاگري و رسوايي دولت اموي پرداختند.